ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام...

من هم نمی بینم ام...



امروز 96/08/20 هست...
هر مطلبی بعد از این نوشته بشه از نظر من آخرین مطلب وبلاگ هست
واقعا عقیده من هست
پس تمام مطالب من میتونه در حکم خداحافظی هم باشه
فعالیت های من در این فضا جدای از سلوک شخصی من نیست... لذا به نویسنده این وب و مطالبش اصلا به چشم کسی که صرفا داره آگاهی بخشی و هدایت گری میکنه نگاه نکنید...
اینجا محل تعامل و مبارزه من با نفسم نیز هست...

اینجا محراب من هست...
محل حرب من با نفس سرکش

اینجا دنبال چیز ثابتی نباشید...



طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

۲ مطلب با موضوع «روضه امام حسین» ثبت شده است

اگر اهل اندیشه و تعمق باشیم در می یابیم اشک و نوحه و اندوه بر امام حسین و وقایع کربلا و اسارت با تمام اندوه های نظام هستی متفاوت هست... برای عاقل نشانه های این تفاوت بسیار زیاد هست... و علت این تفاوت بسیار سوال برانگیز هست و انسان رو مشتاق میکنه تا به اسرار این غم پی ببره...
خب شاید در زبان مادحین اهل بیت شنیدیم که زن و بچه در این حادثه حضور داشتن و جور یزیدیان از حد گذشته بود و... همه ی اینها درسته... اما اینها، همه نیست... 
براستی چرا این غم متفاوته؟.... کدام عقل باید به اسرارش پی ببره؟...
چه حقیقتی در این نام و در این غم نهفته هست که حضرت آدم در سیر صعودش وقتی به این پنج نور متمسک میشه وقتی به نام قدیم الاحسان می رسه اشک از چشمانش جاری میشه و از جبرییل میخواد تا علت این حزن طبیعی اش رو بگه... و اونجا تو گویی جبرییل روضه خوانی میکنه و حضرت آدم مستمع میشه...
به راستی تا کنون فکر کردیم؟... راز این غم چیست؟... راز این عزاداری ها چیه؟...
 
پیش خودم میگم شاید تمام اصرار امام برای رفتن به کوفه رساندن این رهاورد بوده به مومنین در طول تاریخ... ( ذکر مصیبت امام حسین و یارانش)
تمام زعمای شیعه در مکه و مدینه به امام عرض کردن کوفیان سابقه خوبی در عهد بستن ندارن... نباید به نامه ی اونها دلخوش کرد...
امام وقتی میدید امثال ابن عباس و جابر بن عبدلله انصاری و عبدلله ابن جعفر و محمد حنفیه و دیگران در این استدلالشون (بد عهدی کوفیان) بی راه نمیگن میفرمود من از پیامبر دستور دارم برای رفتن به این سفر...
 
واقعا چرا؟...
ره آورد این سفر برای شیعه چی بود؟
احیای سنت رسول الله؟... چه جوری؟...
من احیای سنت رسول الله رو قبول دارم... اما این حرف خیلی کلی هست... دقیقا چی جوری؟
اگر هدف امام صرفا مقابله با یزید بود... راه های دیگه ای هم وجود داشت... مثلا امام خیلی پیرو داشتن در یمن... که اتفاقا محمد حنفیه این پیشنهاد رو به امام داده بودن... اما امام نپذیرفت...
 
امام دنبال چی بودن؟... 
راز این روضه ها و غم ها چیه؟...
روش فکر کنید...
اثری که روضه ی امام حسین داره روضه ی دیگر ائمه نداره... هر چند روضه دیگر ائمه هم انسان رو رشد میده
 
کمی در این حزن و اندوه، دقیق و عمیق بشیم...
 
 
 
 
  • ۲ نظر
  • ۱۳ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۰۷
  • ۸۵ نمایش
  • ن. .ا

وسواس یک بیماری هست... نه تنها در دین به عنوان بیماری شناخته میشه بلکه در علم روانشناسی هم وسواس رو یه بیماری میدونن...

اما شاید تصور ما از این بیماری تصور درستی نباشه... شاید فکر میکنیم که فقط کسانی که در وضو و غسل و نجاست و طهارت و امثال این امور به خودشون سخت میگیرن انسان های وسواسی هستن...

این تصور بسیار تصور ابتدایی و عوامانه ای از وسواس هست... به عقیده بنده اکثر انسانها دچار این بیماری هستن... منتها شدت و ضعف داره...

بنده ابتدائا یکی از ریشه های وسواس رو میگم بعد نشانه های انسان وسواسی رو میگم و بعد خواهیم فهمید که شدت و ضعف وسواس رابطه معکوس با شدت و ضعف عقلانیت در انسان داره... یعنی هر چه عقلانیت در شخص کمتر باشه شدت وسواس در شخص قوی تر میشه...

پس لازم نیست هر کسی کلاس تفسیر یا کلاس تدریس عقاید گذاشت بگیم ایشون عقل زیادی داره... نه ... ممکنه کسی به لحاط نطریات خیلی قوی باشه اما نشانه های فراوانی از وسواس در اون شخص ببینیم... این شخص عاقل نیست... یه مشتی الفاط حفظ کرده داره تحویل شما میده... همین... اون الفاط رو میتونیم به یه طوطی هم آموزش بدیم عین ضبط صوت برامون بیان کنه...


برم سر اصل موضوع:

  • ۶ نظر
  • ۰۶ مرداد ۹۶ ، ۰۷:۴۴
  • ۱۸۷ نمایش
  • ن. .ا