ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام...

من هم نمی بینم ام...



امروز 96/08/20 هست...
هر مطلبی بعد از این نوشته بشه از نظر من آخرین مطلب وبلاگ هست
واقعا عقیده من هست

فعالیت های من در این فضا جدای از سلوک شخصی من نیست... لذا به نویسنده این وب و مطالبش اصلا به چشم کسی که صرفا داره آگاهی بخشی و هدایت گری میکنه نگاه نکنید...
اینجا محل تعامل و مبارزه من با نفسم نیز هست...

اینجا محراب من هست...
محل حرب من با نفس سرکش

اینجا دنبال چیز ثابتی نباشید...



طبقه بندی موضوعی

استاد پناهیان

پنجشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۳۹ ق.ظ

راستش حدود یک سالی میشه که سخنرانی های استاد پناهیان رو دنبال میکنم قبلش هم گوش میدادم اما خیلی به ندرت...
یه مسئله در مورد ایشون خیلی برام سواله
البته خود ایشون نه... نگاه دیگران نسبت به ایشون:
کم ندیدم در بین دوستان (مجازی و حقیقی) ولایی که ایشون رو قبول دارن اما انگار همیشه یه تردید و احتیاط معناداری نسبت به ایشون دارن...
مثلا شبیه این حالت هستن: بله... بله.... ایشون خیلی خوبن اما خب.... فلانی هم سخنران باسوادی هست ، سخنرانی های اون رو هم گوش بده...

هیچ وقت نفهمیدم نقدشون به آقای پناهیان چیه؟!!!... کسی نمیدونه؟
توصیه میکنم تاریخ تحلیلی اسلامشون رو دنبال کنید... بسیار مفید یافتمش... و بصیرت افزا...
مدتهاست گوشش میدم... خدا خیرشون بده

  • ۹۶/۱۰/۲۱
  • ۲۸۰ نمایش
  • ن. .ا

نظرات (۳۲)

راستی این وبلاگ یک سالگی اش گذشت... باور کنید حتی تا یک هفته دیگه هم نمی تونم اطمینان بدم که اینجا پا برجاست یا نه... اما ممکنه تا چند سال هم باشیم...
دنیا یه همچین جائیه...
  • کوثر متقی
  • فکر کنم در مورد همه(غیر از چهارده معصوم) باید همین جور بود یعنی آقای پناهیان مطلق مثبت و مبرا از اشتباه نیستن مثل خیلی های دیگه
    پاسخ:
    خب ما هم ایشون رو معصوم نمیدونیم... و البته ممکن الخطا هم میدونیمشون...
    اما تردیدهایی که در خیلی ها میبینم از این جنس نیست...

    خب قطعا همه ممکنه اشتباه کنند و نباید از کسی فرشته ساخت.
    من خودم شخصاً آقای پناهیان رو قبول دارم و صحبتهای خیلی مفیدی هم ازشون شنیدم که نگاهشون به مسائل از ابعادی بوده که واقعا کارگشا بوده و کلیشه ها رو دنبال نکردن. اما نمیشه بگم کامل و دربست قبولشون دارم. چون مواردی هم از ایشون دیدم که موافق نبودم. علاوه بر اینها یه بخشهایی از صحبتهاشون هم اشتباهه! من اشتباه هم تو صحبتهاشون دیدم. نه زیاد، انگشت شمار. ولی خب همون انگشت شمارها هم وجود داشته دیگه.
    کلا آدم نباید کسی رو چنان قبول داشته باشه که صحبتش براش بشه وحی منزل! هیچ کس جای تفکر رو نباید بگیره.
    من با سایر سخنرانان هم اینطور هستم فقط آقای پناهیان نیست.
    پاسخ:
    ما ممکن الخطا بودن ایشون رو نفی نمیکنیم...
    میشه نقدتون رو نسبت به ایشون بگید؟
  • خونه مادری
  • یه بار پای منبرشون بودم
    یه سوال بی جواب مرتبط با حضرت زهرا داشتم
    از قضا همون شب همون سوالو مطرح کرد
    اما گفت ترجیح میدم فردا بگم تا درباره اش فکر کنید
    همه اعتراض کردن و خواست جواب رو بگه و گفت همه موافقن الان بگم
    گفتم نه فردا بگو که پا منبری هاش از خجالتم در اومدن‌ و با تسبیح به نوازشم پرداختن :)
    این شد که هم سوالم یادم رفت و هم جوابی که داد:)
    پاسخ:
    به به
    پس ساز مخالف میزنی ها!!!!

  • جناب دچار
  • این به دردت نمیخوره؟

    پاسخ:
    اوه اوه
    خوندم...
    این بابا مشخص بود کینه شخصی داره...
    ولش کن
  • کوثر متقی
  • تو همه ی حیطه ها نظر میدن همین به نظرم ارزش نظرات خیلی ارزشمندشون را ممکنه گاها پایین آورده باشه
    پاسخ:
    خب نظر شما محترمه...
    من اما اینطور فکر نمیکنم چون اولا ایشون توی همه حیطه ها وارد نشدن ثانیا اگرم این کار رو میکردن باز دلیل منطقی ای نیست که بگیم سخنانس رو کم ارزش میکنه... باید خود اون سخن رو نقد کرد
  • .. مَروه ..
  • سلام
    شاید اینکه وارد سیاست میشن رو بعضی ها خوششون نمیاد...
    پاسخ:
    سلام
    اساسا معتقدم ما شجاعت و بصیرت ایشون رو خیلی نیاز داریم برای شکستن هیمنه برخی نخبه های تا کمر در تعارف و مسامحه و سهل اندیشی فرو رفته...
    خیلی ها سخنان ایشون رو قبول دارن اما شجاعت بیانش رو ندارن
    به عنوان کسی که به لطف خدا از دوران نوجوانی سخنرانی های ایشون رو تقریبا به شکل مستمر پیگیری میکنم و از مبانی بحث هاشون مطلع هستم عرض میکنم، اولا حرفهای ایشون شبیه پازل به هم پیوسته است و باید مباحث رو باهم دنبال کرد. مثلا تکمیل کننده مباحث تنها مسیر، مباحث سال گذشته و امسال ایشون هستند و تنها مسیر، مقدمه است برای این مباحث )برداشت شخصیم این هست(
    یا مباحث دیگه، کسی این سیر رو ندونه امکان ایجاد سوال براش هست. البته مباحث ایشون به شکل جداگانه و موضوعی هم قابل پیگیری هست.
    همچنین بعضی افراد اصلا چهارچوب مباحث ایشون رو نمی دونن و به دلیل همین سوﺀ فهم منتقد ایشون هستند ) مثل لینکی که در بالا گذاشته شده(
    یا به برخی نظرات سیاسی ایشون انتقاد جدی دارند، مانند قضایای خبرگان و نظراتشون و مسائل قبل تر زمان کاندیداتوری آقای جلیلی.
    علاوه بر این که بعضی از منتقدین ایشون مغرضند و از سر دشمنی این حرف هارو می زنند.
    پاسخ:
    بله مباحثشون پیوسته هست...
    من عقیده ام اینه که داستان نپذیرفتن امثال پناهیان خیلی مهم تر و بنیادی تر از این حرفاست...
    خانم متقی
    این که منتقدین  بگن حاج آقا پناهیان در مورد همه چیز نظر میدن و این حرف رو درست بدونیم، خیلی اشتباهه
    چون یک فرد دین شناس باید در هرجایی که دین ورود پیدا کرده ورود کنه و نظر دین رو در اون حیطه مطرح کنه. اگر به خلاف این باشه اشتباهه
    حالا بعضی ها به مضاقشون خوش نیاد، مبنی بر اشتباه بودن کارهای ایشون نیست.


    + علاوه بر این که من ایشون رو بری از اشتباه و خطا نمی دونم. چون هر انسانی ممکن الخطاست.
    و این از اشتباهات خیلی هاست که نگاه صفر و صدی به افراد دارند و به محض دیدن یک اشتباه، کلا اون فرد رو کنار میگذارند. بعضی از منتقدین ایشون هم از این دسته افراد هستند.
    پاسخ:
    بله
    من هم معتقدم عالم دینی باید جامعیت علمی داشته باشه و این ممکنه
    حداقل در امور علوم اجتماعی و سیاسی و حتی مباحث مزاج شناسی و طبی...
    خب بحث اعتقادات و احکام و اخلاق رو که غالبا دستی دارن همه...
    خب اگر بخوام نقد درستی بکنم باید یه وقتی بذارم و فکرهام رو منسجم کنم و بیان کنم. الان هرچیزی که بگم مواردِ جسته گریخته ایه که تو ذهنمه.
    ان شالله سر فرصت این کار رو انجام میدم الان فرصتش رو ندارم متاسفانه.
    لینک دانلود بده یا شیخ
    پاسخ:
    :)

    بیا اینم لینک 

    میبینی من چقدر خوبم؟
    ممنونم
    شما یه دسته گلی :)
    پاسخ:
    دیگه به من نگو شیخ
    یاد گلستان سعدی می افتم
  • جناب دچار
  • اصل حرفش که نقد به رویکرد ترویج احساسات اسلامی بود کاملا درسته هرچند خیلی عصبانی شده از شدت انحراف در سال 1391

    خلاصه ای از سخنان حجت الاسلام دکتر رسول جعفریان استاد تاریخ دانشگاه تهران :

    1.      بحث «ظهور صغری» را که طراحی نوعی روند برای ظهور کبری باشد، نشأت گرفته از افکار سطحی سید حسن ابطحی است. نخستین بار، وی این مطالب را از ملاآقا جان زنجانی نقل کرد. ملاآقا جان یک روضه خوان در زنجان بود که مشتی داستان در اطرافش شکل گرفت. آقای ابطحی هم ذهنی دارد دور از فقه و پر از افکار و اندیشه های ماورائی که بسیاری از آنها مخدوش است و امروز بیش از هر زمان بی پایگی این حرفها روشن شده است. چطور آقای ابطحی در این حکومت زندانی و محدود می شود، اما افرادی مثل پناهیان که همان حرفها را، اما در قالب انقلابی می زنند و بعد از ظهور صغری، حرف از قواعد ظهور به میان می آورند و آماده باش می دهند،  به راحتی فرصت می یابند که مدام در سیما مطالب و افکار و اندیشه های بی اساسشان منتشر شود.

     

    2.      این که کسانی در همه فنون و علوم اظهار نظر کرده، کشور را با لاطائلات به ظاهر دینی خود که هیچ سنخیتی با افکار اصیل شیعی ندارد و مراجع دینی هم آنها را تایید نمی کنند، پر کرده اند، و سیما هم به آنها میدان داده، همه اینها  نشان می دهد که ...

     

     

    3.      آیا واقعا قرار است هر کس خوش صحبت است و چند جمله را به هم وصل می کند و حرفهای درشت و تازه می زند که هیچ کدام محک خود را نزد علما پس نداده، باید بتواند از وقت سیما که متعلق به تمام مردم است استفاده کند؟

     

    4.      این که این افراد در محضر رهبری این مطالب را می گویند، معنایش این نیست که آن مطالب از نظر ایشان درست است. بارها شده است که رهبری بعد از سخنرانی از آنها انتقاد کرده اند. آقای راشد یزدی به من گفتند، وقتی مداحی در حضور رهبری مطالب نادرستی گفت من به ایشان عرض کردم اینها وقتی در حضور شما این طور بگویند، جای دیگر چه ها خواهند گفت؟ رهبری فرمودند: سال قبل هم این مطالب را گفت و به او یادآور شدم نادرست است، امسال دوباره می گوید! نمی شود انتظار داشت رهبری به هر کسی گیر بدهد. این افراد متخصص و صاحب نظر هستند که باید نظر بدهند و اجازه ندهند روزنه ها بسته شود.

     

     

    5.      وقتی چند مرکز روضه خوانی و مداحی برای سیاست کشور تعیین تکلیف کرد، روشن بود که ماجرا به کجا ختم می شود؟

     

    6.       متاسفانه بسیاری از مؤسسات پژوهشی قم با ترویج کیش شخصیت و مراد و مریدی، طلاب خود را گرد خود و برای خود پرورش داده و به رغم هزینه های سرسام آور هیچ خروجی فکری روشنی ندارند. برخی از مشهورترین این موسسات، فقط علاقه مندند شارح افکار رئیس باشند تا حامی جریان علم و دانش دینی مستقل. هرچه می نویسند و چاپ می کنند و گاه بیش از چندین مجله هم دارند، شرح افکار بزرگ تشکیلات است و بس.

     

    7.      با توجه به سابقه فکری که از مقام معظم رهبری داریم و آنچه در کتاب «شرح اسم» در باره گذشته فکری ایشان خوانده ایم، ایشان را فردی خرد گرا و واقع بین می شناسیم، اما شرایط به گونه ای شده است که افکار ایشان در میان مجموعه ای از عوامل مؤثر در تفکر جامعه تنها مانده است، به طوری که بخش های مهمی از صداوسیما، این خط خردگرایانه را دنبال نکرده و معرکه را به  گروه های شعاری و افراطی واگذار کرده است.

     

    8.      کشور نیاز به استراتژیست هایی دارد که دنیا را بشناسند، کشور محتاج دانشمندانی است که علم حقوق را بدانند و راه تحقق حقوق مردم را یاد بدهند. وقتی شما ذهن و عقل مردم را با همین حرفهای بی پایه و پرطمطراق مثل قواعد ظهور پر کردید، دیگر کدام سخن علمی مقبول واقع خواهد شد؟ یک قوم ساده و سطحی خواهید داشت که بی دلیل جوش می آورد و بی گدار به آب می زند و بعد هم زحمات چند نسل را به باد می دهد. کشور با فقه و شریعت باید اداره شود و اخلاق و عرفان سالم هم به عنوان وسیله ای برای ایجاد مناسبات نرم میان مردم باید مورد استفاده قرار گیرد.


    پاسخ:
    برادر من شاگرد پناهیان نیستم اما حریت و آزاد مردی حکم میکنه و قتی اینطوری کینه توزانه به یک مومن حمله میشه دفاع کنم
    من این بابا که نقد میکنه رو نمی شناسم اما تمام نقدی که ارائه کردید (تمام نقد) کلی گویی بود...
    نمیشه با کلی گویی کسی رو متهم کرد... در مورد مقدمه سازی برای ظهور آقای پناهیان چه حرف نا صحیحی زدن که این بابا آمپر چسبونده؟
    خب من اغلب سخنرانی های ایشون رو در مراسمات رهبری گوش دادم حرف ناصحیح استاد چی بوده که این بابا اینطور سیاه نمایی میکنه؟

    یک جمله ایشون مصداق نیاوردن در نقد و این نقد اساسا به لحاظ علمی یه جور کارکاتور محسوب میشه و خوشبینانه ترین قضاوتی که پیش روی ما میذارن اینه که این بابا نسبت به آقای پناهیان کینه و حسادت دارن...
    بحث علمی ارائه بدن ما جواب علمی بدیم ... با هوچی گری که چیزی ثابت نمیشه
  • جناب دچار
  • متاسفانه مشکل همینه که شماها رو مرید و احساساتی  بار آوردن :)
    پاسخ:
    خب تو الان داری تهمت میزنی برادر
    نقد ایشون کلی گویی نبود؟

    ما یه استادی داشتیم وقتی نقوش مناطق مختلف رو شرح و تحلیل میکرد همیشه میگفت نقوش فلان استان حالت خاصی دارن....
    کلا بیشترین توصیفش این بود... حالت خاص
    نقد این بابا این مدلی بود

    توی این چیزی که شما ارائه دادید هیچ چیز جزئی و مصداقی ارائه نشد و همش از نظر من هوچی گری بود

    البته منتظر میمونم یه نقد مردونه پیدا کنی بیاری
    اتفاقا در وادی نقد این طور غضبناک صحبت کردن و گریبان چاک کردن و مصداق ندادن، احساساتی بازی هست...

    من از موقعی که شروع کردم به گوش دادن کلپیاش یه سری حرفاش رو قبول دارم یه سریاشون رو هم نه
    در کل روم نفوذ فکری نداره

    اما درباره سیاسی بودنش
    تو یکی از سخنرانی هاش گفته بود من آدم پای کار میدون سیاست نیستم و به سیاست علمی نگاه میکنم(نقل به مضمون)
    مشکل همینجاست که سیاست آدم خودشو میخواد
    کسی که "اهل سیاست ورزی" باشه
    چیزی که تو امثال پناهیان دیده نمیشه
    در کل با ورودش به سیاست از محبوبیت خودش کم کرد به نظرم
    پاسخ:
    سلام
    بلاخره این هم عقیده شماست...
    از نگاه من سیاست رو باید از ایشون یاد گرفت...
    حتی سیاسیون ما خوبه یه دوره سخنرانیهاش رو گوش بدن
    البته اگه غرورشون اجازه بده

    نمیگم آقای پناهیان اشکال نداره و اشتباه نمیکنه
    اما به نظرم دلیل اینکه با هرکی حرف میزنی اینجوری تردید میکنه اتفاقاً آزادگی و شجاعتشه که هرجا و هروقت احساس کرده باید حرفی رو بزنه زده و همچنین به زبون عامه مردم حرف زدنش 
    احساس میکنم این مدلی بودنش باعث شده در نظر مردم خیلی نزدیک و در دسترس بیاد 
    پاسخ:
    موافقم
  • شاخه سیب
  • سلام
    یه چیزی رو در آقای پناهیان خیلی می پسندم و واقعا دلم میخواد مثل ایشون باشم،در هر جایگاهی که هستم.
    ایشون واقعا پاکبازانه از آقای خامنه ای و مقام ولایت دفاع میکنن. خیلی این خصلتشون رو دوست دارم!
    یه عکسی ازشون دیدم که توی عکس تواضع ایشون در مقابل رهبری واقعا مشخص بود و نگاهشون به مقام ولایت واقعا اعتقادی و قلبی هست.
    نمیتونم در مورد مباحث ایشون نظری بدم چون نه از لحاظ علمی به مباحثشون اشراف دارم و نه خودم رو در حدی میدونم که نظری بدم.
    پاسخ:
    سلام
    به خاطر همین ارادت خالصانه و صادقانه شونه که درک لطیف و عمیقی از مباحث دارن و اساسا نفس با صرف مراقبه و تهذیب لطیف نمیشه بلکه محبت صادقانه و عملی نسبت به ولایت در لطیف شدن در ادراکات نقشی بنیادی داره...
    لذا چون اکثرا لطافت ایشون رو در ادراکات ندارن نمیتونن پا به پای ایشون در درک مسایل جلو برن و چون نمی تونن برن تردید میکنن در روش و سخنان ایشون...
    دیگرانی هم که دشمنی میکنن صرفا از روی حسادته...
    ایشون بصیرت فوق العاده ای دارن... و حضرت آقا خیلی دوستشون دارن
    البته اگه غرورشون اجازه بده
    عجب:)))
    پاسخ:
    صادقانه گفتم
    طعنه ای در کار نبود...

    واقع اینه که غرور و خود برتر بینی خیلی وقتا درک رو از بین میبره

  • برف دونه
  • چرا من دقیقا علت رو می دونم

    استاد پناهیان بسیار خاص هستن، و عمیق ترین مطالب معرفتی رو دارن لقمه می کنن به زبون خیلی ساده به مردم کف جامعه میگن(کاری که در واقع بسیاری از طلبه ها باید انجام بدن و نمیدن)و در واقع حلقه ی متصل بین علما و مردم عامه هستن... و مطالبشون صاف می زنه وسط برجک مردم و نگاه ها رو تغییر میده یا اصلاح می کنه و یک راست توی زندگی شخصی و اجتماعی مردم کاربرد عملی داره

    تقریبا میشه گفت شبیه ایشون فعلا کسیو نداریم در جامعه
    ینی کاملا یکتا هستن فعلا

    از این جهت خود به خود بچه مذهبی ها و حزب اللهی ها عاشقش میشن و پیروش می شن...

    این پیرو بودن در مورد شخص این استاد گرانقدر ممکنه مشکلی نداشته باشه ولی اصل پیرو و مرید بودن در دوره ی آخرالزمان بسیار خطرناکه... ما در زمان فتنه ها زندگی می کنیم، از این چهت بارها وقتی درمورد استاد پناهیان با اساتید ادیانم صجبت می کنم، همیشه قبولش دارن ولی همین حالت احتیاط رو بهم تزریق می کنن که بله ایشون سخنرانی هاشون خیلی خوبه ولی فقط ایشون رو دنبال نکنین... برین سراغ اساتید دیگه... یا میگن حرفاشون خوبه ولی خودتون فک کنین و مطالعه کنین...


    این احتیاط خیلی ربطی به خود استاد پناهیان نداره
    بلکه مختص زمانه ای هست که داریم توش زندگی می کنیم، باید کلا بسیار محتاط و مواظب بود

    پاسخ:
    خب به نظرم شما خیلی با حسن ظن و خوش بینانه به تردیدهای موجود نگاه کردید که حتما ریشه در خوبی های شما داره... و البته در خیلی موارد هم درسته و کلام شما حقه
    اما بسیاری از این تردید ها ریشه در درک نکردن فرمایشات استاد هست و چون نمیتونن درک کنن اولین و ساده ترین واکنش ایجاد فاصله و تردید در صحت سخن هست...
    و البته بدتر از این حالت که میشه بحث عناد و حسادت و این حرفا که نسبت به ایشون کم هم نیست اما ان شا الله این طیف از دایره اهل ولایت نیستن...
    ما داشتیم از همین طیف عنود و ضد ولایی به ظاهر مذهبی که فروشنده کتب یکی از علما رو به قتل رسوندن به خاطر اون نگاه تکفیری که داشتن...
    سخنرانی اومده بود در شهری و برخی از طلاب با چوب و چماق اومده بودن مانع سخنرانی اش بشن...
    یا حتی دیدم در سخنرانی یک سخنرانی تمام خیابان های اطراف امنیتی شده بود و یگان های ویژه مستقر شده بودن و بعدا فهمیدیم قصد ترور داشتن...

    به لطف خدا استاد پناهیان هنوز دشمنانی این جور قسم خورده ندارن یا دارن و اون دشمنان توان بروز و ظهور به این شکل رو ندارن...
    طعنه ای هم بود ما ناراحت نمیشدیم
    از بس که با جنبه ایم:))

    موافقم باهات
    پاسخ:
    :)
  • برف دونه
  • خب آخه شما توی پست فرمودید "دوستان ولایی" به همین دلیل من خوشبین بودم بهشون!!

    و این علتی که گفتم مربوط به همین دوستان "ولایی" بود

    وگرنه اغیار که هیچی! تکلیفشون مشخصه با استاد پناهیان!!
    پاسخ:
    منم عرض کردم برخی از همین دوستان ولایی بر اساس عدم درکشون به تردید می افتن
  • عباس زاده
  • سلام مومن
    گاهی اوقات شیطان شیطنت میکنه دیگه
    اصولا همه آدم خوبی هستند مگه عکسش ثابت بشه (لبخند)
    ولی خوب برخی مثل من عینک بد بینی دارند دیگه
    هیچ بدی از طرف ندیده ولی خوب وقتی این اما و اگر رو ته جملش میندازه شک میندازه توی دل من و شما

    البته خداکنه که آدم کمتر بدونه از افراد تا بهتر باهاشون ارتباط بگیره

    خدا عاقبت هممون رو ختم بخیر کنه واقعا
    پاسخ:
    سلام برادر
    خیلی خوب فرمودید
    همه خوبن مگه عکسش ثابت بشه.... موافقم
  • جناب دچار
  • اقایافتم :)
    اینم دلیل بر اینکه شما توی فضای مرید و مرادی تنفس میکنید :) اون هم آگاهانه!

    محبت صادقانه و عملی نسبت به ولایت در لطیف شدن در ادراکات نقشی بنیادی داره.

    مثل حرف اون فیلسوف مسیحی که درمورد تثلیث گفته بود: اول ایمان می آورم بعد میفهمم...
    مشکل شیعه همین سبکه دینداریه برادر!
    پاسخ:
    باشه...
    کسی که نتونه فرق مرید و مرادی صوفیانه رو با ولایتمداری ای که شیعه ازش دم میزنه رو درک کنه در بهترین حالتش سلیمان صرد خزاعی خواهد شد...

    شما مشغول باش برادر...
    ما مریدیم...
  • جناب دچار
  • اتفاقا به سلیمان بن صرد ها هم نقد دارم
    اونایی که افق دید ولی رو درک نمیکنن

    + ما که سائریم خدا روشکر :) فعلا هم به جایی نرسیدیم...
    پاسخ:
    خب شما که نقد داری به سلیمان، بگو چطور باید به درجه ای رسید که افق دید ولی رو درک کرد؟
    حتما با تحقیقات میدونی یا اینترنتی...

    هر چند از موضع تهمت وارد بحث شدی و هنوزم از موضع سوء ظن به من (مرید و مرادی صوفیانه) داری به بحث ادامه میدی اما یه نکته رو بهت یادآوری میکنم روش فکر کن

    رابطه گرایش ها و آگاهی در ساختن افق دید انسان چیه؟
    اصلا حب و گرایشات ربطی به آگاهی و آگاهی سازی دارن؟... اگر دارن چگونه هست؟
    هر چند موضوع سختی هست برای تفکر و از نوع اعتراضت به من مشخصه تا حالا بهش فکر نکردی اما خب بدون یه ارتباطاتی وجود داره...
    چون داعیه فلسفه ورزی و نگاه منطقی و از این حرفا داری بهت گفتم که وسعت نظر بیشتری پیدا کنی در مسائل نظری

  • جناب دچار
  • من فقط سوال میکنم :)
    هر وقت رسیدم میگم
    پاسخ:
    به جواب نظر قبلی ات نکاتی اضافه کردم بخونش...
    منتظر نمیمونم برای جوابت...


  • جناب دچار
  • واقعا استاد حوصله سر بری هستی ...
    لااقل برای من :)

    + فک کنم بهتر باشه دیگه کامنت جدی برات نذارم
    پاسخ:
    دچار , آداب بحث رو بیاموز... اینجا فضای مجازیه و من شناختی از تو ندارم , نیتت رو نمیتونم از پشت نوشته هات بفهمم... اونچه می نویسی معرف تمام تو هست
    کلا خیلی در قید آداب نیستی و این خوب نیست
  • برف دونه
  • آخه چه تردیدی؟!
    ولایی ها، چرا باید عنود یا حسود باشن؟ یا اگه نباشن، چرا باید به خاطر صرفا درک نکردن محتواهای بیان شده توسط استاد، بهش شک کنن؟!!

    حرف مورد شکی نمی زنه که استاد!!


    پاسخ:
    وقتی نتونن درک کنن فکر میکنن استاد یا دچار افراطه یا تفریط...
    با خودتون مقایسه نکنید...
  • شاخه سیب
  • چه طور میشه افق دید ولی رو درک کرد؟!

    اصلا مگه میشه افق دید ولی رو د رک کرد؟!!!!!
    پاسخ:
    میشه... با یکی شدن... 
    اگر هم نشه به اون عمق درک کرد میشه همراهی کرد و نصرت داد به ولی...

    حضرت زینب به امام سجاد عرض میکرد برادرزاده غصه نخور اینجا مامن زوار میشه و ...
    هیچ بعید نیست حضرت زینب رسالت اصلی کربلا رو که هنوز بزرگان شبعه در اون متحیر هستن درک کرده باشه
  • شاخه سیب
  • با همون خواستن خواست ولی؟

    خب میدونید چرا با تعجب پرسیدم؟چون برای درک یه چیزی باید بهش اشراف داشت.اگر به افق دید ولی اشراف داشته باشیم که خودمون ولی میشدیم!

    پاسخ:
    اشراف داشتن هم مراتب داره...
    گاهی چیزی که او به وضوح میبینه شما با بصیرتتون میتونید تحلیل کنید...
    اون در مقام مشاهده و خبر، سخن میگه و شما اگر بصیر باشید در مقام تحلیل همون ها رو درک میکنید...
  • شاخه سیب
  • یکی شدن با همون اطاعت(امر بری با میل و رغبت) اتفاق میفته؟ 
    پاسخ:
    چرا اینقدر راحت سوال میپرسین؟
  • شاخه سیب
  • ؟!
    این چرا از چه بابته؟ خسته شدید یا حس کردید من فکر نمیکنم و میخوام با سوال کردن جای فکر کردن رو پر کنم؟
    پاسخ:
    شاید این همون سوال من هم بود وقتی دوستم کف دستش رو بالا آورد و انگشتانش رو باز کرد دست دیگر رو در پشتش قرار داد و کاملا انگشتان دو دست رو بر هم منطبق کرد طوری که فقط یه دست دیده میشد...
    فقط پنج انگشت دست جلویی دیده میشد...
    گفت الان دو دست نمیبینی... یه دست دیده میشه در حالی که میدونی دو دست در جلوی تو هستن...
    اگر بتونیم اینطور یکی بشیم... هر چیزی به او داده میشه ما هم نصیب خواهیم داشت... هر چند کیلومترها فاصله داشته باشیم...

    من دیگه نپرسیدم چطور یکی بشم... به فکر رفتم...

    جواب دقیقی ندارم به شما بدم... نپرسید
    بنظرم مشکل بعضی ها با استاد این هست که ایشون (البته از نگاه من) بخش فراموش شده ی دین که سیاست هست رو داره دوباره پررنگ میکنه...وخب جایی که پای سیاست بیاد وسط دعوا ها شروع میشه
    پاسخ:
    عمیقا موافقم برادر
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی