ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام...

من هم نمی بینم ام...



امروز 96/08/20 هست...
هر مطلبی بعد از این نوشته بشه از نظر من آخرین مطلب وبلاگ هست
واقعا عقیده من هست



طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

اندیشه و فهم

چهارشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۰۶ ب.ظ

آیا چون تفکر میکنیم ، میفهمیم؟

 یا چون میفهمیم ، تفکر میکنیم؟


پی نوشت:

یقینا هر دو میتونه درست باشه اما این ساده ترین پاسخی هست که میشه به این سوال داد... قدری لطیف تر بشویم

در وب قبلی در این باره مفصل نوشتم اما فقط دوست دارم مطرحش کنم... هر کی هم دوست داشت روش فکر کنه...


نکته: بی ارتباط با مطلب قبل نیست

  • ۹۵/۱۲/۱۸
  • ۱۱۹ نمایش
  • ن. .ا

نظرات (۷)

  • دچــ ــــار
  • با لحن آقای دینانی خوندم پستت رو :))
    پاسخ:
    دوستش دارم...

  • دچــ ــــار
  • چند نکته فقط به ذهنم رسیده:

     + تفکر در مورد تصورات و معلومات اکتسابی اتفاق می افتد
    + مفاهیم بدیهی با تفکر حاصل نمی شود
    پاسخ:
    بیشتر فکر کن...

    همین معلومات اکتسابی هم اینطور نیست که معلول تام تفکر باشن
    دلیل: برای فهم یه مجهول گاهی نیم ساعت فکر میکنی... گاهی یک ماه... گاهی یک سال... زمان چه تاثیری در رسیدن به فهم داره؟...
    گاهی هم اصلا فکر نمیکنی اما ناگهان با دیدن یه صحنه به جواب سوالی که مدتها در ذهن داری میرسی...
    در حصول همین معلومات اکتسابی ، تفکر ما چند درصد نقش داره؟

    عوامل دیگه در فهم، چیا هستن؟

    اصلا یه قدم برگردیم عقب تر:

    فهم چی هست؟


  • بنت شهرآشوب
  • سعی کنید اینجور پستهای حیرت انگیز رو در ماه اسفند نذارید
    ما حسابدارها در شلوغی حسابرسی ها، در بایگانی ذهنمون جایی برای این قبیل تفکرات نمی یابیم

    سعی میکنم در تعطیلات عید بهش فکر کنم
  • دچــ ــــار
  • فکر کنم توی نهایه خوندم که حواس ما برای ادراک ذهن علت معده هستند و ادراک از ناحیه ی ... نمی دونم چی چی ... مثلا عقل فعال... به ذهن انسان اعطاء میشه/ یعنی ممکنه ما به یه چیزی نگاه کنیم ولی نبینیمش

    اگه اینجوری باشه پس فهم همون وحی میشه؟ 
    پاسخ:
    مسئله ی وحی به این سادگی ها نیست...
    به نظرم اون مبحث رو یا حداقل اون لفظ رو در این بحث وارد نکنید... بحث های علمی خودش رو میطلبه...

    اون مباحثی که توی نهایه خوندید درسته... اما پیشنهاد من اینه که با الفاظی مثل (عقل فعال یا عقل بالمستفاد یا عقل بالملکه یا...) خودتون رو راضی نکنید...
    اون الفاظ بار معنایی عمیقی دارن... اما من و شما باید آگاه باشیم این الفاظ تا وقتی در لفظ و مفهوم برای ما خلاصه بشه و قانعمون کنه کارایی خاصی نداره...

    در اندیشه ورزی سوال بیش از جواب اهمیت داره... این رو به عنوان یه اصل بدونید...

    خصوصی نوشت:
    لطف کردید... 
    ان شا الله خدا با اسم علیمش بر ایشون تجلی کنه...

  • دچــ ــــار
  • خودمم نمی خواستم اون اصطلاحو بنویسم چون از اول نفهمیدمش :) 
    ولی خب منظور عادم رو میرسونه در هر حال 
    جواب خصوصی نوشت:
    یاعلی مدد :/
    فقط فهمیدم که نفهمیدم. همین! :))
  • شبنم بیقرار
  • سلام
    وقتی این دو مطلب رو خوندم یاد کمدی الهی دانته افتادم.
    اول راه که سفر از جهنم شروع میشه ویرژیل(نماد عقل) همراه و راهنمای دانته ست. ولی همین طور که از برزخ میگذرن از یه جایی به بعد ویرژیل میگه من دیه توان همراهی ندارم و دانته رو به بئاتریس(نماد عشق) میسپره. و خب دانته از اول بئاتریس رو میشناخته و شیفته اون بوده.
    یاد این کتاب افتادم.
    نمیدونم درست متوجه حرفاتون شدم یا نه.
    پاسخ:
    سلام علیکم
    از اول شیفته اش بوده....
    جا انداختن اینکه عقل و عشق از هم جدا نیستن قدری سخته.
    برای نفوذ در باطن حقایق و دریافت اون حقایق لطیف شدن لازمه... یعنی عقل که ارتقاء پیدا کنه لطیف میشه انسانی که لطیف میشه حالش طور دیگریست... که اصطلاحا میگن عاشق شده... این لطیف شدن به عقل برمیگرده و اثری که در شخص میذاره حالتی هست که اسمش رو میذارن عشق

    اما اگر حرف از حب میزنم و میگم قرائت مکنونات قرآن و عالم بدون حب الله و آل الله ممکن نیست بسی حرف داره 
    الهی شکر که شیعه هستیم و شیعیان حقیقی رو دوست داریم
    این دوست داشتن خیلی نعمت بزرگیه... خیلی..‌.
    ارتقائش بدیم... که خیلی در قرائت مکنونات نظام هستی بهش نیاز داریم... این دوست داشتن اگر درست و عقلانی باشه و همراه با عمل . لطیفمون میکنه...
    این حدیث رو چند روز پیش شنیدم خیلی عجیبه:
    هر کسی علی (ع) را در دلش دوست بدارد یک سوم قرآن را خوانده است و هر کسی با زبانش او را یاری هم بکند دو سوم قرآن را خوانده است و هر کسی با دست و عملش هم او را یاری بکند کل قرآن را خوانده است. عجیبه نمی فرمایند اگر دوستش داشته باشید چقدر از قرآن را خواهید خواند... میفرمایند خواندید... سبحان الله... روش فکر کنید
    و جالبه که فرمودن حرام زاده و حرام لقمه و ... نمیتونن علی گ اولادش رو دوست بدارن و بالعکسش هم هست که حلال زاده و حلال لقمه نمیتونه این بزرگواران رو دوست نداشته باشه
    حالا به نظرم میاد صهیونیست ها کجا رو نشونه رفتن تا بنیان خانواده ها رو سست کنن... اقتصاد رو ربوی کردن تا لقمه ها حرام باشه روابط غیر مشروع رو رواج دادن تا نطفه ها هم حرام باشه...
    اونا دنبال این هستن....
    ببینید ربط بین دوست داشتن و خواندن قرآن رو...
    دوست داشتن مولا علی  و یاری کردنش چه ارتباطی با قرائت قرآن داره؟
    سبحان الله
    اونوقت چرا برای اجدادمون خیرات ندیم چرا دعاگوی پدر و مادرمون نباشیم که همچین گنجی ( حب به اهل بیت) رو در دلمون به ودیعه گذاشتن
    خیلی حرف داره‌.‌..
    خیلی...
    الحمدلله