ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام...

من هم نمی بینم ام...



امروز 96/08/20 هست...
هر مطلبی بعد از این نوشته بشه از نظر من آخرین مطلب وبلاگ هست
واقعا عقیده من هست
پس تمام مطالب من میتونه در حکم خداحافظی هم باشه
فعالیت های من در این فضا جدای از سلوک شخصی من نیست... لذا به نویسنده این وب و مطالبش اصلا به چشم کسی که صرفا داره آگاهی بخشی و هدایت گری میکنه نگاه نکنید...
اینجا محل تعامل و مبارزه من با نفسم نیز هست...

اینجا محراب من هست...
محل حرب من با نفس سرکش

اینجا دنبال چیز ثابتی نباشید...



طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

پنهانی

شنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۵ ق.ظ

خدای تبارک و تعالی چهار چیز را در چهار چیز پنهان داشته است؛


1- خوشنودی خود را در میان طاعتها. پس هیچ طاعتی را کوچک مشمار که بسا خوشنودی خداوند در همان باشد و تو ندانی.

2- وخشم خود را در میان گناهان پنهان کرده. پس هیچ گناهی را کوچک مپندارد که شاید خشم خدا در همان باشد و تو ندانی.

3- و اجابت خویش را در میان دعاهایش پنهان نموده. پس هیچ دعائی را کوچک مدار که بسا همان دعای مستجاب باشد و تو ندانی.

4- و ولی خود را در میان بندگان خود پنهان داشته پس به هیچ بنده‏ ای از بندگان خدا با چشم حقارت منگر که شاید همان ولی خدا باشد و تو ندانی.

-- خیلی عجیبه

وقتی خدا خشنودی خودش رو در میان طاعت ها پنهان کرده یعنی هر طاعتی موجب خشنودی خدا نمیشه...(چقدر مهمه !!!!) و وقتی فرمود این پنهانی برای اینه که هیچ طاعتی رو کوچک نشماری یعنی طاعت ، طاعته... کوچک و بزرگ نداره...

میدونی انگار این حدیث داره میگه یه اصلی باید در طاعت باشه تا موجب خشنودی خدا بشه...

اما چرا پنهانش کرده؟... این دینداری رو سخت نمیکنه؟...


++ خدا وقتی ولی خودش رو در میان بندگان پنهان کرد، خشنودی اش هم در میان طاعتها پنهان شد...

      وقتی ولی اش در میان بندگان پنهان شد، غضبش هم در میان معاصی پنهان شد...

      وقتی ولی اش در میان بندگان پنهان شد، استجابتش هم در میان دعاها پنهان شد...


-- آخه چرا ولی اش....


++ نپرس... خودت فکر کن... فکر کن ببین چرا پنهان شده؟....


-- آخه اینطوری اگرم با نور بصر پیداش کنیم نمی تونیم به دیگران اثباتش کنیم...


++ نوش جونت.... مثل اینکه خیلی دوست داری هم بصیر باشی  هم غریب نشی؟... ولی بذار خیالت رو راحت کنم تا غریب نشی بصیر نمیشی...

      اثبات کنی؟!!!!... داستان خیلی لطیف تر از این حرفاست....

      اثبات کدومه؟... اثبات هم بکنی که: فلانی از اولیا الله هست یه چیزی میگه توی اون جمع که همه رشته هات پنبه بشه... توی اون وادی ها سیر نکن...


  • ۹۶/۰۹/۱۱
  • ۱۲۷ نمایش
  • ن. .ا

نظرات (۷)

میگفت : غربت تا کی؟... بلاخره باید دین خدا در جامعه حاکم بشه... این غربت باید تموم بشه
جواب داد: تموم میشه... ما خیلی امیدواریم... به زودی ان شا الله...

با خنده ادامه داد:
ولی با اثبات نمیتونی از پنهانی خارجش کنی :) اثبات مال بچه سوسول هاست... البته خیلی خوبه هااا...ولی خب دوران عروسک بازی هم تا یه زمانی هست دیگه... باید بگذره :)
  • جنابــــــــ دچار
  • کاش زودتر بگذره و پرده بیفته و ما بفهمیم چی به چیه ...
    پاسخ:
    پرده رو نمی ندازن که ما بفهمیم چی به چیه....
    باید اونقدر رشد بکنیم که بیابیم پشت پرده چه خبره...

    عمری زده ام این در و چون بگشادند
    دیدم ز درون در، برون می زده ام

    معنای این بیت اینه:
    یکی داخل خونه هست و میره دم در هی در میزنه که کسی در رو براش باز کنه...
    که چی بشه؟
    که بره توی خونه...
    بعد که در باز میشه میبینه از اول هم داخل بوده... وجه اش رو به بیرون بوده... لذا درون بودن خودش رو درک نمیکرد

    واقعیتِ تلاشهای خیلی از ماهاست
  • جنابــــــــ دچار
  • رشد در کدوم مسیر؟
    پاسخ:
    در مسیر حق
    به جواب قبلیت اضافه شد
  • جنابــــــــ دچار
  • قشنگ بود شعر و ترجمه ات :)
    پاسخ:
    قشنگ دیدی :)
    سلام.
    به نظرم باید به اون ولی خدا اعتماد کرد. اگه ولی خداست خودش عقلش می رسه چه قدر دیگران رو از خودش سهیم کنه.

    در مورد غربت هم به نظرم ولی خدا شاید غریب باشه ولی احساس غربت نداره. چون این ماییم که آدمای توجه طلبی هستیم نه ولی خدا. اسمش روشه. اون ولی خداست. نیازی به توجه ما نداره...
    توجه طلبی ماها از ضعفمونه و از کم بودن و ضعیف بودن رابطه مون با خدا ولی این نقص متوجه ولی خدا نیست
    . فکر میکنم مسئله اثبات نیست. دقیقا اثبات خیلی خشنه. از بیرون اتفاق میفته. تربیت و رشد بهتره. این دو تا از درون اتفاق میفته. برای تربیت هم باید ارتباط داشت. وقتی با مردم ارتباط داشته باشیم هم خودمون رشد میکنیم هم اونها. همون احترام....
    همیشه ارتباط هست...بعضی وقتا دور شدنه، بعضی وقتا نزدیک شدن؛ولی همیشه ارتباط هست.

    خیلی حرف میشه زد...که من فکر میکنم خودتون همه رو میدونید...کاش همه اون چیزی که در این مورد میدونستید میگفتید...انگار خیلی حرف نگفته هست....در مورد این پست لطفا بیشتر توضیح بدید.

    ممنون


    پاسخ:
    سلام علیکم
    بله غریبی که ما استفاده میکنیم... نسبی هست... بله اونها که به قول بزرگواری هم در آرامش مطلق هستن هم در رنج عظیم...
    آرامش مطلق به خاطر دیدن وجه الله و رنج عظیم به خاطر دیدن غفلت خلق

    خدا از ما اطاعت زنده و پویا میخواد اما اطاعت پویا بصیرت بالایی میخواد...
    اکثر ماها تصورمون از اطاعت ، یه اطاعت مرده هست... اطاعت مرده یعنی ابلیس میگه من دو هزار سال دیگه نماز میخونم اما به آدم سجده نمیکنم

    اطاعت زنده فقط در همراهی با ولی خدا ممکنه... چون ولی خدا میدونه در لحظه کدوم اطاعت واجبه... ماها اغلب عقب میمونیم...
    مثلا جانی که سلیمان صرد و یارانش باید در عاشورا فدا میکردن ماها بعد از عاشورا قضاش رو بجا آوردن... این میشه اطاعت مرده...

    برای اینکه ولایی بودن انسانها رو تشخیص بدیم کافیه به انتخابهاشون نگاه کنیم... مقام معظم رهبری ولی خداست...
    فرمان میدن برای اقتصاد مقاومتی... برای آتش به اختیار بودن در فرهنگ و ... برای فرزند آوری... برای جهاد علمی و....
    اگر من طبق این فرامین زندگی خودم رو برنامه ریزی کردم میشه اطاعت زنده...
    والا برای اینها دغدغه نداشته باشم... تا صبح قیامت نماز شب بخونم.... خرواری به خردلی

    بعضیا خودشون رو با تقید به ولی خدایی که در قید حیات نیست گول میزنن... چون اطاعت از ولی خدایی که الان نیست آسونه...
    همراهی با ولی حی و حاضر موجب برپایی قیامت نفس میشه...

    امروز انگار روزش نیست... به زبونم نمیاد


    ای دفتر حسن ترا، فهرست خط و خال ها

    تفصیل ها پنهان شده، در پردهٔ اجمال ها


    پیشانی عفو ترا، پرچین نسازد جرم ما

    آیینه کی برهم خورد، از زشتی تمثال ها؟


    با عقل گشتم همسفر، یک کوچه راه از بی کسی

    شد ریشه ریشه دامنم، از خار استدلال ها


    هر شب کواکب کم کنند، از روزی ما پاره‌ای

    هر روز گردد تنگ تر، سوراخ این غربال ها


    حیران اطوار خودم، درماندهٔ کار خودم

    هر لحظه دارم نیتی، چون قرعهٔ رمال ها



    همین جوری و از سر ذوق زدگی
    پاسخ:
    خیلی از خوندن شعر لذت بردم...
    دست مریزاد

    از خودتون بود؟
    نه جان برادر،
    از جناب صائب است!
    پاسخ:
    عالی بود
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی