ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام...

من هم نمی بینم ام...



امروز 96/08/20 هست...
هر مطلبی بعد از این نوشته بشه از نظر من آخرین مطلب وبلاگ هست
واقعا عقیده من هست
پس تمام مطالب من میتونه در حکم خداحافظی هم باشه
فعالیت های من در این فضا جدای از سلوک شخصی من نیست... لذا به نویسنده این وب و مطالبش اصلا به چشم کسی که صرفا داره آگاهی بخشی و هدایت گری میکنه نگاه نکنید...
اینجا محل تعامل و مبارزه من با نفسم نیز هست...

اینجا محراب من هست...
محل حرب من با نفس سرکش

اینجا دنبال چیز ثابتی نباشید...



طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

دنیا و آخرت

سه شنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۶، ۱۰:۳۱ ق.ظ

سلام


یه تعریف قشنگی از یه اندیشمند بزرگواری شنیدم در مورد "دنیا" و "آخرت"

میگفت دنیا از ریشه "دنی" به معنای پایین ، پست ، و نزدیک هست
میشه اینطور تعریف کرد که دنیا یعنی هر آنچه به افق نگاه تو نزدیک تر است...
و آخرت یعنی هر آنچه در عمق بیشتر و فرادست تر هست و رنگ ابدیت دارد

میگفت: اهل دنیا کسانی هستن که به درک اولیه خود از پدیده ها قانع میشوند و انعطاف عبور از ادراکات اولیه خود را ندارند و اسیر ادراکات خود میشوند حتی اگر اون ادراکاتشون نسبت به ما خیلی بالا باشه مثلا اهل الهامات سبوحی و قدسی باشن... اما در همون مرتبه توقف کنن به یک معنای رفیع تر و لطیف تر، دنیا زده شدن (البته این دنیا زدگی در این سطح، عقابی مثل جهنم و اینها نداره اما در نوع خودش خسران هست)

اهل آخرت دائم اهل عبور از ادراکات خود هستن و به هر مرتبه ای از ادراک میرسن باز انعطاف این را دارند که به همین سطح از ادراک بسنده نکنن و به سراغ درک عمیق تر میروند...

در واقع این مطلبی که خدمتتون عرض کردم بیانی دیگر از همون فرمایش استاد عزیز آقای دینانی بود




گاهی بعضی از مطالب انسان رو به ذوق میاره و حرف از درون انسان میجوشه...
این نظری هست که پای مطلب آقای فیش نگار نوشتم و ممنون از ایشون بابت انتشار مطلب ارزنده شون
این حرف رو چند سال پیش از بزرگواری شنیدم که کلی برام گشایش به همراه داشت...
گفتم در وب خودم هم منتشرش کنم البته با کمی اصلاح


  • ۹۶/۰۱/۲۹
  • ۱۶۵ نمایش
  • ن. .ا

نظرات (۵)

مقاله ای خونده بودم که از ملاصدار نقل قولی کرده بود که مومن دو جور داریم/ مومن واقف/ مومن سائر 
پاسخ:
نخوندم
باید خواندنی باشه
یه مستند هست به اسم the arrivals
این پستتون منو یاد قسمتی از اون انداخت
تو جایی مستند حدیثی از پیامبر اکرم(ص) روایت میشه که میفرمایند:
دنیا به معنای دست دراز کردن برای خوشه های انگوریه که هیچ وقت به دست نمیان.
پاسخ:
دنیا به معنای دست دراز کردن برای خوشه های انگوریه که هیچ وقت به دست نمیان.

چقدر قشنگ...
در مورد مراتب ایمان بود عنوانش دقیق یادم نیست الان / سال 90 خوندم من/ فکر میکنم یکی از نویسندگانش قراملکی بود
دو قسمت از این مستند رو بارها دیدم
یکی همین قسمته(با عنوان ماتریالیسم و جنگ درون)
یکی هم قسمت زن قرمزپوشه
واقعا مستند جذاب و جالبیه
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • سلام علیکم

    می بخشید بنده سوالم رو این جا می پرسم که ارتباطی با موضوع پست نداره، امّا به نظرم نرسید کجا میشه این سوال رو مطرح کرد.
    ممنون میشم اگر زمان تون اجازه داد پاسخی به سوال بنده بدید. (البته دوستی خواستند پیگیر این سوال بشم برای ایشون.)


     "پاسخ این ها چی میشه؟
    این صحبت ها در مورد آیه-ی «و نفختُ فیه من روحی ...» هستند.
    دوستم خواستند پاسخ سوال شون رو پیگیر بشم.

    👇🏻
    * روح نزدیکترین مخلوق به خداست و منظور اینکه خدا گفته از روح خودم در او دمیدم یعنی از همین روح که به تعبیری اشدالوجود است در او دمیدم . گفتم پس انسان خیلی طرفیتش عظیمه

    * چون به نظر من روح که بالاترین مخلوق خداست و در عین حال میگیم همه هستی تجلی خداست پس اگر خدا از روح در ما دمید ملایکه چه طور ازین روح نیستند؟یعنی چه طور اونا این ظرفیت را ندارند؟

    *سوال من اینه که طبق برهان صدیقین همه هستی سیر نزولی را نسبت به عین وجود که خدای تعالاست دارند...عسن وجود اشدالوجود شدیدالوجود و خفیف الوجود...در این سیر اگر روح را نزدیکترین مرتبه به عین وجود بگیریم چه طور از این روح در انسان هست اما در ملایکه که در مقام تجرد بالاتر ازانسان هستند چنین ظرفیتی نیست...اگر سیر تجلی پیوسته است این موردا که گفتم من درست متوجه نمیشم"

    تشکر.
    پاسخ:
    سلام علیکم
    چند نکته خدمتتون عرض میکنم

    اگر دوستتون من رو میشناسن بهتره خودشون سوال رو مطرح کنن و اگر نمی خوان اسمشون شناخته بشه ناشناس یا با اسمی دیگه بپرسن... اگر هم نمی شناسن و دسترسی به نت دارن آدرس من رو بهشون بدید خودشون وارد بحث بشن... چون نحوه سوال نشون میده ایشون یه مطالعاتی داشتن از این مسائل اما نسبت به بعضی کلمات درک شفافی ندارن...
    من باید این بحث رو با ایشون به صورت سوال و جواب پیش ببرم تا بفهمم مشکل اصلی سوال ایشون و متوجه نشدنشون از کجا برمیخیزه... با این حساب اگر شما بخواید به صورت واسطه بپرسید و جواب رو منتقل کنید هم خیلی طولانی میشه هم شما اذیت میشید... البته همه مون اذیت میشیم...

    مسئله دیگه اینه که من مسائلی که تا این حد بنیادی باشه اغلب توی وب نمی نویسم... در وب قبلی ام گاهی می نوشتم اما در این وب این رویه رو تغییر دادم... بنا به دلایلی به مصلحت نیست...
    لذا اگر بخوام جواب بدم احتمالا مطلبی رو رمز دار میکنم تا فقط ایشون اون پاسخ ها رو بخونن و بعدش هم مطلب رو حذف میکنم...

    این دو مسئله رو خدمت ایشون بگید ،شرایط و ملاحظات بنده اینه