ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اینجا فقط به این علت حذف نشد که هنوز معتقدم حداقل برای خودم یه سری از مطالب و گفتگوهای اینجا به درد بخور هست...


"اینجا دیگه برای من صرفا ارزشی آرشیوی داره..."


اینجا مباحثاتی شکل گرفت که گاهی از دل همین مباحثات حرف حقی تجلی کرد... پس ماندن اینجا رو به حذف اینجا ترجیح میدم...

"" اما بدانید این نوشته ها حاصل تفکرات و برداشت های شخص بنده بوده... حتی اونجایی که آیه و روایت آوردم طبیعتا برداشت من از اون آیات و روایات هم دخیل بوده... پس محققانه و متفکرانه با مطالب مواجه شوید که من هم یکی مثل شما هستم و البته تمام تلاشم رو کردم برداشتم خلاف واقع نباشه اما چه تضمینی وجود دارد برای منی که نه از اولیا الله هستم و نه صاحب عصمت... اما شما جوان و انسانی اهل تحقیق باشید... نه به اشتباه یک سخن همه را خط بزنید و نه به صحت یک سخن همه را تایید کنید... محقق باشید""

"ضمن اینکه عالم طبیعت دارالاصلاح هست نه دارالافساد..."

همون طور که اگر در نمازمون عدم توجهی یا خطوری پیش اومد اگر اون نماز رو قطع کنیم در واقع اون نماز رو فاسد کردیم... و ما مفسد هستیم این وب هم همینه... بی ظرفیتی و غفلت من گاهی موجب بی توجهی و اختلال در روند فعالیت من میشد این دلیل نمیشه که اینجا رو حذف کنم...

"باید اصلاحش کنم..."

اگر شرایطی که من دنبالش بودم در همین جا محقق میشد یقینا اون "اصلاح"رو در همین وب انجام میدادم... حتی با مسئولین بیان هم در میون گذاشتم اما گفتن همینه که هست...
لذا مجبور شدم تغییر آدرس بدم...
اونجا هستم... و ملتمس دعای همه بزرگواران
یا علی

97/03/28

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

با نظام تکوین نجنگیم

جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۱۵ ق.ظ

++ براش گفتم عقوبت این سبک تغذیه اش چیه... خیلی خطرناکه ، احتمال سکته اون هم در سنین 40 تا 50 سالگی براش وجود داره... ممکنه فلج بشه یا...

-- شاید قبل از اینکه شما هم بهش بگید میدونسته، گاهی آدما تا وقتش نرسه برای چیزی دغدغه پیدا نمیکنن...

++ در مورد اینکه در رسیدن اون وقت چه چیزهایی موثرن بعدا صحبت میکنیم اما من به یقین رسیدم که با نظام تکوین نمیشه جنگید دلیل قرآنی دارم : "ان الباطل کان زهوقا" 

-- بیشتر توضیح میدی؟

++ من توی نوجوانی ام فکر میکردم کسانی که بی بند و بار هستن و توی رفتارهاشون حیا ندارن و اهل خوشگذرانی با نامحرم هستن و بی حجاب میگردن دارن لذت میبرن اما به سن عقل که رسیدم و بیشتر با مباحث و مسائل عقلانی و دینی آشنا شدم فهمیدم که بی حیایی و بی عفتی و بی حجابی موجب طلاق درونی بین زوجین میشه این اثر تکوینی بی حیایی و بی عفتی و بی حجابی هست مرد و زن هم نداره... بعد به کرات در اطراف خودم دیدم که مرد و زن بی عفت و حیا قبل ازدواج خیلی به هم علاقه داشتن اما بعد از مدتی وقتی اتفاقاتی از درون زندگی شون مشاهده میکردم میدیدم اینها دچار طلاق درونی شدن... پیوندی از درون بین اینها نیست فقط یه پوسته و محرمیت ظاهری بین اینها مونده... بعد میبینن نمی تونن با این وضع ادامه بدن سعی میکنن یا طلاق بگیرن یا از طرق نا مشروعی خلا خودشون رو پر کنن... غافل از اینکه نه با طلاق و نا با راههای نا مشروع اصل مشکل که همون خلا اون پیوند درونی که نیاز فطریشون هست جبران نمیشه مگر اینکه به عفت و حیا برگردن... اونها دوباره هم که ازدواج کنن باز بدون عفت و حیا پیوند درونی مستمر با همسرانشون نخواهند داشت... در تقابل انسان با قواعد نظام تکوین یقینا و قهرا اون کسی که شکست میخوره انسان هست... چون خدا باطل رو جعل نکرد که حافظش باشه لذا باطل محکوم به فنا و نابودی هست... بی حیایی و بی عفتی باطل هست رضا جان...

-- متوجه ام چی میگی



++ بعد حالا فکرش رو بکن شخصی سی سال با قواعد نظام تکوین جنگید حالا که آبها از آسیاب افتاد هزاران بلا از قِبلِ اصرارش بر باطل به سر خودش آورد بخواد برگرده به مسیر حق... حتما اگه برگشتش حقیقی باشه خدا میپذیره اما با اثرات تیره ای که روی خودش گذاشت میخواد چکار کنه؟ بلاخره فرق هست بین کسی که سی سال اهل مراقبه بوده با کسی که سی سال اهل باطل بوده...

-- نظام تکوین چطور انسانی که بر خلافش حرکت میکنه رو شکست میده

++ نظام تکوین با کسی سر جنگ نداره... خود شخص شکست میخوره... مثل کسی که خلاف جریان آب شنا کنه... ممکنه صد متری هم بتونه شنا کنه اما بلاخره از پا در میاد... رودخانه تلاشی برای شکست دادنش نکرد اون خودش محکوم به زوال و شکست هست... نظام تکوین در مواجهه با اهل باطل یا به عمرشون پایان میده (هلاکت) یا اگه خیری در اونها ببینه با برخوردی جلالی مسیرشون رو عوض میکنه... خلاصه اینکه پر و بالشون رو میشکنه... یعنی یه سیلی محکم بهش مینوازه تا به خودش بیاد... برای هر کسی این سیلی متفاوته برای یکی این سیلی طلاق از همسر هست ، برای یکی از دست دادن فرزند ، برای یکی ور شکست شدن ، برای یکی بی آبرو شدن ،هر کس بر اساس اون تشخص وجودی اش سیلی خواهد خورد...

-- وای بر ما

++ ما باید سعی کنیم خودمون متوجه اشتباهمون بشیم و خودمون مسیرمون رو عوض کنیم چون اگه نظام تکوین بخواد مسیر ما رو عوض کنه با زبون خوش عوض نمیکنه... ضمن اینکه نظام تکوین خیلی به انسان مهلت میده اما وقتی بخواد مسیرت رو عوض کنه پر و بالت رو میشکنه و بقیه مسیر رو باید با پر و بال شکسته طی کنی




پ.ن: 

نظام و قواعد تکوین: همون نظام و قواعدی هست که حق متعال برای نظام خلقت و مناسباتش و در درون مخلوقاتش وضع کرده است برای همین عرفای موحد اسلامی قائل به این هستن که تشریعیات توسط وحی و به واسطه انبیاء از دل تکوینیات استخراج شده است

  • ۹۶/۰۹/۰۳
  • ۲۷۴ نمایش
  • ن. .ا

نظرات (۲۰)

سلام
من فکر میکنم اگه کسی واقعا بخواد تغییر مسیر بده خدا خیلیییی کمکش میکنه. ⁦⁦:'(⁩
پاسخ:
سلام علیکم
همینطوره
اون مهلتی که به انسان داده میشه تا خودش تغییر کنه برای همینه... کسی که خودش پا در مسیر تغییر بذاره خدا با اسم الجبار (جبران کننده) باهاش روبرو میشه
کسی که به خدا اعتماد کنه و پا در مسیر درست بذاره خدا در آغوشش میگیره... اسما خودش رو در وجود اون شخص تجلی میده
خدا گونه اش میکنه...
میشه مرآت حق
اثر طبیعی اعمال...
که دوران دبیرستان هم خوندیم...

خدا به داد برسه زودتر خطاهامون رو بفهمیم.

شاید آدم گاهی بترسه که تو جمع های مختلف حضور پیدا کنه و یا مسئولیت های جدید بپذیره،اما بنظرم یکی از بهترین راه ها برای رشد،برای اینکه زودتر ابعاد وجودی خودمون رو بشناسیم و عیب هامون دیده بشه و اصلاحش کنیم همین اجتماعی تر شدن و حتی مسئولیت پذیرفتنه.
خداوند هم فکر میکنم برای همین بزرگ شدنه که خیلی بر صله رحم، دغدغه ی دیگران داشتن، سفر کردن، سیر فی الارض تاکید داشته و انسان ها رو به ذات از فردیت گریزان آفریده.

درحالی که اندیشه غرب دقیقا دست روی فردگرایی گذاشته...

یه آدم تا وقتی فقط با چهار نفر اعضای خانواده اش رفت و امد داره چیزی یاد نمیگیره! چون خانوادش به خوب و بدش عادت کردن..وقتی این فرد در تعارض با خانواده دیگری،اجتماع بزرگتری،نقش مهمتری قرار گرفت،اون وقته که میفهمه چقدرر نقص داره و یا چند مرده حلاجه...
شاید اولش خیلی تلخ باشه...اما باید تلخی اش رو بچشه و تحمل کنه تا درمان بشه. الان چهارنفر اطرافیان این عیب رو بفهمن خیلی بهتره تا فردا روزی یه مجموعه ی بزرگتر،الان در اقوام خودش رو نشون بده خیلی بهتره تا یه مقام اجتماعی یا محل کار،تااا..... روز قیامت جلوی تمام دوست و اشنا و اهل بیت و شهدا! نبابد از آشکار شدن بدی هامون بترسیم و بخاطر اینکه نظر دیگران درباره ما خراب نشه با یه عده محدود شناس فقط رفت و امد کنیم. هر چه بیشتر بشناسیم بیشتر پالایش میشیم به مدد الهی و پذیرفتن عیب هامون صد البته بهتر از موندن شون در وجودمونه... آدم گل و لجن رو که برای خودش نگه نمیداره!

یه بچه دبیرستانی کم رفت و آمد بره یه شهر دیگه دانشگاه یکباره تغییر زیادی میکنه،احتمالش زیاده که نتونه تعادلش رو حفظ کنه...اما اگه از چندسال قبلش در تعامل با عقاید و رویکردهای مختلف قرار بگیره و راهش رو انتخاب کنه،ورود به جامعه ی بزرگتر به راحتی از تعادل خارجش نمیکنه.
*
پراکنده گفتم واقعا... شاید خیلی هم با متن مرتبط نبود... نمیدونم چی شد اینها رو گفت،شاید روزی کسی بوده...
پاسخ:
درسته
سعی کنید این طبیعی رو جدای از تکوین ترجمه نگنید... حتی میخوام بگم لفظ تکوینی درست تره

نکات خیلی خوبی داشت... و بسیار کاربردی...

سلام
چقدر جالب اتفاقا الان یه پیامی برام اومد از حاج آقا پناهیان:
اگر خواستید یک روزی رشد بفرمایید و به درد امام زمانتون بخورید(!) توی تشکیلات روابط اجتماعی خودتان را امتحان بکنید.

این هم تکمیلیه
پاسخ:
بودن و زیستن با جمع مخصوصا در قالب تشکیلاتی هدفمند"" در جهت یاری رساندن به ولی خدا"" از مظاهر یوم تبلی السرایر هست
  • جنابــــــــ دچار
  • قشنگ بود خیلی قشنگ بود :)
    + بهتری ؟ :)
    پاسخ:
    نظر لطفته عمو دچار

    خوب بودم... آره به لطف خدا بهتر هم شدم... خیلی بهتر

  • جنابــــــــ دچار
  • دعا کن ما هم خوب بشیم عامو :)
    پاسخ:
    بیا به من در کارهام کمک کن حالت خوب میشه
    نیاز به کمک دارم
  • جنابــــــــ دچار
  • میام/ چی کار باید بکنم؟
    پاسخ:
    واقعا؟
    نویسنده توانمند که اهل گفتگو تعامل باشه سراغ داری؟

    قرار بود در مورد شهید تورانی کتاب بنویسم... با بزرگانی مطرح کردم و خیلی استقبال کردن و گفتن اگر هزینه ای هم داره به ما بگو در حد توانمون کمک کنیم
    خیلی استقبال کردن که بنویسم
  • جنابــــــــ دچار
  • نویسنده توانمند
     که اهل گفتگو تعامل باشه؟

    اولی رو آره :)
    دومی هم خودمم :)


    پاسخ:
    نویسنده ای که سابقه داشته باشه و بشه از روی نوشته هاش توانمندیش رو شناخت
    من خودم هم می تونم بنویسم اما میگردم دنبال بهتر از خودم...

    تعامل به این خاطر که میخوایم زندگی این شهید رو به صورت داستانی بنویسیم... و نویسنده باید یه آشنایی با یه سری مسائل عرفانی و فلسفی داشته باشه تا پیام رو در دل داستان به شکل هنرمندانه ای جا بده تا نه مستند بودن زیر سوال بره نه پیامهای عرفانی و معرفتی تباه بشه
    اگه خواستید کتابتون رو صوتی کنید من با صدای شیکم در خدمتم:)))
    پاسخ:
    حالا بذار راههای تحقیق باز بشه تازه دارم یه راههایی به داخل سپاه پیدا میکنم
    معلوم نیست همکاری بکنن یا سنگ بندازن...
    ضمن اینکه من توی استان اصفهانم و تمام افراد و ارگانهای مرتبط در شمال و این پروسه رو یه مقدار پیچیده و طولانی میکنه

    صدای شما برای کتاب صوتی خوب نیست یه مقدار بالا شهری هست... بیشتر به درد نقش بچه های شمال شهر تهران میخوره...
    چه جدی گرفتی داری توضیح هم میدی
    حالا ما یه چیزی گفتیم:)


    یعنی قشنگ معلومه روت نشد بگی صدات سوسولیه:))))


    پاسخ:
    نه بابا من آدم کم رویی نیستم
    شمال شهریه... خوبه دیگه...
    فرق تو با اونا اینه که پورشه نداری
    من هر سری صدای خودمو گوش کردم حالم به هم خورده:)))

    چه خوبه آدم مسیر پست مردمو منحرف کنه:دی.
    پاسخ:
    اگه تونستی پنج چیز رو بگی که هر سری باهاش روبرو شدی واقعا حالش رو بردی :)))))))))
    البته به غیر از احمدی نژاد :)))
    عینکت رو باید عوض کنی رفیق
  • پسر انسان
  • جمع شدن حول محور امام معصوم به عنوان خلیفه خدا
    یعنی من در افق نظام تکوین در حرکت هستم
    روابطم
    خواسته هام
    همه میشن الهی

    پاسخ:
    سلام
    خدا بصیرتی بده بهمون که محور امام معصوم و شیعیان راستینش رو در بزنگاهها تشخیص بدیم

    همینطوره
  • پسر انسان
  • ان شاء لله

    شاخص رو الحمدلله  داده اند
    ثقلین !
    متر و ملاک هم همین است
    همه با این متر سنجیده میشوند
    پاسخ:
    بله ثقلین که متر و معیار هستن

    اما این متر و معیار باید مَس شوند والا هر کسی تاب استقامت در رکاب معصوم را نخواهد داشت....

    قرآن فرمود لا یمسه الا المطهرون

    اینکه عرض کردم بصیرت... ناظر به طهارت بود...
    دغدغه همراهی با معصوم باید با دغدغه بصیر شدن و تطهییر شدن توامان باشه تا نتیجه بده
  • پسر انسان
  • بله
    توجه کنیم که
    مطهرون در قرآن
    خلیفه در قرآن
    راسخون در قرآن
    حبل متین در قرآن
    همه و همه معصومین هستند
    پس چنگ زدن به قرآن و حدیث 
    و البته در دوران غیبت، علمای ثقلینی که دغدغه ای جز ثقلین ندارند
    راه و رمز بصیر شدن و رسیدن است

    خلاصه حکم آنچه تو فرمایی
    سلمان شدن می خواهد 
    امام زمانی شدن می خواهد
    پاسخ:
    خب در کلیت با شما موافقم 
    اما علمای ثقلینی محل بحثه
    متکلمین میگن ما هستیم
    اخباریون میگن ما هستیم
    فلاسفه و عرفا میگن ما هستیم

    همه هم درست میگن منتها به اندازه طهارت و بصیرتشون...
    مراتب داره...

    خدا بصیرت و طهارتی بده که سره رو از ناسره تشخیص بدیم چون مدعیان زیادن و همه هم حدیث دان و حدیث خوان هستن
  • پسر انسان
  • مراتب داشتن
    یعنی همه حق هستند
    ولو اگر مخالف نظر معصوم باشد منش و تفکرشان
    که مردود است
    متر را داده اند
    امام عسکری فرموده اند:
    فأمّا مَن کان مِن الفُقَهاء صائنًا لنفسه، حافظًا لدینه، مُخالِفًا علی هواه، مُطیعًا لأمر مولاه؛ فللعوامّ أن یُقلِّدوه...

    عَنِ الْإِمَامِ الْحَسَنِ الْعَسْکَرِیِّ علیه السلام: 
    أَنَّهُ قَالَ لِأَبِی هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیِّ یَا أَبَا هَاشِمٍ سَیَأْتِی زَمَانٌ عَلَى النَّاسِ وُجُوهُهُمْ ضَاحِکَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ وَ قُلُوبُهُمْ مُظْلِمَةٌ مُتَکَدِّرَةٌ  السُّنَّةُ فِیهِمْ بِدْعَةٌ وَ الْبِدْعَةُ فِیهِمْ سُنَّةٌ الْمُؤْمِنُ بَیْنَهُمْ مُحَقَّرٌ وَ الْفَاسِقُ بَیْنَهُمْ مُوَقَّرٌ أُمَرَاؤُهُمْ جَاهِلُونَ جَائِرُونَ وَ عُلَمَاؤُهُمْ فِی أَبْوَابِ الظَّلَمَةِ [سَائِرُونَ‏]  أَغْنِیَاؤُهُمْ یَسْرِقُونَ زَادَ الْفُقَرَاءِ وَ أَصَاغِرُهُمْ یَتَقَدَّمُونَ عَلَى الْکُبَرَاءِ وَ کُلُّ جَاهِلٍ عِنْدَهُمْ خَبِیرٌ وَ کُلُّ مُحِیلٍ عِنْدَهُمْ فَقِیرٌ لَا یُمَیِّزُونَ بَیْنَ الْمُخْلِصِ وَ الْمُرْتَابِ لَا یَعْرِفُونَ الضَّأْنِ مِنَ الذِّئَابِ عُلَمَاؤُهُمْ شِرَارُ خَلْقِ اللَّهِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ لِأَنَّهُمْ یَمِیلُونَ إِلَى الْفَلْسَفَةِ وَ التَّصَوُّفِ وَ ایْمُ اللَّهِ إِنَّهُمْ مِنْ أَهْلِ الْعُدُولِ وَ التَّحَرُّفِ یُبَالِغُونَ فِی حُبِّ مُخَالِفِینَا وَ یُضِلُّونَ شِیعَتَنَا وَ مُوَالِیَنَا إِنْ نَالُوا مَنْصَباً لَمْ یَشْبَعُوا عَنِ الرِّشَاءِ وَ إِنْ خُذِلُوا عَبَدُوا اللَّهَ عَلَى الرِّیَاءِ أَلَا إِنَّهُمْ قُطَّاعُ طَرِیقِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الدُّعَاةُ إِلَى نِحْلَةِ الْمُلْحِدِینَ فَمَنْ أَدْرَکَهُمْ فَلْیَحْذَرْهُمْ وَ لْیَصُنْ دِینَهُ وَ إِیمَانَهُ ثُمَّ قَالَ یَا أَبَا هَاشِمٍ هَذَا مَا حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ آبَائِهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع وَ هُوَ مِنْ أَسْرَارِنَا فَاکْتُمْهُ إِلَّا عَنْ أَهْلِه‏.

    امام حسن عسکری علیه السلام:

    ای اباهاشم، زمانی بر مردم خواهد آمد که در آن، چهره هایشان گشاده و خندان است و قلب هایشان تاریک و کدر است. "در میان آنان سنت بدعت، و بدعت سنت است"، مومن تحقیر می شود، و گنهکار بزرگوار است.
     
    حُکام شان جاهل و سمتکارند و علمایشان در دالان های تاریکی رهسپارند. کار ثروتمندان شان سرقت توشه ی فقراست و فرومایه گان بر بزرگان تقدم می یابند. هر جاهلی نزد آنها آگاه، و هر فریبکاری نزد آنها نیازمند محسوب می شود. بین پاکِ بی آلایش، و دودلِ دورو فرقی نمی گذارند و گرگ را از میش نمی شناسند.

    علمایشان بدترین خلق خدا بر روی زمین اند زیرا که آنها به سمت "فلسفه و تصوف" منحرف می شوند، و به خدا قسم آنان اهل کجروی و تحریف اند. 
    "آنان در اظهار محبت و دوستی به مخالفین ما مبالغه می کنند" و اینگونه شیعیان و دوستداران ما را به گمراهی می کشانند. 

    چون به مَنصبی برسند از رشوه سیر نشوند و "چون کنار زده شوند خدا را از روی ریا عبادت کنند". 
    آگاه باش! که آنان راهزنان مسیر مومنین اند و دعوت کننده به روش کافران اند. پس هر کس ایشان را دریابد باید از آنها بپرهیزد، و مراقب دین و ایمانش باشد. 

    سپس فرمود: ای اباهاشم! این حدیثی است که پدرم آن را از پدرانش برایم نقل کرده، و از اسرار ماست، "پس آن را از غیرِ اهل آن پنهان دار".

    مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏11، ص: 380

    و یا ویژگی های فقیه در مقبوله عمر بن حنظله که خود حجت را تمام می کند
    و سایر احادیث

    پس برای هدایت نسبیت نداریم
    ببینید سیره علما مقرب و محدثین در طول تاریخ را
    که چه ویژگی هایی داشتند که سبب تمایز آن ها از باقی شد
    سلمان چگونه شد منا اهل البیت
    شیخ مفید چگونه به آن مقام والا نزد امام عصر علیه السلام رسید
    کلینی و مجلسی که خدمت بی مثل شان به دین مانندی نداشته است
    یا برسید به علامه امینی ها و ...

    پاسخ:
    منظورم هر متکلم و اخباری و فیلسوف نبود
    بحثم بحث نسبیت نبود

    کسی جانب افرادی که مخالف فرمایش معصوم سخن ارائه میکنن رو نمیگیره...
    همونطور که آیات قرآن بطون داره کلام معصوم هم بطن داره...

