ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام...

من هم نمی بینم ام...



امروز 96/08/20 هست...
هر مطلبی بعد از این نوشته بشه از نظر من آخرین مطلب وبلاگ هست
واقعا عقیده من هست
پس تمام مطالب من میتونه در حکم خداحافظی هم باشه
فعالیت های من در این فضا جدای از سلوک شخصی من نیست... لذا به نویسنده این وب و مطالبش اصلا به چشم کسی که صرفا داره آگاهی بخشی و هدایت گری میکنه نگاه نکنید...
اینجا محل تعامل و مبارزه من با نفسم نیز هست...

اینجا محراب من هست...
محل حرب من با نفس سرکش

اینجا دنبال چیز ثابتی نباشید...



طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

سیاستی که عین دیانت است۱...

دوشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۱۵ ق.ظ

اغتشاشات عاجزانه ای که این روزها بر موج اعتراضات سالم مردمی بابت مسائل معیشتی سوار شده اونقدر حقیر هست که به نظرم اصلا جای نگرانی نداره... البته با بعضی مدیران فتنه گر که داریم باید اندکی نگرانی وجود داشته باشه...

اما واقعیت اینه که همون مردم معترض که پولهاشون در موسسات به تاراج رفت و دیگران که از وضع بد معیشتی به خیابان آمده بودن از این شکل اغتشاش و شعارهای ضد نظام متعجب هستن... کاملا مشخصه این جریان توسط خناسان داخلی و خارجی مدیریت میشه...

با این همه من که اصلا نگران نیستم...

توی وضع فعلی به نظرم میرسه خوبه بحثی در باب مدیران مهدوی یا مدیریت مهدوی مطلب بنویسم... که هم توی اتفاقات اخیر صرفا تدافعی عمل نکرده باشیم و حرکت به جلومون رو حفظ کنیم هم بی ارتباط با بحران های پیش رونیست...

این روزها خودم هم عجیب درگیر اینم که موقعیت شغلی خودم رو عوض کنم تا زمان بیشتری بدست بیارم... 

خیلی کارها هست که از دست امثال من برمیاد... اما مثبت و کاری بودن و قابل اعتماد بودن و متعهد بودن ما (ماه فروزنده چون پنهان شود شب پره بازیگر میدان شود... حکایت تعهد من در مقابل متعهدان واقعی حکایت شب پره در مقابل ماه فروزنده هست) موجب میشه هر کارفرمایی به محصور کردن و محدود کردن ما طمع کنه...

واقعا یکی از دعاهام چند ماهی هست که اینه: خدایا به من توفیق نصرت ولی ات را بده...

مدتیه در باب مدیر دینی با تگاه تحقیقی ، خیلی تامل میکنم... خیلی حرف دارم... همه ما میتونیم مدیر دینی یا مدیر مومن اسلامی بشیم... مرد و زن هم نداره... فقط محدوده و زمان و مکان مدیریتمون فرق داره...

خدا انسان خلق کرده ما رو تا همه مدیر بشیم... همه...


از خدا میخوام گشایشی برام ایجاد کنه که بتونم بنویسم...



راستی اصلا ضرورتی میبینید در ارائه این بحث ؟
  • ۹۶/۱۰/۱۱
  • ۱۰۲ نمایش
  • ن. .ا

نظرات (۶)

 طب سنتی ظهور 

عالی بود
  • جناب دچار
  • بله می بینیم
  • سر به هوا!
  • بسیار موضوع مهمیه...
    ممنون میشیم
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • همه به نوعی بسته به حیطه وظایف تکالیف مون باهاش درگیریم. 
    استفاده میکنیم. 
    سلام علیکم
    قطعا موضوع مهمی هست و یکی از خلاﺀهای مهم نظام ما مدیران شایسته و لایق است.
  • شاخه سیب
  • چند روزه به عبیدااله حر جحفی خیلی فکر میکنم.
    به کسی که از داشته خودش برای یاری امامش استفاده نکرد و بهانه آورد! خست کرد و دریغ.

    هرکس با هرچیزی که داره وظیفه داره ولی خدا رو یاری کنه.

    به این فکر میکنم که توی دورانی که ولی خدا همراه نداره من به چه حقی انتظار همراهی و کمک از مردم باید داشته باشم؟
    و به این فکر میکنم ما توی برخوردهای روزمره یاد میگیریم که چه طور باید همراهی و محبت کرد. وقتی یه مریض ببینیم...وقتی یه درمونده ببینیم...حتی وقتی پدرو مادر یا همسر و فرزند رو ببینیم و ندونیم چه طور باید بهشون رسیدگی کرد... یا حتی وقتی کسی ازمون کمک میخواد نمیدونیم الان اینجا جای چه کمکی هست؟آیا صرفا خاموشزکردن حس انساندوستی کافیه؟...
    خیلی جاها..خیلی.
    همه ما داریم یاد میگیریم که چه طور باید داشته هامون رو در راه خدا به بهترین نحوه خرج کنیم و مسلما کوچکترین اشتباهی تبعاتی خواهد داشت...
    همه ما داریم برای به قول شما برای مدیر شدن(تدبیر کردن) و بصیر بودن تربیت میشیم.


    شاید به پستتون ربط نداشت.بذارید به حساب همون وبلاگ سیار...

    بحث پیشنهادیتون خیلیییی لازمه! همیشه که نباید توی بعد فردی بحث کنیم.





    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی