ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام...

من هم نمی بینم ام...



طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

درخواست کمک از مخاطبانم (موقت)

چهارشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۳۹ ب.ظ
راستش بنا دارم در مورد این شهید بزرگوار کتابی بنویسم

خب مدتهاست توی فکرشم... مشورت هایی شد... کسب تکلیف هایی شد... کارهایی هم انجام شد... حتی برخی از ناشرها بسیار استقبال میکنن از اینکه در مورد ایشون بنویسم...
بنا ندارم یه زندگینامه معمولی از ایشون بنویسم... بناست یه "داستان، مستند" نوشته بشه...

حتی نحوه نوشتنش هم با دیگر کتب متفاوته... یعنی نوشتنش هم برام و برامون یه جور سلوک هست...
تقریبا تیمی و جمعی داره نوشته میشه... بناش رو اینطوری گذاشتم... خدا خودش کمک کنه... البته تیمی که انعطاف بالایی دارن و قدرت نقدپذیریشون و همینطور قدرت مکمل بودن خوبی نسبت به هم دارن...

اما کمکی که از دوستان میخوام چیه؟

این داستان مستند بنا داره یک آغاز حِکمی داشته باشه... یعنی چی؟
شما ببینید تمام سوره های قرآن با بسم الله الرحمن الرحیم شروع میشه... بعد از مولا علی داریم که تمام قرآن در بسم الله الرحمن الرحیم جمع هست... و تمام بسم الله در "ب" جمع هست و ....
این موضوع جدا از بحث های تفسیری اش یک کد داره و اون اینه که یک شروع خوب شروعی هست که در نقطه شروع یک ترسیمی از کل وقایع بعدش داشته باشه... یعنی اینکه یه داستان در شروعش طوری نوشته بشه که تمام شرح داستان رو در خودش به صورت جمع داشته باشه، یک اهمیت مبنایی داره...

اساسا نقطه آغاز و شروع یک مسئله اساسی هست در فرهنگ اسلامی که در هر حوزه ای باید یک نگاه تخصصی بهش داشت...
برای این نقطه شروع تصمیم داریم با روایت کردن یک داستان از شخصیت های مهم دینی و مذهبی یا از مشاهیر علمی یا از اصحاب و یاران اهل بیت که در زندگیشون برای دین آبرو دادن، شروع کنیم...
حالا اینکه داستان این شخصیت که در راه دین آبرو داده رو به چه صورت نقل میکنیم در آغاز داستان، بستگی به قالب و اقتضاء داستان داره...

میخواستم از دوستان اهل مطالعه که اطلاعاتی دارن تقاضا کنم اگر شخصیتی دینی و الهی در تاریخ اسلام میشناسید که در راه دین و خدا آبرو داده به من معرفی کنید...
شخصیت هایی رو میشناسم اما میخوام اگر کسان دیگه ای هستن بررسی کنم تا ببینم کدوم شخصیت پیام داستان ما رو بهتر انتقال میده...

ان شا الله نزد خدا ماجور خواهید بود


پ. ن:
میخواستم شخصا برم به وب برخی دوستان و تقاضا کنم ازشون که اگر اطلاعاتی دارن کمک کنن منتها گفتم شاید فرصت نداشته باشن و درخواست ما اونها رو به سختی و زحمت بندازه...
تصمیم گرفتم اینجا بنویسم تا اگه اگر کسی از مخاطبانم میتونه کمکی بکنه تکلف و اجباری در کار نباشه... و با رضای قلب این کار صورت بگیره


بعدا نوشت:
البته فکر نکنید من تحقیق نکرده و از سر راحت طلبی اومدم این تقاضا رو کردم... آدمایی که اینجا رو میخونن مجازی نیستن... حقیقی هستن....
این کمک گرفتنه و مشارکت برام ارزشمنده...

  • ۹۶/۰۲/۲۰
  • ۱۵۹ نمایش
  • ن. .ا

نظرات (۱۱)

درود. با همان نون والقلم شروع کن و با حقیقت شهید . نوشته هایتان را با سیاست و با فراز و فرود دنیای زود گذر هرگز گره نزن. چه شخصیت و شعوری بالاتر و والاتر از شهدا در اندیشه سائل بیکرانه ها. ماندگار باش. بدرود
پاسخ:
سلام 

نوشته تون از سطح ما بالاتره ... همش رو نفهمیدیم...
اگر منظورتون از سیاست ، همون مکاری و فریب کاری هست... بله... حق با شماست...
اما اگر منظورتون ورود پیدا نکردن به وقایعی هست که در اجتماع در حال ظهور و بروز هست... موافق نیستم...
خود شهیدی که میخوام ازش بنویسم در دل همین مسائل اجتماعی و سیاسی گام برداشت و جان و آبرویش را در راه ولایت داد...
این مسائل زودگذر دنیا فی نفسه ارزشی ندارن اما اگر با هدفی الهی وارد همین مسائل زودگذر دنیا بشیم ، انسان میسازه... اون هم چه انسانی : حقیقتی ممتد از فرش تا فوق عرش...

ممنون بابت وقتی که گذاشتید
سلام
اجرکم عندالله
بنظرم پدربزرگوارامیرالمومنین،حضرت ابوطالب یکی از کسانی هست که در راه دین آبرو داده
پاسخ:
سلام
خیلی ممنون , حتما در مورد  این بزرگوار بیشتر تحقیق میکنم
اما اگر صلاح دونستید اجمالی از مصادیقی که آبرویشان برای حمایت از اسلام در نظر عموم زیر سوال رفت رو بغرمایید
مأجور باشید ان شاءالله
مطمئنم کار جذاب و پسندیده ای خواهد شد.
با اجازتون دو شخصیت را معرفی میکنم شاید براتون مفید باشد:

1- ملاصالح قاری از آزادگان عزیزی هست که در مدت اسارت خود با مخفی کردن گرایش فکری و سیاسی خود کمک بسیاری به اسرای ایرانی کرد و همدم آنها در لحظه‌های سخت اسارت بود و حتی در موارد بسیاری جان آنها را نجات می داد.

این آزاده عزیز از معدود افرادی است که سابقه زندانی شدن در ۳ حکومت شاه، صدام و جمهوری اسلامی ایران را دارد. چرا؟ چون خیلی ها او را منافق و جاسوس عراقی ها می پنداشتند. در واقع وضعیت مشابهی با شهید محمد تورانی دارد. البته در باره ایشان هم کتاب نوشته شده و هم یک مستند تلویزیونی بسیار خوب ساخته و پخش شده است..

2- علامه مجاهد میر حامد حسین هندی صاحب کتاب گرانقدر عبقات الانوار فی مناقب الائمه الاطهار  که در نقل خدمات ارزشمند او هرچه بگویم کم است. از جمله اینکه جنابشان برای دستیابی به برخی احادیث معتبر و ارزشمند که بعدها مورد استفاده علامه امینی قرار گرفته است، مشقات زیادی را متحمل شده و در یک مورد هم برای دستیابی به یک کتاب نایاب و تک نسخه ای که نزد یک عالم سنی بوده، شرط او را می پذیرد و بیش از یک سال نوکری و خدمتش را میکند تا اجازه دهد از آن کتاب نسخه برداری کند!!

پاسخ:
خیلی ممنون بابت معرفی ها...
حتما در مورد این دو بزرگوار تحقیق می کنم...
خوشا به سعادت ملا صالح قاری... منتها یک ملاحظه ای وجود داره... درسته که ما قرار نیست یه زندگینامه خشک بنویسیم و نوشتار ما رنگ و روی داستانی داره و طبیعتا خیلی از جاها از قوه خیال و جنبه داستانی برای تبیین شخصیت و عقیدت و طریقت اون بزرگوار کمک میگیریم... اما به هر حال مستند هست... لذا بزرگوارانی چون ملا صالح که بعد از شهید تورانی زندگی کردن یا هم زمان با او می زیستن نمی شه خیلی از شخصیتشون استفاده کنیم... شروع داستان در واقع مواجه شدن شخصیت اصلی داستان با شخصیتی هست که من دنبالش میگردم... حالا یا از طریق مطالعه با این شخصیت روبرو میشه یا از طریق یک منبر یا سخنران یا دوست و یا حتی خواب دیدن و ....
لذا شخصیت باید مربوط به قبل از زمان حیات مادی ایشون باشه...

این مطلب اگر فقط موجب بشه من شخصیت های بزرگواری که شما دوستان معرفی میکنید بشناسم و هیچ استفاده دیگه ای نکنم باز هم بسیار مغتنم هست...
ممنون بابت اطلاعات خوبتون...
باز هم اگر چیری به ذهنتون رسید ما رو بی نصیب نذارید 
مرحوم قوام
مرحوم کافی

نشر خیمه هم کتاب جیبی ازشون چاپ کرده
پاسخ:
خیلی ممنون

این کمک ها خیلی مفیده...
ان شا الله ماجور خواهید بود نزد خدا
  • دچـــــ ــــــار
  • موفق باشید و ماجور
    چیزی به ذهنم رسید اطلاع میدم . ممنون
    پاسخ:
    خدا حفظتون کنه
    حضرت ابوطالب علیه السلام، برای دفاع از پیامبر و حفظ منزلت پیامبر در بین قریش، تا آخر عمر اسلام خودش رو مخفی کرد. در حالی که معصوم می فرمایند اگر ایمان ابوطالب رو در کفه ای از ترازو و ایمان همه خلق رو در کفه دیگر بگذارید، ایمان ابوطالب سنگین تر است.
    با این حال انگ کفر رو به جون خرید، تا اسلام پیامبر بین قریش خریدار داشته باشه
    همین الان هم بعضیها ایمان ابوطالب رو قبول ندارند
    پاسخ:
    خیلی جالب شد...
    حتما در موردشون تحقیق میکنم...
    اگر منابعی هم میشناسید معرفی کنید... اگر هم نمی شناسید تا همین جا خیلی کمک کردید
    ممنون بابت کمکتون
    راستش منبع تحقیقی نمیشناسم.
    خواهش میکنم. وظیفه بود
    http://www.honarevelaee.com/fa/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B5/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%C2%AB%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%8C-%D9%85%D8%B8%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%C2%BB.html
    از همه مظلوم تر خود خانوم هستن!! :((((((
    آبروی حضرت زهرا سلام الله علیها هم در تاریخ به همین علت بین اهل سنت رفته....
    ایشون به خاطر دفاع از ولایت با خلیفه وقت(که اهل سنت قبولشون دارن) مخالفت کردن. در بین اهل سنت این طور شایعه که ایشون بدون رضایت حضرت امیر (علیه السلام)  این کار رو کردن و حتی در صحاح سته(کتب مرجع روایی اهل سنت) اومده که "فیها شعبة من النفاق..."(گمانم این جمله از ابن تیمیه ملعونه)
    یعنی(نعوذ بالله) در ایشون رگه هایی از منافق بودن هست...
     یکی از دلایلی که میارن و شیعه بهش پاسخ داده اینه که اگر حضرت امیر راضی به قیام فاطمه زهرا بودن چرا شمشیر نکشیدن و بعدها هم هیچ برخوردی با خلفا نکردن و حتی در بعضی جاها بهشون کمک کردن...
    همین الان این مسئله یادم اومد...بیشترشو توان ندارم بنویسم...خودتون تحقیق کنید...
    سایت ولیعصر خیلی میتوننه بهتون کمک کنه.
    پاسخ:
    به  نظرم حضرت فاطمه بیش از اون که بدنام بشن یا آبروشون بره... مظلوم واقع شدن و برای مردم مدینه غیرقابل فهم بودم...
    یعنی میفهمیدن حضرت چه فرمایشی داره اما دلیل اون همه اصرارش رو نمی فهمیدن...
    بحث آبرو بردن و صب و لعن حضرت بیشتر بعد از حیات مادیشون اتفاق افتاد...

    ممنون بابت پیشنهادتون...

    منظورم در طول تاریخ بوده.
    خب مثل این که شما منظورتون از فدا کردن ابرو در حیات دنیایی فرد هست که من کلی برداشت کردم.
    ولی ائمه خیلی این طور بودن. خیلی پیش میومده که برای ترور شخصیت ائمه از بردن ابروی حضرات استفاده می کردن.
    امام حسن علیه السلام و امام علی علیه السلام دقیقا در حیاتشون به ابروشون امتحان شدن...
    پاسخ:
    همین طوره...
    بنا به دلایلی ترجیحم اینه شخصی از غیر معصوم انتخاب کنم
    اما شاید تجدید نظر کنم...
    به نظرم بهتره تمام گزینه ها رو یه بررسی داشته باشم...
    امام علی و امام حسن...
    چقدر لفظ امام انرژی بخشه
  • خانم الفــــ
  • سلام علیکم, ان شالله موفق باشید.اجرکم عندالله

    تاملی میکنم و اگرچیزی به ذهنم رسید,عرض خواهم کرد.فقط اینکه,فرمودید از شخصیت های جهان اسلام باشه, محدودیت قومی و نژادی هم داره؟ و اینکه در چه دوره ای مطلوب شماست؟
    پاسخ:
    سلام علیکم
    لطف میفرمایید
    هیچ محدودیتی جز اسلامی بودن نداره
    زمانش هم همین که قبل از انقلاب اسلامی باشه کافی هست
    یعنی از صدر اسلام تا سال ۱۳۵۷ شمسی

    باز هم تشکر