    ممکنه عالمی تفسیری از یک حدیث داشته باشه که درست باشه اما بیان تمام حقایق اون حدیث نباشه...
    عالم دیگر با تایید اون تفسیر ، ممکنه تفسیر عمیق تری داشته باشه و باز هم نقض و خلاف اون کلام معصوم نباشه بلکه حقایق بیشتری از اون حدیث رو آشکار کنه...
    منظورم از مراتب این بود

    اگر هم از من بپرسید اون سلسله علما که چند تایی از بزرگواران رو نام بردید بنده الیوم عبد صالح و شیعیان راستین و اون صائنًا لنفسه، حافظًا لدینه، مُخالِفًا علی هواه، مُطیعًا لأمر مولاه؛ رو در اندیشه های امثال امام خمینی ، علامه طباطبایی ، آیت الله بهجت، سید علی قاضی ، علامه حسن زاده آملی و آیت الله جوادی آملی میدانم...
    این هم مصداق تا خیالتون راحت باشه نوع نگاهم چگونه هست به ثقلین...
  • پسر انسان
  • بحث خوبی بود

    در کل نوع نگاه ما به ثقلین باید همانی باشد حضرات معصومین گفته اند
    اینکه فرموده اند واعتصموا بحبل الله ... یا انی تارکم فیکم الثقلین...
    یعنی بدون واسطه به معصوم بگوییم چشم
    با استادی از جنس ثقلین :)
    پس رجوع من به عالم در غیبت از این باب است
    نه جایگزینی ناخواسته او با معصوم
    نه کنار زدن حدیث

    پاسخ:
    من فرمایش شما رو کاملا قبول دارم منتها حرفم اینه که اطاعت از معصوم از عهده چه کسی بر میاد؟
    یعنی یه شخص چه ویژگی هایی باید داشته باشه تا اطاعت معصوم رو حمل کنه؟

    به ادعا که نیست

    امام حسین در روز عاشورا فرمودن چون شکمهاتون از حرام پر شده نمی شنوید...
    خب این یکی از موانع اطاعت...

    لقمه حرام که بیاد شخص نمی تونه اهل اطاعت تام از معصوم باشه... به وقتش ان قلت میاره...
    لقمه حرام یه نمونه اش هست...

    بحث من از بصیرت و طهارت همینه...
    میگم اگر شخص در مسیر تطهییر (در تمام مراتبش) کوشا نباشه نمی تونه اهل اطاعت باشه...
    چرا فرمودن سوره هود پیامبر رو پیر کرده و در نقلی از ابن عباس آمده که اون آیه فَاستَقِم کَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَکَ وَلا تَطغَوا ۚ إِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ﴿۱۱۲﴾ مد نظر بوده
    در واقع تابعیت کسانی که با معصوم هستن معصوم رو پیر کرده چون اغلب تا یه جایی بیشتر کشش ندارن...
    چرا؟
    اگر کشش بود که دچار غیبت نمی شدیم...
    برای همین میگم مسئله اطاعت از معصوم مسئله ای هست که خیلی باید عمیق تر دیده بشه....

    برای همین مقام معظم رهبری اینقدر سخن از بصیرت دارن... 

  • پسر انسان
  • حمل کنه ؟
     خیلی پیچیده و عرفانیش نکنید

    عالم که مشخصه کیست ویژگی هایش رو در بالا فرستادم
    خود معصوم می فرماید چه کسی فقیه است و چه کسی خیر.

    و ما هم موظفیم بگوییم چشم
    عمقش به میزان عمل و تبعیت ماست

    در عمق معارف اهل بیت
    در خارج از فهم بودن مقامات اهل بیت شکی نیست
    اما آنچه برای هدایت ما لازم باشد بر ما "نازل" شده است
    برای همین است که می گویند واعتصموا بحبل الله
    اهدنا الصراط المستقیم
    یا خود حدیث ثقلین
    نگفته اند بروید به فلانی چنگ بزنید تا متصل شوید !
    نه !
    خود اهل بیت 
    یعنی ثقلین !
    واسطه را گفته اند اهل بیت هستند
    حبل آن ها هستند
    ولاغیر

    حالا فقیه می شود استاد برای درک دقیق حقیقت
    نه اینکه خود او بشود راه دیگر!!!

    ما نداریم که مردم به سلمان با اینکه منا اهل البیت بوده باشد چنگ بزنند !
    همه در مسیر اهل بیت
    پیرو و دنباله رو 

    استاد هم می آید و من را نه با نظر خودش
    بلکه با حدیث می برد جلو
    با ترجمان قرآن یعنی اهل بیت می برد جلو

    پس راه های رسیدن به خدا بیشمار نیست
    یک راه است
    صراط مستقیم :)

    پاسخ:
    ما به غیر معصوم به عنوان یه راه جدا متصل و متوسل نمیشیم...
    همونطور که به حضرت ابوالفضل متصل و متوسل میشیم به حضرت زینب... حضرت رقیه حضرت علی اصغر... اونها رو راه جدا نمیدونیم...
    اونها در مسیر عصمتن... اونها ما رو وصل میکنن... نه به خودشون بلکه به راه صاحبان عصمت...
    شهدای عصر ما و صلحای عصر ما هم همین هستن... ما رو به خودشون نمی خونن... اونها بناست دست ما رو بگیرن و راه صاحبان عصمت رو نشون بدن...

    می فرمایید پیچیده اش نکنم...
    من پیچیده نمیکنم... واقعیات تاریخ و اجتماع به من میگه پیچیده هست...
    شما در همین حوزه علمیه ما چقدر عالم بالای شصت سال پیدا میکنی که با هم اختلاف نظری در مسائل بنیادی دارن؟

    اگر پیچیده نبود که این همه اختلاف در مبانی در عالم تشیع نبود...
    به نظرم قائل بودن به پیچیده بودن اطاعت از معصوم هدایت رو سخت نمیکنه بلکه سالک رو هشیار میکنه...

    اگه اطاعت مسئله ساده و روشنی بود دوران غیبت این همه طولانی نمیشد برادر
  • پسر انسان
  • اطاعت از معصوم و روشن بودن راه یعنی پیچیده نبودن
    حبل که در مه نیست
    مشخص است
    آنچه پیچیده است ماییم
    که حجابیم
    غیبت به علت پیچیدگی تبعیت از معصوم نیست
    بلکه به علت دنباله رو نبودن
    و
    نظرات شخصی ما شیعیان است
    حتما نامه های امام عصر به شیخ مفید رو مجددا دقیق تر از همیشه بخوانید

    بله حضرت عباس و خانوم زینب کبری اگرچه معصوم نبودند اما پیرو مطلق معصوم زمان شان بودند

    امام زمان می فرمایند انا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرم
    یعنی غیبت فقط در ظهور است
     والا حضور که هست
    خلیفه بودن معصوم که هست
    تکلیف هم که واضح بودن پیچیدگی مشخص است

    اختلاف علمای حق هم در فروعات است عموما
    نه در اصل
    هر چه بیشتر احادیث اما عسکری علیه السلام و مقبوله عمر بن حنظله را می خوانم بیشتر به حال دنیا و خودم می نالم !


    انشالله پیرو باشیم

    پاسخ:

    احسنت بر شما
    فرمودید ما پیچیده ایم

    چه چیزی ما رو پیچیده میکنه؟
    چه چیزی موجب میشه کلام معصوم رو بخونیم اما بد متوجه بشیم؟
    چه چیزی موجب میشه تلقی اشتباه از حدیث داشته باشیم؟

    منظور من هم از پیچیده بودن اطاعت ، پیچیده بودن ماهاست... والا برای حضرت علی اطاعت از پیغمبر که پیچیده نبود...
    اما برای ابن عباس با اونکه دلش میخواست تابع و مطیع امامش باشه گاهی عدم تشخیص وجود داشت...

    مثلا در همین واقعه خروج امام حسین از مکه به سمت کوفه...
    ابن عباس اومد تا مانع رفتن امام حسین بشه... البته از سر دلسوزی و از روی اینکه میدانست کوفیان بد عهدن
    اما بهتر نبود به جای دلسوزی ، با امام همراه میشد؟
    ابن عباس که فیسوف نبود که از نظر شما منحرف باشه... چرا تشخیص نداد؟

    یا در واقعه ارتحال پیغمبر وقتی پیامبر فرمود قلم و کاغذ بیاورید تا من بنویسم که گمراه نشید
    یه ملعونی مانع شد و گفت این مرد هذیان میگوید کتاب خدا برای ما کافیست
    یه عده هم در دفاع از پیغمبر با اون ملعون وارد درگیری لفظی شدن...

    اما حضرت علی ساکت نشسته بود.... اصلا در بین متنازعین وارد نشد...
    پیغمبر به تمام متنازعین (چه اون ملعون و چه مدافعین) تشر زد

    چرا اون مدافعین نتونستن تشخیص مولا علی رو بدن؟
    پس یه ان قلت هایی هست در ما که به وقتش مسیر اطاعت رو تشخیص نمیدیم... بحث من اینه... میگم از ان قلت های درونی مون غافل نباشیم... به وقتش ما رو در مقابل معصوم قرار میده
    سلیمان صرد خزاعی در قیام توابیین جانش رو داد اما یه ان قلت هایی داشت که به وقتش نتونست تشخیص درست بده و مسلم رو تنها گذاشت... شاید اون هم میگفت ما فقط با معصوم گوش میدیم... مسلم که معصوم نیست حتما داره اشتباه میکنه...

    من بد هستم... فلان فیلسوف منحرفه... ابن عباس که از شاگردان امام علی بوده... چرا تشخیص نداد و به جای دلسوزی کردن چرا همراهی نکرد؟
    البته نقل هایی هست که ابن عباس خواست بره اما امام مانع شد اما دیگر زعمای شیعه هم حال ابن عباس رو داشتن... در اون واقعه خروج امام...
    مثل محمد حنفیه... مثل جابر بن عبدالله... چرا نرفتن با امام؟

    اینکه میگم اطاعت از کسی برمیاد که بصیر و تطهییر شده باشه یعنی همین
  • پسر انسان
  • برخی عرفا و فلاسفه به بهانه جذب به سمت خود اینطور القا می کنند که شما هنوز به اون حد نرسیدید بیایید در خونه ما من ببرمتون 

    هنوز هم مخالف شمام
    اگر این چنین است چرا ما را ارجاع داده اند به ثقلین ؟
    یعنی حکیم نبودند اهل بیت؟
    نمی شناختند ما را و ظرفیت های درونی ما را؟
    پس چرا گفتند دنباله رو ما باشید؟!
    اگر من نمی توانم برای چی شیعه شدم؟

    بصیر و تطهیر یعنی چه کسی؟
    یعنی حر یک لحظه شد حر
    یعنی من توبه کننده
    با همه بدی هایم بر گشتم !

    ابن عباس ها و زبیر ها راحت می توانستند بروند در مسیر سعادت با رمز ثقلین همین !
    زبیر را دیدید
    سلمان هم ببینید !
    محمد پسر فرعون زمان ابابکر هم ببینید
    پسر اون ملعون بود
    اما شد  یار !
    مجلسی ها و کلینی ها و امینی ها و بروجردی ها و ..... رو هم ببینید !

    بله مراقبه نباشد
    دست من جدا از اهل بیت شد به گمراهی هم میرسم
    بله بندگی سخت است
    مخصوصا در آخر الزمان
    اما لا یکلف الله نفسا الا وسعها
    اگر هستم یعنی طبق ثقلین می توانم !

    + امام اگر قاءل بیعت اختیاری بودن با دست بسته بیعت نمی کردند
    طناب به گردن به بیعت نمی رفتند !
    همسرشان شهید نمیشد
    همه این ها برای این بود که بدانیم امام با طاغوت بیعت نمی کنند
    نه اینکه راضی باشند
    اگر راضی بودند به سقیفه اعتراضی نمی کردند
    و خانه به خانه حضرت زهرا برای اتمام حجت نمی رفتند
    خطبه فدک حضرت رو حتما مطالعه بفرمایید

    + نظر شخی من اصلا مهم نیست
    ملاک انحراف در کلام معصوم است 
    پاسخ:
    شما پیش فرض های ذهنی ای دارید که مانع میشه آزادانه بحث کنیم....
    مثلا شما فکر میکنید یه سری عرفا و فلاسفه دکان باز کردن در مقابل اهل بیت

    و من همچین عارف و فیلسوفی نمیشناسم... حداقل عارف و فیلسوف مشهوری  رو نمی شناسم که این تفکر رو داشته باشه و اسباب نگرانی اجتماع باشه

    از طرفی محبت به عرفای راستین و شیعیان حقیقی رو برای خودم فضیلت میدانم و موجب رضایت و تقرب به معصومین طبق فرازهای زیارت عاشورا انی سلم لمن سالمکم و ...
    بحث دکان و این حرفها هم نیست... 
    تشکر استفاده کردم
    پاسخ:
    الحمدلله
  • پسر انسان
  • نه اتفاقا من که چندین مرتبه عرض کردم
    متر من معصوم است
    ثقلین است
    همه را با این متر می سنجم
    و آدم ها قداست شان بر مبنای این متر است
    و البته بین معصوم و غیرش در عمل و تفکر تفاوت قائل هستم
    بگویند راه عرفا درست است می گویم چشم
    بگوید غلط است می گویم چشم

    + من همانقدر که به عارف بزرگی چون بهجت و سالکی چون مجتهدی تهرانی احترام قائل هستم و علامه طباطبایی و ...
    در آثار منحرفینی چون ابن عربی حسن بصری منصور حلاج و ملای رومی و گذر کرده ام و انحراف شان را یقین و وجدان
    پس نسخه کلی پیچیده نشده است

    + احسنت انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم
    خب پس تکلیف مشخص شد
    برویم سلمان وار در خانه خود اهل بیت

    پاسخ:
    ان شا الله وجدان های ما هم الهی باشد
    به هر حال من اگر بین یقین و وجدان شما و امام خمینی مخیر بشم حتما یقین امام خمینی برایم معیار است.
    توصیه میکنم نامه امام به گرباچف را یکبار دیگه بخوانید
    امام اعتقادی به انحراف ابن عربی ندارند.
    بماند که خودم هم با مطالعاتم دلیلی بر انحراف ایشان ندیدم البته شما هم باید تحریف کتب ابن عربی در چاپهای اولیه که در مصر بوده رو هم مورد تحقیق قرار بدید... 

    در هر صورت امام خمینی برای بنده کسی هست که معتقدم کسی که حب امام خمینی در دلش نباشد حبش به معصومین هم واقعی نیست و دارد خودش را فریب میدهد
    و همینطور معتقدم کسی که حب اهل بیت رو داره نمی تونه حب امثال امام خمینی رو در دل نداشته باشه...
    و البته حب معصوم اصل هست و حب شیعیان راستین به تبع اون حب اصلی


    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی