ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام...

من هم نمی بینم ام...



امروز 96/08/20 هست...
هر مطلبی بعد از این نوشته بشه از نظر من آخرین مطلب وبلاگ هست
واقعا عقیده من هست

فعالیت های من در این فضا جدای از سلوک شخصی من نیست... لذا به نویسنده این وب و مطالبش اصلا به چشم کسی که صرفا داره آگاهی بخشی و هدایت گری میکنه نگاه نکنید...
اینجا محل تعامل و مبارزه من با نفسم نیز هست...

اینجا محراب من هست...
محل حرب من با نفس سرکش

اینجا دنبال چیز ثابتی نباشید...



طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

ان شا الله 3

سه شنبه, ۵ دی ۱۳۹۶، ۰۵:۴۲ ب.ظ

امام خمینی (ره) میفرمودن: هدف، وسیله رو توجیه نمیکنه...

یا میفرمودن: ما مامور (یا مکلف) به انجام وظیفه هستیم نه حصول نتیجه...


این یعنی اینکه انسان در هر فعالیتی چه مقدس و چه غیر مقدس وقتی در قید نتیجه قرار گرفت بدونه نفس مشغولش کرده... اگر هم نسبت به نتیجه بی تفاوت بود باز هم بدونه نفس مشغولش کرده...


باید برای اهداف متعالی دقیق ترین برنامه ها رو پیاده کرد اما مراقب باشیم اسیر برنامه نشیم... 

مثال میزنم:

خانمی مذهبی دوست داره پزشک بشه و در این لباس به مردم خدمت کنه برای خدا... تمام تلاشش رو میکنه... پزشک میشه... ازدواج میکنه... همسرش از همه جهت خوبه... اما به دلیلی که که شاید معقول هم نباشه مانع اشتغال همسرش میشه... میگه نباید کار کنی... ممکنه اگر این خانم از راهش وارد بشه بتونه در طی یک سال یا دو سال آینده نظر همسرش رو  عوض کنه... اما فعلا موضع شوهر اینه و کوتاه هم نمیاد...

این خانم هم فقط 10 سال در دانشگاه همه وقت و توانش رو گذاشته تا در این حوزه نتیجه بگیره و پزشکی موفق بشه... قبل از دانشگاه هم به همین عشق درس خونده... حال یکباره باید "خدمت به بیماران قربة الی الله" رو بذاره کنار...

اگر این خانم از صراط اعتدال خارج شد و خواست به هر وسیله و به هر قیمتی همسرش رو راضی کنه یا بدون رضایت همسرش کار کنه بدونه تمام این سالها نفسش به اسم خدمت به اجتماع و به اسم تقرب به خدا مشغولش کرده بود...


من اگر بعد از نوشتن مطلبی که خیلی روش فکر کردم و  بستن پنل مدیریتم در وب فکرم به این باشه که هی برم به پنل سر بزنم نفسم مشغولم کرده...


مشغول نشدن توسط نفس باید دائم تمرین بشه... مثلا دوستی بهت نسبت ناروا داد و شما متوجه شدی... همین جا وقت تمرینه... رها شو از فکرش... حالا هر وقت وقتش شد جوابت رو بده اما الان رها شو...

مهمون عزیزی داشتی... خواستی بهترین غذا رو براش درست کنی... سه ساعت توی آشپزخونه وقت گذاشتی... آخرش بر اثر یه اتفاق غذا سوخت.... غصه نخور... سعی کن رها بشی...


در هر چیزی توقف کردیم (غصه یا شادی) نفس مشغولمون کرد...

حدیثی داریم که میفرمایند از هر چیزی اندوهگین شدید و اشکتون سرازیر شد (حتی بر اثر زمین خوردن و درد گرفتن اعضای بدن) اون گریه رو سوق بدید برای امام حسین...

ببینید... حتی در این مسائل هم نباید توقف کنیم...

کنکور قبول نشدی گریه ات گرفت... سوقش بده برای امام حسین... چون امام حسین باب رهایی هست... خود رهایی هست...

چند بار عرض کردم یکی از اثرات تکوینی تصور مصائب امام حسین و اندوهگین شدن بر اون مصائب ، تطهییر قوه خیال هست... قوه خیال تطهییر بشه به جای مشغول کردن انسان و مدفن عقل شد مظهر عقل میشه...


از کجا بفهمیم در اعمال مذهبی مون ما نفس رو مشغول کردیم یا نفس ما رو؟

بیشتر از این نمی تونم توضیح بدم... 

ببینیم با وجود برنامه ریزی دقیق و سنجیده چقدر نسبت به برنامه هامون حالت رهایی داریم... اگر رها بودیم ان شا الله این ما هستیم که نفس رو مشغول کردیم...

بزرگواران در نظرات به نکات درستی اشاره کردن اما من از منظری دیگه خواستم نگاه کنم... متاسفانه فرصت پرداختن به نظرات برام حاصل نشد...

 گاهی با غرق شدن در اینها نفسم رو مشغول میکنم 



امام على علیه السلام : من خداوند سبحان را به درهم شکستن عزمها و فرو ریختن تصمیمها و برهم خوردن اراده ها و خواستها شناختم .


  • ۹۶/۱۰/۰۵
  • ۱۴۱ نمایش
  • ن. .ا

نظرات (۱۳)

عنوان این سلسله مباحث "ان شا الله" بود
دقیقا با موضوع بحث مرتبط بود و عمدا انتخابش کردم...

اگر خدا بخواهد (ان شا الله) اگر برای ما جا بیفته پدر نفس در مقام وهم و خیال در میاد... 
نفس در مقام وهم و خیال دوست داره یه ابتدا و انتهای زمانی مکانی براش مشخص کنید تا بیارمه... و اگه مشخص کنید و خیالش راحت بشه بی شک مشغولتون میکنه...

همیشه انتهای برنامه هاتون باز باشه... بگید من این راه رو شروع کردم... برنامه هم دارم اما نمیدونم... توکلم به خداست...
به خودمون بگیم... 
اصلا دلیل اینکه برخی علما سفارش میکنن ماهی سه روز روزه بگیرید اینه که رویه شدن حتی در خوردن رو از نفس بگیرید...
پاسخ:
البته این مطلب خیلی جای پردازش داشت...
مثلا اگر بفهمیم اصلا نقش تدبیر ما (که تاکید هم شده که برای هر کاری تدبیر داشته باشید) در حصول نتیجه چی هست خود به خود رها میشیم...
بسط بیشتری لازم داشت اما با توجه به محدودیت ها و معذوریت های من این اندازه هم میتونه منشا تفکر بشه...

  • شاخه سیب
  • سلام.
    به نظر من(تا اونجایی که دیدم) مذهبیای ما اونقدر به ان شاءالله ان شاءالله گفتن دل بستن که دیگه میشه گفت کلا برنامه ریزی و محاسبه رو فراموش کردن. در صورتی که اگر توکل سنت خدا باشه؛ تاثیر سلسله اسباب و وسیله ها هم سنت خداست. 
    برداشت شخصی منه، ولی شاید بشه گفت تاثیر وسایل و برنامه ها از توکل بیشتر هم هست. برای این حرفم هم دلیل دارم.

    کاش حوصله و وقت بسط دادن داشتید. خیلی مطلب عالی میشد اگر مفصلتر توضیح داده میشد.
    پاسخ:

    سلام علیکم
    این دو اصلا از هم جدا نیستن
    نمیدونم چرا وقتی دفعه اول نظر رو خوندم برداشتم این بود که عصبانی هستید.
    منم خیلی دوست دارم در مورد تدبیر و توکل بنویسم... اما نمیشه... نمیدونم چرا
  • شاخه سیب
  • عصبانیت نیست. یه جور چندشه.


    پاسخ:
    توصیه میکنم این مطلب رو حتما بخونید  اینجا

    این مطلب خیلی مرتبط هست با مطلب من...  منتها توصیه میکنم در وقتی که حوصله و آرامش دارید بخونید...
    این دو سه مطلب اخیر رو هم در وقت دیگه ای باز بخونید... اونقدر ها هم گنگ ننوشتم...
    فقط نیاز به شرح بیشتر داره...
  • جناب دچار
  • برای خلاصه خوان ها:

    1.      امام خمینی (ره) میفرمودن: ما مامور (یا مکلف) به انجام وظیفه هستیم نه حصول نتیجه...این یعنی اینکه انسان در هر فعالیتی وقتی در قید نتیجه قرار گرفت بدونه نفس مشغولش کرده... اگر هم نسبت به نتیجه بی تفاوت بود باز هم بدونه نفس مشغولش کرده...

    2.      من اگر بعد از نوشتن مطلبی که خیلی روش فکر کردم و  بستن پنل مدیریتم در وب فکرم به این باشه که هی برم به پنل سر بزنم نفسم مشغولم کرده...

    3.      قوه خیال تطهییر بشه به جای مشغول کردن انسان و مدفن عقل شد مظهر عقل میشه... یکی از اثرات تکوینی تصور مصائب امام حسین و اندوهگین شدن بر اون مصائب ، تطهییر قوه خیال هست...

    پاسخ:
    هدفت از این کار چیه دچار؟...
  • جناب دچار
  • 1. اذیت کردن تو :)
    3. خلاصه جهت کمک به اونایی که حال ندارن مطلب رو بخونن
    2. من مطلب میخام بخونم باید ببرم توی وورد بعد هر بندی که میخونم حذف میکنم و لب مطلب رو نگه میدارم


    پاسخ:
    عجب!
    خلاصه نویسی قبلی ات خیلی دقیق تر بود...

    واقعا مطلب رو میبری توی ورد و بعد نگه میداری؟
    یا ابوالفضل!!!

    تا این حد جدی نگرفته بودمت :)
    واقعا!!!؟
  • جناب دچار
  • نه معمولا ذخیره نمیکنم :) مثلا پست های تو از اوناس که سیو نمیشه خخخخ :)

    + جدی نگیری منو راحت تری :)
    پاسخ:
    اذیت میکنی دچار...
    مراعات سن منو بکن... :(

    این اشک ها خونبهای عمر رفته من است... 
  • جناب دچار
  • بخاطر همین میگم جدی نگیر دیگه :)
    + باشه من دیگه براتون کامنت نمیذارم
    پاسخ:
    براتون !!!!!   ؟؟؟؟
    ماذا فازا؟

    حالا قهر نکن... کامنت نذاشتی اشکال نداره ولی وژدانا نظر بذار برام...
    :)
  • جناب دچار
  • اتفاقا چون حساسی تکرار میکنم کامنت رو :)
    پاسخ:
    میدونم
    حساس هستم اما حساسیتم وهمی نیست که با تکرار تو اذیت بشم...
    دیگه بعد این همه سال این اندازه حالی مون میشه که چه حساسیتی وهمی هست
    تا صبح قیامت هم که تکرار کنی تاثیری در ذهن من نداره رفیق

  • شاخه سیب
  • چندشم به خاطر دیدن عملکرد بچه های مذهبیه. این که یا اون قدر کفه برنامه ریزی رو سنگین میکنن که باعث تفرقه شون میشه یا اون قدر کفه توکل رو که باعث منفعل شدن....یا این که اول توکل میکنن کار رو شروع میکنن بعد یاد برنامه ریزی و تفکر میفتن...یاد تشکیلات و کار تشکیلاتی درست..توی شروع جایگاه هرکس و وظایفش تبیین نمیشه...اینا اذیت داره ولی چندشش اونجایی شروع میشه که میبینم خودم هم یه توی یه سطحی این طوری ام! منم این ایراد رو دارم حالا کمتر یا بیشتر...
    بعد آدم میتونه از مردم فرار کنه یا دغدغه شونو نداشته باشه ولی از خودش که نمیتونه...
    از طرف دیگه توی بعد فردی میتونم روی خودم کار کنم ولی برای بعد اجتماعی و تشکیلاتی باید آدمی باشه که اندازه خودم یا بیشتر دغدغه داشته باشه،حالا نگاهش و نظرش یا سطحش متفاوت بود،مهم نیست ولی دغدغه رشد داشته باشه...

    و الی ما شاءالله حرف دیگه هست که دردناکه!
    پاسخ:
    دعا کنید برای ما بچه مذهبی ها...
    آخه مسئله لطیفی هست... اصلا صراط مستقیم صراط ولایت هست
    از مو باریکتر و از شمشیر تیزتره...

    واقعا طهارت لازمه...
    خیلی اوقات خیلی هاشون دوست دارن خوب باشن اما حریف خودشون نمیشن...
    در دعایی از امام سجاد هست که میفرمایند خدایا اگه منو به خودم بذاری که بیام، من نمیام... ناصیه (موی جلوی سر) منو بگیر و با خودت ببر
    تصور کنید فضایی که دعا ترسیم میکنه رو...
    انسان بدون ولایت و طهارت حریف نفسش نمیشه... شک نکنید....
    شاید گریه بر امام حسین رو برای همین گذاشتن...

  • آب‌گینه موسوی
  • استفاده کردم. سپاس.
    پاسخ:
    الحمدلله
  • خونه مادری
  • توی خلاصه حیف بود که این حدیث نیومد
    امام على علیه السلام : من خداوند سبحان را به درهم شکستن عزمها و فرو ریختن تصمیمها و برهم خوردن اراده ها و خواستها شناختم .

    برنامه ریزی دقیق برای صلاح جهان و مجاهدتی که از کودکی شروع شده 
    شایید به نتیجه نرسیدنش به دلمون حسرت بیاره اما حضرتش رو به خدا نزدیک تر می کنه
    پاسخ:
    فرمایش درستی هست...
    ممنون بابت حضور شما
  • سوره کوثر
  • سلام و تشکر. 
    نیاز به واعظ داریم. 
    همیشه. 
    هرجا.
    پاسخ:
    سلام علیکم
    همینطوره...
    انسان عاقل وعظ و.موعظه رو دوست داره
    سلام
    نوحه ها و شورهای درباره اهل بیت شنیدن هم میتونه نفس رو مشغول کنه؟
    اینکه به جز در اوقاتی که مناسب هست ذکر اهل بیت بشنویم...
    پاسخ:
    سلام
    غالبا نباید اینطور باشه که ادم رو مشغول کنه , اگه اون وقتی که گوش میدید کار واجبتری نداشته باشید مشغول نیستید بلکه نفس رو مشغول کردید
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی