ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام...

من هم نمی بینم ام...



امروز 96/08/20 هست...
هر مطلبی بعد از این نوشته بشه از نظر من آخرین مطلب وبلاگ هست
واقعا عقیده من هست
پس تمام مطالب من میتونه در حکم خداحافظی هم باشه
فعالیت های من در این فضا جدای از سلوک شخصی من نیست... لذا به نویسنده این وب و مطالبش اصلا به چشم کسی که صرفا داره آگاهی بخشی و هدایت گری میکنه نگاه نکنید...
اینجا محل تعامل و مبارزه من با نفسم نیز هست...

اینجا محراب من هست...
محل حرب من با نفس سرکش

اینجا دنبال چیز ثابتی نباشید...



طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

چرا من؟

پنجشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۰۵ ق.ظ

سه نفریم توی اتاق

من و همکارم تفکرات ولایی و انقلابی داریم (یا دوست داریم داشته باشیم)

همکارم علنی از عشق به آقا (مقام معظم رهبری) دم میزنه و عکسش رو میذاره روی مانیتورش و صفحه گوشی اش و عکس سردار سلیمانی رو میچسبونه به دیوار و هر وقت کسی علیه اینها حرفی بزنه سه برابر من زبون داره در دفاع از انقلاب و ...

کلا در بحث کردن نفوذ کلام داره طوری که دیگران تاثیر میگیرن... برای همین هر جایی اون بحث بکنه در دفاع از انقلاب، من سکوت میکنم... چون به تنهایی حریف میشه معمولا... مگر اینکه نیاز به کمک من داشته باشه... اطلاعات سیاسی اش هم بهتر از منه...

همون که یه مدت با هم مباحثه داشتیم... اما توفیق ادامه اش رو نداشتیم...

اما علی (نفر سوم) 20 سالشه و کلا فازش خوش گذرونی و رفیق بازیه... ولی پسر سالمی هست...


علی یه دفعه برگشت به من گفت: مهندس یه عکسی (کاریکاتور) توی اینستا از رهبر دیدم که اگه ببینی خیلی قاطی میکنی...

برام سوال شد و تعجب کردم  از همکارم پرسیدم:

مهندس ،چطور شد علی به من گفت: اگه تو ببینی عکس رو قاطی میکنی؟!!! چرا به تو نگفت؟ تو که خیلی پرشورتر هستی؟

خیلی علنی تر هم هستی... من خیلی زود زحمت دفاع کردن به خودم نمیدم... اما تو همیشه حاضر جوابی...

گفت: نمیدونم

گفتم: خیلی حرف توی این رفتار علی بود...

از علی پرسیدم: چرا فکر کردی من قاطی میکنم اما فکر نکردی مهندس (همکارم) قاطی میکنه؟ اون که همیشه شمشیرش از غلاف بیرونه...

علی: نمیدونم... به نظرم تو حساس تری...


هنوز برام سواله...
نظرات بعد از تایید نمایش داده میشوند


  • ۹۶/۱۲/۲۴
  • ۷۹ نمایش
  • ن. .ا

نظرات (۴)

سلام مومن. جزاکم الله خیرا

از قدیم الایام! گفته اند: "از آن نترس که های و هوی دارد، از آن بترس که سر به توی دارد"...والا(لبخند)

عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
پاسخ:
سلام برادر
:)
وااااالا
چیز خاصی بنظرتون میتونه باشه؟
پاسخ:
چیز خاصی که بود...
بنا بود در سوالات اینچنینی مطلب رو به سر انجام برسونم...
اما بعد از انتشار مطلب هر چی دقیق شدم دیدم یه جور خودستایی در این مطلب نهفته هست...
اما از اونجایی که تصمیم گرفتم هیچ مطلبی رو بعد از انتشار حذف نکنم، حذفش نکردم...

لذا پاسخ شما همون نظر خونه مادری هست
:)
  • خونه مادری
  • ذهن خودشو درگیر نکن
    پاسخ:
    یعنی زدی وسط سیبل...

    از آن نترس که های و هو دارد... شاید علی آقا در اعماقش به این ضرب المثل ارادت خاصی داره!

    اول بگم که بابت گفتن خط بعدی عذرخواهی میکنم، منتهی دیگه بررسی وضعیته :)
    شاید علی آقا احساس میکنه که مهندس، درسته که واکنشش سریع تر و قاطع تره، اما منطقی تر پاسخ میده

    شاید هم قضیه برمیگرده به همون نفوذ کلام، یعنی شاید به خاطر بالا بودن نفوذ کلام، خودبه خود مقوله متعصب بودن "کورکورانه" کمرنگتر میشه

    شایدم علی آقا اصلا قصد خاصی نداشته و صرفا میخواسته یک حرفی زده باشه، منتهی چون این حرفش صرفا یک حرف برای گفتن بوده، گفته که:" به کسی بگم که عکس العمل کمتری نشون میده چون هدفم بحث کردن و گفت‌وگو و ایجاد چالش نیست".
    پاسخ:
    :))
    سلام خوش اومدی برادر

    آره فکر میکنم به نظر علی من متعصب ترم...
    چون کمتر فرصت توضیح دادن پیدا میکنم... اما این موضوع که در مطلب گفتم خیلی ارتباطی با این مسئله نداره
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">