ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اینجا فقط به این علت حذف نشد که هنوز معتقدم حداقل برای خودم یه سری از مطالب و گفتگوهای اینجا به درد بخور هست...


"اینجا دیگه برای من صرفا ارزشی آرشیوی داره..."


اینجا مباحثاتی شکل گرفت که گاهی از دل همین مباحثات حرف حقی تجلی کرد... پس ماندن اینجا رو به حذف اینجا ترجیح میدم...

"" اما بدانید این نوشته ها حاصل تفکرات و برداشت های شخص بنده بوده... حتی اونجایی که آیه و روایت آوردم طبیعتا برداشت من از اون آیات و روایات هم دخیل بوده... پس محققانه و متفکرانه با مطالب مواجه شوید که من هم یکی مثل شما هستم و البته تمام تلاشم رو کردم برداشتم خلاف واقع نباشه اما چه تضمینی وجود دارد برای منی که نه از اولیا الله هستم و نه صاحب عصمت... اما شما جوان و انسانی اهل تحقیق باشید... نه به اشتباه یک سخن همه را خط بزنید و نه به صحت یک سخن همه را تایید کنید... محقق باشید""

"ضمن اینکه عالم طبیعت دارالاصلاح هست نه دارالافساد..."

همون طور که اگر در نمازمون عدم توجهی یا خطوری پیش اومد اگر اون نماز رو قطع کنیم در واقع اون نماز رو فاسد کردیم... و ما مفسد هستیم این وب هم همینه... بی ظرفیتی و غفلت من گاهی موجب بی توجهی و اختلال در روند فعالیت من میشد این دلیل نمیشه که اینجا رو حذف کنم...

"باید اصلاحش کنم..."

اگر شرایطی که من دنبالش بودم در همین جا محقق میشد یقینا اون "اصلاح"رو در همین وب انجام میدادم... حتی با مسئولین بیان هم در میون گذاشتم اما گفتن همینه که هست...
لذا مجبور شدم تغییر آدرس بدم...
اونجا هستم... و ملتمس دعای همه بزرگواران
یا علی

97/03/28

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

اثرات نظم + سیاسی نوشت

جمعه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۶، ۰۶:۵۳ ق.ظ

نظم داشتن در امورات زندگی از نشانه های تقوا هست... و بی نظمی از نشانه های بی تقوایی هست...

خب این یه حرف کلی هست مخصوصا که ممکنه ذهنیت های نادرستی در مورد تقوا داشته  باشیم و وقتی حرف از تقوا زده میشه مثلا یه مرد ریشویی که روی پیشونیش جای مهر مونده و دکمه یقه اش رو میبنده و ...

من فکر میکنم درد سنگینی هست که انسان طلبی داشته باشه و طلبش جدی هم باشه و هیچ وقت این طلب دست از دلش بر نداره اما...  اما "اراده" ی کافی برای رسیدن به این طلب رو نداشته باشه... و تنها مانعش هم نداشتن اراده باشه... خیلی دردناکه... تصور کنید همچین شخصی رو...

هر وقت آدمی دیدید که با شوق از یک خواسته و آرزوش سخن میگه اما اقدام جدی و مستمر در رسیدن به اون هدف و آرزوش نمیکنه پیش خودتون فکر نکنید اون صرفا اهل ادعاست... یا فکر نکنید خود فریبی میکنه... یا خیلی راحت نگید تو که اینقدر فلان موضوع رو دوست داری چرا براش تلاش نمی کنی؟ پس اینقدرها هم برات مهم نیست... نه...

اون بیچاره بر سر "اراده" اش بلا آورده... "اراده" اش دستخوش حوادث شده... من برای همچین آدمهایی در دلم اشک هم میریزم... حال این انسانها شبیه کسانی هست که اونها رو در داخل یک قفس بگذارن و در بیرون از قفس سر عزیزش رو ذبح کنن... برای همین گفتم خیلی دردناکه...

بی نظمی همچین بلایی سر "اراده" انسان میاره... یه نگاه به اطرافیانتون بندازید... اغلب انسانهای بی نظم اهل استقامت و استمرار در یک موضوع نیستن... استمرار و استقامت ، علاوه بر معرفت و انگیزه و ... نیاز به اراده ی جدی داره... یکی از مسائلی که اثر جدی روی اراده مند شدن انسان داره وجود نظم در زندگی شخص هست... حالا اینکه ربط اراده و نظم چیه کمی نیاز به تفصیل داره... که فرصتش رو ندارم... فقط همینقدر بگم نظم داشتن از عوامل مودب شدن نفس هست ، نظم یه جورایی کنترل خواسته های نفس هست... یعنی : ای نفس هر وقت تو دلت بخواد من خواسته ات رو اجابت نمی کنم ، بلکه هر وقت من تشخیص بدم به حوائجت پرداخته میشه... نظم یعنی این... و این به یک معنا ، مبارزه با هوای نفس هم هست... کسی که اهل اراده و به تبع اون اهل استقامت و استمرار هست لازم هست اهل کنترل و مدیریت خواسته های نفس هم باشه... و نظم در امور به یک معنا کنترل و مدیریت خواسته های نفس هست....



