ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام...

من هم نمی بینم ام...



امروز 96/08/20 هست...
هر مطلبی بعد از این نوشته بشه از نظر من آخرین مطلب وبلاگ هست
واقعا عقیده من هست

فعالیت های من در این فضا جدای از سلوک شخصی من نیست... لذا به نویسنده این وب و مطالبش اصلا به چشم کسی که صرفا داره آگاهی بخشی و هدایت گری میکنه نگاه نکنید...
اینجا محل تعامل و مبارزه من با نفسم نیز هست...

اینجا محراب من هست...
محل حرب من با نفس سرکش

اینجا دنبال چیز ثابتی نباشید...



طبقه بندی موضوعی


یادمه یه زمانی استاد دینانی " فلسفه " و "عرفان" رو به درستی تعریف کردن ... و از این تعریف ایشون گشایش های فراوانی در امور مختلف برای من اتفاق افتاد...
فرمودن: "فلسفه " عشقِ به دانستن هست و "عرفان" دانستنِ عشق هست... (البته تعریف تحت الفظی فلسفه رو میدونستم اما این کنار هم قرار گرفتن دو تعریف برام خیلی کارگشا بود)
اغلب ماها (انسانهای معمولی) در زندگی خودمون فیلسوف گونه حرکت میکنیم ، نه عارف گونه...
یعنی یه واقعیت هایی در زندگی برامون مطلوب هستن و عاشق اون مطلوب میشیم... اون مطلوب میشه سلطان وجود ما... یعنی بر وجود ما امارت (امیر) داره... لذا ماها عاشق غذا خوردن هستیم... عاشق دوست یابی هستیم... عاشق همسر هستیم ... عاشق فرزند هستیم... عاشق مسافرت هستیم... عاشق زیارت هستیم ... عاشق حال خوش هستیم...
خلاصه اینکه ما دائم اسیر عشق های گوناگون هستیم... که اتفاقا اکثر این عشق ها هم حلال هستن... و حق ما...
مثل فیلسوف که اسیر عشقِ به دانستن هست... فقط مدل عشق هامون فرق میکنه...
خب معلومه کسی که عشق به مطلوب ها بر وجودش امارت میکنه برائت از آنچه مورد بغضش هست هم بر وجودش امارت میکنه...
یعنی انسانهای معمولی اسیر حب و بغض هاشون هستن... اما برای اینکه انسانی در مسیر الیه راجعون قرار بگیره باید از اسارت حب و بغض هاش خلاص بشه... باید امیر حب و بغض هاش باشه... تا بتونه بر حب و بغض هاش مدیریت کنه...

میخوام در مورد پدیده ها و اتفاقات صحبت کنم و بگم خیلی از ماها برخوردی که نسبت به پدیده ها داریم برخورد اسیر محورانه هست...حب و بغض هامون نسبت به پدیده ها و اتفاقات، قدرت درست دیدن پدیده ها رو از ما میگیره...

یکی از اون پدیده ها که خیلی مهمه فضای مجازی هست... حرف آخرم رو اول بگم که دوستانی که حوصله بحث های طولانی ندارن وقتشون رو پای نوشته های ما هدر ندن:

معتقدم بستری که فضای مجازی برای خودشناسی و خود سازی انسانها فراهم کرد در تاریخ بی سابقه هست.... اصلا هم حرفم امکانات ارتباطی و دسترسی های آسان و این حرفها نیست...

ادامه مطلب ان شا الله در فرصت های بعدی
  • ۹۵/۱۲/۰۳
  • ۱۰۶ نمایش
  • ن. .ا

نظرات (۳)

یعنی افسار نفسمون به دست ما باشه نه افسار ما به دست اون؟

+سلام
وبلاگ بسیار متفاوتی است ...
  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • نه کل فضای مجازی البته
    بیشتر وبلاگ چنین کارکردی داره
    منتظر می مانیم تا ادامه اش را بر لوح دل ما بنگارید.