ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام...

من هم نمی بینم ام...



امروز 96/08/20 هست...
هر مطلبی بعد از این نوشته بشه از نظر من آخرین مطلب وبلاگ هست
واقعا عقیده من هست
پس تمام مطالب من میتونه در حکم خداحافظی هم باشه
فعالیت های من در این فضا جدای از سلوک شخصی من نیست... لذا به نویسنده این وب و مطالبش اصلا به چشم کسی که صرفا داره آگاهی بخشی و هدایت گری میکنه نگاه نکنید...
اینجا محل تعامل و مبارزه من با نفسم نیز هست...

اینجا محراب من هست...
محل حرب من با نفس سرکش

اینجا دنبال چیز ثابتی نباشید...



طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

مسئله "تحقق" در آینده

شنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۶:۳۳ ق.ظ

1:به گمونم حدیثی رو میخوند بر سر منبر:

" خداوند ابا دارد رزق مومن را جز از "من حیث لایحتسب" بدهد


2: استادی میفرمودن امروز حاکمان جاهل دنیا بر سر تصاحب ثروتهایی مثل انرژی و طلا و آب و... این همه کشتار راه می اندازن... چون فکر میکنند بقای دنیایشان در تصاحب این ثروتهاست... سروری شان در دنیا بر سر این تصاحب هاست... اگر با فرض این جهل و شقاوتشون، بر اونها روشن میشد اولیای الهی چه تاثیری در ثبات و تامین منافع و سروری اونها در دنیا دارند یقینا تمام این جنگها برای تصاحب اولیای الهی صورت میگرفت...


3: آینده شناسی و برنامه ریزی حقیقی برای آینده و رسیدن به برنامه ها در آینده (تحقق) عجب مسئله شیرین و پیچیده ای هست... خیلی منو جذب خودش کرد... خیلی...

چون همه برای آینده برنامه دارن اما اینکه چقدر از اون برنامه ها تحقق پیدا میکنه مهمه... بزرگتریم مسئله حکومتها قاعدتا باید همین باشه

 اگر دشمنان اسلام میتونستند ثبات و تامین منافع دنیای خودشون رو از قرآن استخراج کنند بی تردید میکردند اما قرآن بدون عترت و ولایت عقیم هست و جز ضلالت برایشان نخواهد آورد...

تمام بدبختی های بشر زیر سر اینه که قدرت حمل و اطاعت از اولیای الهی رو ندارن در حالی که اگر بدانیم این اطاعت و حمل ، برای دنیای ما هم بهتره برای دنیایمان هم که شده در جستجوی کسانی بر می آمدیم که خدا در بین ناس مخفی شان کرده... یعنی با نگاهی صرفا مادی هم حاکمیت انسانهای الهی به نفع بشر هست...

متاسفانه بشر در جهل مفرط بسر میبره... اما انگار اتفاقات داره به سمتی میره که بشر رو از این جهل خارج کنه...


  • ۹۷/۰۱/۲۵
  • ۸۱ نمایش
  • ن. .ا

نظرات (۷)

  • گرافیست ارشد
  • بسیار عالی ، ممنون
    پاسخ:
    لطف دارید
    من یه سوال دارم.
    میخوام بدونم معنای عزت چیه. عزتی که میگیم از آن خداست و فقط خدا تقسیمش میکنه از کجا قابل تشخیصه.
    مثلا شهید حججی به این درجه از شهرت و محبوبیت(عمدا از واژه ی شهرت استفاده کردم) میرسه میگیم خدا چه "عزتی" به این شهید داده.
    ولی مثلا the rock به درجه ای از شهرت و محبوبیت میرسه که 100 میلیون نفر فالوورش هستند و اگر بمیره بیش از شهید حججی براش سوگوار میشن، اما ما اسم این رو عزت نمیذاریم.
    درحالی که حرف the rock به شدت توسط آدمها خونده میشه. یعنی او واقعا برای اون 100 میلیون نفر عزیزه.
    یا یک مجریِ سخیف و بدکاره 80 میلیون فالوور داره و داره عشق و محبت رو میان مردمان گسترش میده و مردم هم واقعا دوستش دارن و او رو صاحب قلب بزرگ میدونن و حتی مجاهدی در سبیل حق که مثلا حقوق همجنسبازان رو مطرح کرده و شده الگوی آزاد اندیشی امریکا و مدال آزاد اندیشی رو هم گرفته. مسئله م مدالش نیست. مسئله م محبوبیت و خونده شدن حرفش توسط بندگان خدا و عزیز بودنش میان خلق اللهه.
    یا چرا راه دور بریم بازیگران خودمون.
    میخوام بدونم اون عزت خدادادی چیه دقیقا و از کجا میشه فهمید که عزتی که کسی داره از جانب خداست یا نه.
    البته میدونیم شهرت با گناه از طرف خدا نیست. اینو میدونم. ولی مسئله اینه که میگیم خدا عزت رو تقسیم میکنه اما گناهکارها هم عزیزند. چرا اینطوریه اوضاع؟
    پاسخ:
    خب باید اول یه تفکیکی بین تعاریف عوامی و تعاریف درست علمی بکنید
    ممکنه شخصی در اوج گمنامی از دنیا بره اما خدا عزیزش کرده باشه
    مثل حضرت علی... مثل حضرت فاطمه و...
    عزیز کسی هست که فقط در مقابل خدا خودش رو ذلیل دید...
    و هرگز در مقابل هیچ خلقی (از اون جهت که خلق هستن) ذلت رو نپذیرفت....

    بحث فالوور و محبوبیت و اینها خیلی ارتباط مستقیمی با عزت نداره...
    عزیز کسی هست که در نزد خدا والا هست 
    حالا اینکه خدا عزت یه سری رو به رخ میکشه و یه سری رو در بین خلق گمنام میکنه چیزی هست که امثال من سر در نمیاریم...
    اما ملاک عزتمندی حق محوری و موحد بودنه 

    شهید حججی به این خاطر عزیز هست که حق محور بود نه به این خاطر که در تشیعش جمعیت زیادی اومدن...
    حق محور بودن اصل هست در عزتمندی...
    سلام مومن. جزاکم الله خیرا

    ایام بر شما مبارک

    عرض کنم که یاد داستان موسی سلام الله علیه و قارون افتادم که موسی به قارون علم کیمیا یاد داد...اونم روز به روز به ثروتش افزود...
    طوری که قران میگه شترانی فقط کلید گنج های او را حمل می کردند...
    اما در انتها چی شد؟
    قارون با همه اون ثروت به کجا رسید؟


    طلا داشت اما بی ولایت...


    عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
    یا علی
    پاسخ:
    سلام
    چه تکمله خوبی بود به مطلب...
    اتفاقا یکی از وجوه مطلب همین بود که شما فرمودید...
    مرحبا به ناصرنا :))))
    سلام 
    مبعث بر شما مبارک ان شاالله بعثت درونی برامون صورت بگیره (آخرین حرفی که رو منبر شنیدم:)
    خب اگه برای به دست آوردن اولیا الهی نبرد راه بندازیم، اونا که نمیان
    چه کار کنیم تهش
    به کشور خودمون دعوت و ممنوع الخروجشون کنیم؟
    پاسخ:
    سلام برادر
    نگفتم نبرد راه بندازیم
    عرض کردم اگر با همین جهل و قساوتی که الان دارن براشون روشن بشه که اولیا الله چه نفعی برای دنیاشون دارن برای تصاحبشون جنگ راه می اندازن...
    روی همون مسئله تحقق برنامه های یک حکومت در آینده فکر کن...
    چه تضمینی وجود داره برای تحقق برنامه ها؟
    چگونه برنامه بریزیم که تحققش قطعی باشه؟
    مجددا سلام عرض شد

    عرض کنم که اولا از روی "بناصرنا" سه خط املا بنویس(لبخند)...این یک..

    دوم...دیگه وقتی هی پا منبر شما بشینیم تا میگی "ب" میگیم "بسم الله"...

    عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
    یا علی
    پاسخ:
    سلام علیکم
    اَخ اَخ اَخ اَخ (به لحن ارسطو خوانده شود)
    :)))))
    مولا علی (ع) یاورت 
    ممنون
    دوست داشتید وبلاگ ما رو هم دنبال کنید
    پاسخ:
    شوخی میکنید با ما؟
    کدوم وبلاگ؟
    سلام. درسته بزرگوار
    جنگ جهانی بعدی، میتونه جنگ تصاحب اولیاء الله باشه.
    همونطور که الآن عده‌ای از نظامیان امریکایی در شهرها و کشورهای مسلمان دنبال شخصی بنام مهدی هستند تا به زعم خویش، او را از میان بردارند!
    پاسخ:
    سلام برادر
    آخرین جنگ جهانی حق آغاز شود...