فضای مجازی به علت داشتن جذابیت های متنوع موجب میشه انسان در بهره بردن از فضای مجازی و یا وقت گذاشتن در فضای مجازی خیلی مقید به نظم و زمان مشخص نباشه و هر وقت فراغت و فرصتی پیش اومد وارد فضای مجازی بشه... و این خیلی اثر بدی روی اراده ی انسان داره... انسان رو فلج میکنه... کسانی که هر وقت دلشون خواست وارد فضای مجازی میشن و هر وقت دلشون خواست خارج میشن انسانهای به ضعف کشیده شده ای هستن که باید براشون گریست...

بیش از این بحث رو طولانی نمی کنم اندیشیدن روی این مطلب هم با اهلش.... این هم یکی از تهدیدات بزرگ فضای مجازی هست... اگر زن و مردی طلب فرزند دار شدن رو داشته باشن اما توانایی اش رو نداشته باشن چه عذابی میکشن؟... این عقیم بودن چقدر دردناکه؟... بی نظمی و بر اساس "دلم میخواد" وارد فضای مجازی شدن همچین عُقمی رو برای نفس در پی داره...

 

سیاسی نوشت: از ورود حجة الاسلام والمسلمین سید ابراهیم رئیسی به عرصه انتخابات ریاست جمهوری خوشحالم... دائم در بین گزینه های محتمل برای کاندیداتوری، دنبال شخصی بودم که دو ویژگی رو داشته باشه : 1_ انقلابی بودن و ولایی بودن 2_ جامع بودن (یعنی شخصیتی باشه که اکثریت سیاسیون و نخبگان کارآمد قبولش داشته باشن و حول محورش جمع بشن... یعنی پتانسیل جمع کردن نیروهای انقلابی در کنار هم رو داشته باشه). الحمدلله این دو ویژگی در ایشون بیش از بقیه مشاهده میشه... برخی اشخاص هستن که بنده هم بهشون ارادت دارم و ویژگی اول رو دارا هستن اما ویژگی دوم رو به اندازه ایشون ندارن... یعنی در عرصه عمل تنها میشن... نیاز الان کشور یک اجماع سیاسی هست در مسائل و بحران هایی که داریم...باید حتی کسانی که نمره ولایت ممتازی ندارن اما اشخاص اجرایی خوبی هستن رو مورد استفاده قرار داد این پتانسیل در آقای رئیسی هست که بتونه بیشترین اجماع رو نسبت به سایرین در اجماع نیروهای کارآمد داشته باشه...

البته این تشخیص فعلی من هست... هنوز در حال تحقیق هستم... ان شا الله توفیق انتخاب اصلح رو داشته باشیم... و من الله توفیق

عذر نوشت:

نظراتی آمده که نیاز به پاسخ دارن اما فرصتش برام فراهم نیست... اگر نرسیدم پاسخ بدم حلال بفرمایید     

  • ۹۶/۰۱/۱۸
  • ۴۳۶ نمایش
  • ن. .ا

نظرات (۸)

پست خیلی خوبی بود استفاده کردم.
من خودم به شخصه غرورم میتونه بهم اراده بده ولی بلد نیستم غرورم رو فعالش کنم:)

+امیدوارم شاهد انتخاباتی آزاد باشیم.

چقدر دلم می خواست بشینم پای این پست زار زار  گریه کنم... افسوس که حال اشک ریختن هم ندارم..... تا بحال کسی جز خودم انقدر دقیق حال و روزمو درک نکرده بود..... عین حالات منه..... عجز و درد و احساس عقیم بودن.... و کو اراده ای که ب این همه احساس ضعف و خسران پایان بده؟

 دلم می خواد چشمامو ببندم و بخوابم و همه چیو فراموشش کنم... 

در خودم هیچ قدرتی واسه جنگیدن نمی بینم... فقط سکون و انتظار فردای بهتر...

سلام
کاملا حق فرمودین...
آدم نمیدونه چیکار کنه با این فضا....
ریشه ی مشکل من رو گفتین انگار
هدف دارم انگیزه ام خیلی زیاده همت هم میکنم اما خیلی زود خسته میشم....علتهاشم مفصله...از جمله اینکه فضای مجازی صبر رو خیلی کم کرده چون زود نتیجه میده بهت،ولو خیلی سطحی و حتی شاید غلط...


سلام
تهش میرسه به این که بی برنامه و باری به هر جهت زندگی میکنیم...
ضعف داریم که فضای مجازی میشه خطر وگرنه که طوری نمیشد...
با پیچیده شدن دنیا رفتار های غلطمون و ضعف هامون بروز پیدا میکنه
ضعف رو باید برطرف کرد نه این که فضای مجازی رو طرد کرد.

به قول استاد پناهیان:

نظم و ادب دو گام اولیه ی تهذیب نفس هستن:
نظم یعنی هر چیزیو هر جایی دلم خواست، نمیذارم
ادب یعنی هر چیزیو هر وقت دلم خواست، نمیگم.



بسیارعالی...

+ در رابطه با بند آخر: همینکه هنوز می نویسید جای شکرش باقیست. 
این پستتون رو از همون زمان که خوندم ذهنم رو درگیر کرده بود.
یه چند تا سوال برام پیش اومد
1-چه جوری میتونیم به کارهامون نظم بدیم؟
مثلا کسی که 10 ساله با بی نظمی تمام زندگی کرده چه جوری میتونه این شرایط رو تغییر بده و به کارهاش نظم بده؟
2-چه جوری این نظم از بین میره؟
مثلا کسی که 10 سال از زندگیش منظم بوده چه جوری یه دفعه زندگیش میره سمت بی نظمی(دیدم که میگما:))
3-اصلا واقعا انقدر نظم در اراده تاثیر داره؟
من خیلی ها رو دیدم که تو زندگیشون افراد موفقی هستن ولی اعتیاد دارن به فضای مجازی و وقت و بی وقت،در حین کار و ... تو فضای مجازی هستن
خب آدم موفق که بی اراده نیست؟
هست؟
پس چرا بی نظمی اراده اش رو از بین نبرده؟
پاسخ:
باید از یه جایی شروع کنیم در جزئیات زندگیمون به جای "حال محوری" ، "ادب محور" بشیم...
از چیزهای خیلی ساده هم شروع کنیم... مثلا اگه غذا خیلی خوشمزه هست.... اونقدر نخوریم تا پر بشیم... بلکه چند لقمه قبل از سیر شدن دست از غذا بکشیم... (روایت هم داریم در این باب)
یا وقتی نسبت به کسی حسادت کردیم به جای اینکه حسادتمون رو بروز بدیم خوبی های اون شخص رو پیش دیگران بگیم... 
ماها چون در تمام شئون زندگی مون "حال محور" هستیم... قدرت مقابله با هوای نفس رو از دست میدیم...
و تا کسی اهل مبارزه با هوای نفس نشه عقلش تقویت نمیشه... فکر نکنیم عقل داشتن صرفا اطلاعات نظری داشتنه... یا صرفا خوب حرف زدن یا حرف خوب زدنه...

باید از یه جایی شروع کنیم به جای اولویت دادن به حال شخصی در جزئیات زندگی... اولویت بدیم به ادب الهی داشتن در جزئیات زندگی...

کسانی که خییلی حال محور هستن اغلب اهل نظم نیستن... یعنی یکی از عوامل بی نظمی حال محور بودنه... باید عوامل دیگه مثل مزاج و مسائل تربیتی رو هم بهش توجه کرد...

یه مقداری بحث ما از نظم و ادب محور بودن و اراده داشتن متفاوت هست با انسان موفقی که شما میگید...
اگه اجازه بدید فعلا این رو بهش جواب ندیدم چون یه قدر تفصیل لازم داره...
اگه میشه بهش جواب بدید چون خیلی برام مهمه البته هر زمانی که وقت داشتید جواب بدید که مزاحم کارتون نشده باشم
به نظرم این مثالی که شما درباره غذا زدید مستقیما مربوط میشه به تقویت اراده
برداشت من از پست شما این بود که اگه نظم بدیم به زندگیمون خود به خود ارادمون قوی میشه و دیگه حال محورر نیستیم به نظرمم درست میاد
یعنی برنامه داشتن و نظم دادن به زندگی واقعا میتونه به آدم اراده بده
حالا به نظرم شما تو جواب مستقیما رفتید سر بحث تقویت اراده
ولی سوال من اینه که چه جوری یه زندگی کاملا بی نظم رو بهش نظم و برنامه بدیم
البته تا خدودی جوابم رو گرفتم ولی دوست دارم مثالهای بیشتری بشنوم
یه سوالمم که جواب ندادید همین بود که خیلی ها از یه زندگی منظم میرن به سمت زندگی بی نظم
مثلا کسانی که تو زندگیشون ضربه روحی میخورن و یه دفعه زندگیشون از این رو به اون رو میشه
اینا چیکار کنن؟
چه جوری دوباره برگردن به ارادشون
اون موفق بودن هم اگه میشه بیشتر توضیح بدید

+خیلی این پستتون خوب بود کاش در کنار پستای سیاسیتون از این پستا هم بنویسید