ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام ... من هم نمی بینم ام

ن والقلم و ما یسطرون

اگر تو نبینی ام...

من هم نمی بینم ام...



امروز 96/08/20 هست...
هر مطلبی بعد از این نوشته بشه از نظر من آخرین مطلب وبلاگ هست
واقعا عقیده من هست
پس تمام مطالب من میتونه در حکم خداحافظی هم باشه
فعالیت های من در این فضا جدای از سلوک شخصی من نیست... لذا به نویسنده این وب و مطالبش اصلا به چشم کسی که صرفا داره آگاهی بخشی و هدایت گری میکنه نگاه نکنید...
اینجا محل تعامل و مبارزه من با نفسم نیز هست...

اینجا محراب من هست...
محل حرب من با نفس سرکش

اینجا دنبال چیز ثابتی نباشید...



طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات

چالش حجاب

يكشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۱۸ ق.ظ

به نظر من یکی از اشتباهات جمهوری اسلامی در مسئله حجاب این بوده که پای منابر و تریبونها ، مسئله حجاب رو گره زدن به اسلام و دینداری ... اشتباشت آقا... مگه چند تا آیه و روایت در مورد حجاب داریم؟ 

مثل این میمونه که بگیم چون اسلام نظافت و طهارت رو تایید و تاکید کرد ما حمام میریم... یعنی اگر در یک کشور غیر اسلامی بودیم حموم نمیرفتیم؟ یا مثلا کسی که حموم میره خیلی دینداره؟ خب بابا نفع دنیاش توی نظافت هست... این چه حرفیه؟... حتما برای حموم رفتنش میخواد سر خدا منت هم بذاره!!!... مثلا بگه خدایا من میتونستم الان بخوابم ولی رفتم حموم ها...دیدی ؟...

مسخره نیست؟!!!

واقع اینه که مسئله حجاب یه مسئله کاملا معقوله... اون هم حداقل عقل برای درکش کافیه... خب معلومه که دین از هر چیز معقولی حمایت میکنه... و اونقدر نفع و مزیتهای  حجاب واضح هست که نیازی نیست شما در حد وحی!!!! براش هزینه کنید...

به نظرم بهتر بود بحث پوشش بیشتر از منظر روانشناختی و جامعه شناختی و منطقی و حتی در حوزه علوم تجربی مطرح میشد... و گفته میشد دین هم این دیدگاه رو میپذیره...

دیشب این بحث رو با خانمم داشتیم... 

گفتم مسئله حجاب با حداقل عقل قابل درکه... جمهوری اسلامی میبایست در این حوزه جوری ورود پیدا میکرد که درک حجاب کاملا به حداقل عقل انسان وابسته میشد نه دینداری انسان... با گره زدن حجاب به دینداری و ارزش های اسلامی خیلی کلاس دینداری رو پایین میاریم...

خانمم گفت: خب اروپایی ها که بی عقل نیستن... ولی حجاب ندارن... اونا به خاطر عقایدشون اینطوری ان...

گفتم: بی عقل نیستن اما چرا نمیخوایم بپذیریم مستضعف فکری هستن؟ گفتم بسیاری از محسناتی که از اروپایی ها برمیشمرن نشان از استضعاف فکریشون داره نه یک حُسن فرهنگی... 

به نظرت رسانه ها در مورد غربی ها برای ما اغواگری نکردن؟

گفت: مثلا چی؟

گفتم: استادی داشتیم که از نوجوانی انگلیس زندگی میکرد... میگفت توی اماکن عمومی اینها بوی آزار دهنده مدفوع به مشام میرسه... و اروپایی ها از عطر استفاده میکنن تا بوی مدفوعشون پوشانده بشه... اما ماها استفاده میکنیم تا از بوی خوشش لذت ببریم... میگفت چون اینها برای طهارتشون از آب استفاده نمیکنن در جاهایی مثل اتوبوس ها این بوی بد به مشام میرسه... واقعا عقلشون نمیرسه با تطهییر با آب خودشون رو از این عذاب رها کنن...

یا مثلا قانون پذیریشون از روی با فرهنگ بودن نیست... چه جوری بگم... عُرضه و خلاقیت دور زدن قانون رو ندارن... برای همین صهیونیستا راحت اینها رو توی چنگ خودشون گرفتن...

حتی در مورد پیشرفتهای علمی شون هم حرف دارم... اولا که بسیاری از این پیشرفتها سرقت علمی بوده ثانیا اون بخشش که دست خودشون بوده دلیل بر عقلانیتشون نیست... بسیار راحت قابل اثباته...

اینها همه نشان از استضعاف فکری داره... ضعیف العقل هستن... برای همین متوجه نفع حجاب نمیشن... در بینشون یه سری ها که رشد عقلی دارن اهل حجاب میشن...

اصلا مسئله حجاب حتی به نفع مسائل جنسی مردان و زنان هست... اینها رو باید از نگاه رونشناسی تبیین کنن... یعنی انسان عاقل برای اینکه در زندگی دنیایی اش حظ جنسی تمام و کاملی ببره باید بره سمت پذیرش و تقید مسئله حجاب... حظ جنسی از زندگی های زناشویی حذف بشه یا تقلیل پیدا کنه اون زندگی ثمر نخواهد داشت... چرا روانشناسا نیومدن رابطه حجاب رو با حظ جنسی مطرح کنن؟... چرا آسیب شناسی نکردن که یکی از دلایل فروپاشی خانواده در غرب عدم یا تقلیل حظ جنسی از همسر بوده؟... و علت تقلیل حظ جنسی مسئله بی حجابی بوده...

البته این یکی از چالش ها و اشتباهات جمهوری اسلامی در زمینه حجاب بوده... بی حجابی عوامل موثر دیگری هم داره که باید بهش پرداخته بشه...



علت اینکه در بسیاری از مطالبم روی مسئله عقلانیت تاکید دارم برای اینه که بسیاری از ارزشها و محسنات رو اصلا لازم نیست هزینه ای در حد "وحی" بکنیم... یعنی اگر عقل رو درست بشناسیم و به سمتش بریم تازه اهل دغدغه میشیم در مورد حقیقت تنزلات وحی... تازه اهل دغدغه میشیم در مورد حقیقت ظهور...
اکثرهم لا یعقلون جدیه... خیلی جدی...
مخاطب اولم، خودم هستم... بی تعارف
  • موافقین ۳ مخالفین ۰
  • ۹۷/۰۲/۲۳
  • ۲۲۶ نمایش
  • ن. .ا

نظرات (۲۳)

خیلی بده که انسان به جای اینکه با عقلش و تحلیلش به حقیقتی برسه با صدها بار آزمون و خطا به حقیقت برسه... کسی که برای رسیدن به حقیقتی، راهی جز تجربه های مکرر و ناموفق بودن در تجربه ها نداره بهره اش از عقل بسیار اندکه...
چیزی که نوعا جامعه غرب دچارش هست... اعتماد صرفا به تجربه
اونوقت حضرت امیر میفرمایند کسی که تجربه (حداقل عقلانیت) رو زیر پا بذاره شقی هست...
یعنی زیر پا گذاشتن حکم حقی که با تجربه (حداقل عقل) به دست اومد خیلی حماقت میخواد... مثل اینکه میدونی جسمی داغ میسوزنه دستت رو... اما باز دستش بزنی و بگی : گفتم شاید این بار نسوزونه
زیر پا گذاشتن تجربه شقاوت میخواد...

پاسخ:
امیدوارم لحنم خیلی تلخ نبوده باشه...
واقعیت اینه که خیلی تلطیفش کردم تا شد این مطلب
سلام
خب این ضعف فکری و عقلی توی ایران هم کم نیست. من با خیلیا صحبت کردم خیلی این مشکل زیاد. دچار یه سری اشتباهات منطقی هستن.

پاسخ:
سلام
بله این ضعف فکری وجود داره در کشور ما...
اگر بخوام سهم مسئولین رو در این استضعاف بگم میگم این ضعفی بوده که حدود چهل سال مدیریت لیبرالی برای کشور ما آورده...

سلام علیکم

حاج آقا پناهیان هم در بحث حجاب شبیه صحبت شمارو داشتند و صحیح هم هست.

اما به نظر حقیر بزرگترین مشکل در مسئله حجاب چند چیز هست. یکی تعریف اشتباه «آزادی» هست.
خانم ها می گویند که می خواهی مثل مردان در پوشش آزاد باشیم. در صورتی که عدم حجاب یعنی آزادی مردان برای دسترسی به زنان. که این البته ریشه در فقدان تفکر این گروه در مورد مسئله هست.

موضوع دیگر یک جانبه نگری در مسئله حجاب هست. در صورتی که در حل تمامی مسائل باید کل نگر بود. بی حجابی معلول هست بیش از این که علت باشد.
یکی از علت های مهم بی حجابی بی غیرتی مردان هست و اگر به جای عفت زنان روی غیرت مردان کار کرده بودیم شاید وضع بهتر از این بود.

و در نهایت معماری که تقریبا هیچ کس جز عده ای انگشت شمار آن را جزء علت های بی حجابی نمی دانند.
اما یکی از مهم ترین دلایل بی حجابی و حضور اجتماعی بی مهابای زنان، معماری مدرن هست. یک معماری بی حیا که مسکن نیست بلکه صرفا خوابگاه است و انسان برای فرار از این زندان مجبور به خروج و بیرون رفتن هست.

پاسخ:
سلام علیکم
با شما موافقم... مخصوصا در بحث غیرت مردان و حتی همین بحث سبک معماری... بارها با دوستان در باره سبک معماری حرف زدیم...
اینکه بی حجابی معلول هست شکی نیست اما سخن در اینه که چند درصد معلول بی غیرتی مردان هست و چند درصد معلول عوامل دیگه...

سوال اینجاست بی غیرتی مردان معلول چیست؟
این مطلبی که نوشتم  شروعش با سوال بزرگواری در این وب در مورد بی حجابها بوده... هنوز پاسخ کاملی به ایشون ندادم... اما بخشی از پاسخ من این بوده :
مردم در اصطلاح قرآن "ناس" هستن...
سطح ایمان و درک ناس " وهم و خیال" هست...ایمان در این سطح بسیار در معرض خطر و دگرگونیه... دقیقا مثل غنچه ای میمونن که با یه باد نسبتا تند میشکنن ، با یه آفتاب شدید میسوزن... با یه آب اضافی می پوسن... بسیار آسیب پذیرن...
وجود حکومت اسلامی اتفاقا برای هدایت ناس الزام داره... یعنی اونقدر که ناس برای رشد معنوی نیاز به حکومت اسلامی دارن مومنین ندارن...
وظیفه حکومت ایجاد جو غالب دینی هست... جو صحیح دینی، نه شعارزدگی...
همین الان هم که اینقدر بد حجاب زیاد شده اگر در کشور جو سالم معنوی غالب بشه شما خواهید دید اثرات رو...
نمونه اش خود ماه رمضان... که جرائم کاهش پیدا میکنه...

در این بخش بدحجابی و ناهنجاریهای اجتماعی اولین و بزرگترین مقصر مدیران حکومت هستن که نتونستن رسالت خودشون رو انجام بدن...

واقعا در هر حکومتی اگر ناس در این حجم از تهاجم شیطان قرار بگیرن اوضاع بهتر از این نمیشه...
البته منظورم بستن درها نیست...
منظورم ایجاد موازنه هست...
بله برخی از ورودی ها باید بسته بشه اما در حد معقول...
در کشور ما بیش از اینکه نسبت به حرکت سلبی غفلت شده باشه نسبت به حرکت ایجابی غفلت شده...
وقتی حرکت ایجابی نباشه  و با اتکا به حرکات سلبی بخوایم مانع فساد بشیم جامعه پس میزنه و نمی پذیره...
برای همین میگم باید یقه حکومت و مدیران رو جمع کرد برای عدم حرکت ایجابی و عدم ایجاد جو غالب معنوی

 به نظر من یکی از عوامل بی غیرتی مردان و بی حجابی زنان هجمه زیاد واردات رسانه ای بوده... وقتی ایمانی در حد وهم و خیال باشه چطور میشه متوقع بود ناس تاثیر نپذیرن...



بحثی در مورد غیرت از حجت الاسلام عالی:

«
درست است که امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که بی‌حیایی، بی‌عفتی و بی‌غیرتی ترویج می‌شود، ولی در کشور امام زمان(عج)، گاهی اوقات انسان صحنه‌هایی را می‌بیند که حاکی از کم شدن غیرت در بعضی از مردهاست. مردی که همسر، دختر و خواهرش با موی افشان و لباس تنگ و رنگارنگ خودش را تابلو می‌کند و به دیگران ارائه می‌دهد و دستش هم در دست یک مرد نامحرم هست، غیرت ندارد. در قضیه بی‌حجابی ـ حالا در کشور ما که بی‌حجابی به آن معنا وجود ندارد ـ یا بدحجابی باید اول یقه مرد را گرفت. در روایتی از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است که فرمود: «ای مردان کوفه! به من خبر رسیده است که در بعضی از کوچه‌های بازار که ازدحام جمعیت زیاد است، زنان شما تنه به تنه مردان می‌زنند و راه می‌روند. شما خجالت نمی‌کشید؟ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ لَا یَغَار. خدا لعنت کند کسی را که غیرت ندارد.» امیرالمؤمنینعلیه السلام یقه مردان کوفه را چسبید.
اشتباهی که ما الان داریم مرتکب می‌شویم این است که بلندگو به دست گرفته‌ایم و می‌گوییم خانم! حجاب! خانم! حجاب! باید بلندگو به دست بگیریم و بگوییم آقا! غیرت! آقا! غیرت! اول باید غیرت مرد را به رخ‌اش بکشیم. امیرالمؤمنی نعلیه السلام یقه مردان را می‌گیرد و می‌فرماید خجالت نمی‌کشید که زن‌هایتان در کوچه‌ها تنه به تنه مردان می‌زنند؟ پشت هر زن بی‌حجاب یا بدحجاب یک مرد بی‌غیرت یا کم‌غیرت قرار دارد و دشمن قبل از اینکه حجاب زن را نشانه رفته باشد، غیرت مرد را نشانه رفته است. نمی‌خواهم بگویم دلیل بدحجابی فقط این است. بحثم هم این نیست. بدحجابی دلایل مختلفی دارد. گاهی اوقات جهالت است. گاهی اوقات عقده‌های روانی زن است که با پوشش نامناسب بیرون می‌آید. گاهی اوقات تربیت‌ غلط خانوادگی است. گاهی اوقات ممکن است مسئله سیاسی و دهان کجی به دین و نظام دینی باشد، اما یکی از مهم‌ترین دلایل بی‌حجابی، بی‌غیرتی و کم‌غیرتی مرد است. در خانه‌ هر زنی برادر، پدر یا شوهری هست. اگر او غیرت به خرج بدهد و جلوی او بایستد، جلوی بسیاری از این وضعیت‌ها را می‌تواند بگیرد.»
پاسخ:
فرمایش متینی هست...
اینطور چشم بیدار و مراقب رو به داخل هر خانه فرستادیم... خوبه..
اما در جامعه ما چی شد که غیرتها کمرنگ شد؟... 

باید به این سوال هم پاسخ داد...
همون چیزی که غیرتها رو تحت الشعاع قرار داد حجابها و حیا رو هم تحت الشعاع قرار داد...


سلام
کاملا قبول دارم
کلا صدای دوهول از دور خوشه

پاسخ:
سلام برادر
همینطوره
«در دنیای امروز، مسکن الگوی خاصی پیدا کرده است؛ در مدل‌های جدید آپارتمانی، هرکس واحد مجزایی دارد و معاشرت‌های قدیمی و روابط ارحام، کم فروغ شده و روابط اقشار، انضباط درستی ندارد.
در سبک قدیم، خانواده‌ها بزرگ و عشیره‌ای بودند و یک پدر با فرزندانش در یک خانه زندگی می‌کردند و فرهنگ معاشرت خاصی در آنجا حاکم بود و اخلاق خاصی بین ارحام شکل می‌گرفت. در خانه‌های قدیمی که هنوز هم در بعضی شهرها وجود دارد، غیر از اینکه دارای بخش‌های اندرونی و بیرونی بودند، درب آنها دوکوبه، یکی مخصوص آقایان و دیگری مخصوص بانوان داشت که معلوم می‌شد آن کسی که درب خانه را می‌زند زن است یا مرد و چه کسی باید پشت در به استقبال برود، یعنی نوعش انضباط و دقت در مواجهه اقشار وجود داشت و ارزش و اخلاقی خاصی رعایت می‌شد.

در معماری هم دو سبک وجود دارد: معماری برون‌گرا و معماری درون‌گرا. در معماری درون‌گرا مناسبات معماری به گونه‌ای تنظیم می‌شود که روابط انسان هم تحت تاثیر آن تنظیم می‌شود. در معماری درون‌گرا رابطه اقشار محدود مِی‌شود و مراعات روابط عفیفانه بین زن و مرد آسان است و اگر کسی بخواهد در چنین خانه‌ای عفیف نباشد باید خیلی زحمت بکشد و آبروی خود را به خطر بیندازد و بی‌عفتی کند! ولی در معماری جدید و برون‌گرا که ساختمان (open) بنا می‌کنند، پنجره‌ها به گونه‌ای است که از بیرون به داخل خانه اشراف وجود دارد؛ در داخل خانه هم آشپزخانه باز است و در سالن پذیرایی این خانه محرم و نامحرم رفت و آمد می‌کنند؛ در این حال، بستر بی‌عفتی فراهم می‌شود؛ یعنی رعایت حجاب و عفت برای بانوی خانه که می‌خواهد پذیرایی کند، دشوار می‌شود».

📝استاد سیدمحمّدمهدی میرباقری (کتابک سبک زندگی)
پاسخ:
خیلی با مسئله معماری امروزی در سبگ زندگی اسلامی مشکل دارم... این معماری هیچ چیزیش سر جاش نیست
نکات خیلی خوبی بود
یادم باشه رفتم خارج استخری که این «نشسته ها» میرن نرم :|
پاسخ:
کلا اونجا استخر نرو...
:)
من با خانوم رهرو موافقم.
ما همش میخونیم الرجال قوامون علی النساء ولی فقط به نفقه ربط میدیم این مسئله رو. برای پایداری زن در دین مرد قوی لازمه. مردی که مردانگیش زیاد باشه غیرتش زیاد میشه و غیرت زیاد مرد حیای زن رو بالا میبره. 
پاسخ:
مردها رو ضعیف کردن... همونطور که زنها رو ضعیف کردن...
اون مردانی که قوی موندن باید فریاد بزنن... باید برن به کمک...
:))))
پاسخ:
من و همکارم اینجا گاهی که مشتری فرنگی میاد از همین لفظ  "نشسته ها"  استفاده میکنیم...

یکیشون سرما خورده بود اونقدر جلوی ما توی اتاقمون " اَخخخخ و فین" میکرد که همکارم از اتاق رفت بیرون...
میخواستم به مترجمش بگم بهش بگه توی ایران علاوه بر اجابت مزاج برای یه سری کارای دیگه هم میرن توالت...
مثل همین کاری که ایشون داره جلوی ما انجام میده... ادب ایرانی اسلامی ام مانع از گفتن شد...
اَه...

:)
آقا چرا ما رو شریک غم خودتون میکنید!؟ :| اه :|
پاسخ:
میخواستم عمق فاجعه رو درک کنی... باشه بقیه اش رو نمیگم... :)
سلام. حرفتون در مورد حکم عقل به حجاب رو قبول دارم اما نه تا این حد. باید پرسید آیا عقل بشر واقعا این موضوع رو تایید میکنه یا لُب لازمه؟! خب اولواالالباب کم هستند در همه ی جوامع. مخصوصا اینکه درسته که عقل تا حد خوبی به حیا و عفت حکم میده، اما این سطح از حجاب دینی رو جز با حکم وحی نمیشه اثبات کرد. به نظرم عقل اگر خیلی کارش درست باشه نهایتا به حجاب و پوشش نرمالی در حد آقایون حکم میده. شکی نیست که غربیها خودشون هم اینو میدونن و تو فیلمها و متونشون میشه این سطح از عقل رو دریافت کرد که عریانی رو نمی پسندن و اون رو کاملا مساوی با تلاش برای ایجاد جاذبه ی جنسی میدونن و دانشگاه ها و محیطهای رسمیشون از این نوع از عریانی بری است. بالاخره ملت اونجا خانواده دار هم هستن، همه شهوت پرست نیستند. پوشش کااامل به استثنای فقط وجه و کفین چیزی نیست که عقل بشر به سادگی بهش برسه. علاوه بر این وحی هم می فرماید فیطمع الذی فی قلبه مرض یعنی کسی که مریض هست به طمع می افتد، نه همه! این خودش اثبات اینه که عرف جامعه با حفظ حیای عمومی و عفت نرمال میتونن جامعه رو به سرانجام خوبی برسونن، الان مشکل بی حجابی در جامعه رو هم که نگاه بکنید می بینید غالبا تلاششون بر جا انداختن سطح نرمال بی حجابی هست. نه سطح شهوانی. اونها مایلند که روسری نباشه و خیلیهاشونم من میبینم بدون آرایشهای غلیظ فقط و فقط با روسری مخالفند!

موردی که در باره ی نشسته ها گفتید هم راستش اصلا با اخبار و اقوالی که ما از خارج رفته ها شنیدیم سازگار نبود. نمیشه گفته ی یک نفر رو به عنوان سند ضعف عقل بیان کرد. میدونم که شستنی وجود نداره اما استحمام روزانه فرهنگ عمومی جوامع غربیه.
پاسخ:
سلام علیکم

خب اینکه عقل حداقلی بشر تا چه حدی از حجاب رو می پسنده و می پذیره خیلی هم نیازی به تحلیل نداره... ما چون بنا به رشته مون نقوش باستانی رو اغلب مورد بررسی و تحقیق قرار میدادیم در بسیاری از سنگ نگاره های باستانی مربوط به 5 یا 6 هزار سال پیش ما مشاهده میکردیم نقوشی که از زنها بوده اغلب دامن بلندی داشتن نیم تنه بالا هم پوشش معقولی داشته نهایتا موهای سرشون پیدا بود اون هم نه به شکل کاملا باز... یه چیزکی روی سرشون بوده...
معلوم نیست این انسانهای بدوی پیغمبری دیده باشن یا نه... اتفاقا بی حجابی در گذشته نشانه سطح پایین اجتماعی زنان بوده و نشانه تحقیر بوده...
خود اروپا هم تا دو قرن پیش حجاب معقولی داشتن... اصلا تاریخ خیلی در حافظه اش نداره حجابی مثل الان اروپائیان رو...
به نظرم خیلی نیاز به تحلیل نیست به تاریخ رجوع کنیم میفهمیم این حجاب فعلی با پیدایش و گسترش رسانه ها و تحت یک سری مدیریتهای صهیونیستی شکل گرفت... این مدل پوشش به این گستردگی در جهان اصلا سابقه نداشته... 
حرفم اینه که اینکه عقل حداقلی چی رو میپذیره خیلی تحلیل خاصی نمیخواد... روجوع به تاریخ بهتر این رو به ما میگه...
میخوام بگم عقل حداقلی انسانی برای پوشش اجتماعی زن حداقل قائل به چیزی شبیه دامن و پوشیده بودن بالاتنه هست... برای پوشش سر هم واقعا بعید میدونم عقل حداقلی  رای به عریانی کامل سر بده...
معتقدم همون مسئله "جو غالب" یک طبع ثانوی در مردم ایجاد کرد... در واقع این عقل نیست که میگه پوشش مقبول همینه که عموم اروپائیان دارن... بلکه این القائات رسانه هاست که داره جو غالبی درست میکنه و ناس رو متاثر میکنه... این اغواگری هست...
والا چرا تا قبل از سلطه رسانه ها پوشش مقبول اروپائیان خیلی محجوب تر بود؟

حالا اروپا رو که من واقعا مستضعف فکری میدونم دلایل فراوان هم دارم اما ناراحتی ام از ایران هست که جو رسانه ای و مدیریت ناکارآمد لیبرالی در طی دهه های اخیر عقلانیت رو از ناس گرفت و اونها رو تابع اوهام و بازیچه جو رسانه ها کرد...

اما در رابطه با نشستن:
ببینید من نمیخوام بگم اروپائیان چون کثیف هستن پس بی عقل هستن... نه... میگم چون ضعیف العقل هستن طهارت درستی ندارن... اگر به قول شما استحمام روزانه فرهنگ عمومی شون هم باشه... این به معنای فرهنگ صد در صدی نیست... لذا اگر فقط ده درصد مردم بنا به دلایلی نتونن این استحمام روزانه رو داشته باشن خیلی طبیعی و منطقی هست که یه سری اماکن همچین بوهایی استشمام بشه... مگر اینکه با تهویه و بوهایی که وارد محیط میکنن اون بو رو پوشش بدن...
به هر حال اون استاد انسان شریفی بود و صرفا داشت خاطراتش رو تعریف میکرد... نعوذ بالله دروغ که نمی گفت...
برای مستضعف بودن اروائیان واقعا مثال فراوانه... مثلا شما یه مقایسه بین نظریه پردازان اونها و ما بکنید...
توی مباحث فلسفه که من ورودی داشتم واقعا فیلسوف هزار سال پیش ما با فیلسوف حتی زمان اخیر اونها قابل مقایسه نیست... واقعا سط درکشون از مسائل هستی شناسی خیلی تنزل یافته هست... در حالی که دین شناسنامه ای غالبشون از ادیان توحیدی بوده و با آثار فلسفی اندیشمندان برجسته ما مثل ابن سینا هم آشنایی زیادی داشتن... 
سوال اینه که با وجود این آشنایی ها چرا سطح درکشون اینقدر تنزل یافته هست در هستی شناسی... کسی که هستی شناسی اش ضعیف باشه به تبع روانشناسی اش هم همینه، در مسائل اجتماعی هم خیلی عمیق نمیشه... سوال اینه که چرا؟... چرا دانشمندانشون اینقدر در سطح شنا میکنن؟... چرا قدرت عمق گیری ندارن؟ (در مقایسه عرض میکنم)

مستند تر بگم
هایدگر از فیلسوفان برجسته قرن 20 اونهاست ... کتاب هستی و زمان ایشون شاهکار فلسفی قرن 20 غربی هاست..
جناب هانری کوربن فیلسوفی فرانسوی هست که این کتاب هستی و زمان رو با همکاری خود هایدگر به فرانسه ترجمه کرد... با هایدگر حشر و نشر داشت...
وقتی اومد ایران و با علامه طباطبایی اآشنا شد و کتب اندیشمندانی مثل سهرودیو سید حیدر آملی و ابن عربی رو خوند  میگفت هایدگر با تمام هیمنه اش در مقابل بزرگانی مثل سهروردی و ابن عربی مقدمه ای بیش نبود....
این اعتراف یک فیلسوف فرانسوی هست...

یا یادمه یه بار اساتید دانشگاه رفته بودن خدمت مقام معظم رهبری... استادی در مورد رویکرد متفاوت به تاریخ گفت... آقا خیلی خوشش اومد و گفت من یک پیشنهاد میدم... شما یه رویکرد متفاوتی هم نسبت به جغرافیا رو هم در تحقیقاتتون بیارید... تحقیق کنید ببینید چرا حونین ترین جنگ های تاریخ در طول زمان یا در  غرب بوده یا توسط غرب شروع شده... طوری که جنگ افروزانی امثال چنگیز باید برن پیش اونها شاگردی کنن...
سوال آقا بسیار سوال راهبردی ای هست... چرا از اون منطقه اینقدر شر برمیخیزه؟ زمین اونجا که نفرین شده نیست... شر از انسانهای اونجا برمیخیزه...
جایی که شر زیاد برمیخیزه عقلانیت نمود چندانی نداره....  

وقتی ما میگیم عقل
و وقتی غربی‌ها میگن عقل
با هم فرق نداره؟

پاسخ:
چرا تفاوت هایی هست...
اما حتی عقل تجربی اونها هم الان به مضر بودن این پوشش رایج شون رسیده...
و در قسمت نظرات عرض کردم که عقل تجربی عقل حداقلی هست... این عقل بعد از دو قرن تجربه اون پوشش تازه اون هم به مرور داره به این نتیجه میرسه که باید از این پوشش فاصله بگیره...
دو قرن برای فهم همچین موضوعی خیلی زیاده... خیلی...
تا وقتی روانشناسیِ ما غربیه پس نباید انتظار تبیین حجاب رو از روانشناسا داشته باشیم . اساتید روانشناسی ما عموما با حجاب و اسلام مشکل دارن چه برسه به اینکه بخوان برای مردم قوانین اسلامی رو جا بندازن . تا وقتی ما علوم انسانیمونو از غربِ مستضعفِ فکری می گیریم همین آش و همین کاسه هست .
پاسخ:
اعتراض من هم همینه... مگه نظام و تفکر انقلابی گفته باید روانشناسی غربی در کشور تدریس بشه؟
چه کسانی اصرار دارن علوم انسانی غربی در کشور تدریس بشه
آیا نباید از مدیریت لیبرالی کشور اینها رو مطالبه کرد که چرا سر فصلها رو عوض نکردن؟
متفکر و دانشمند و اهل نظر نداشتیم؟
در کشوری که ام القراء شیعه هست هنوز باید تفکرات فروید و یونگ و کی و کی اک تدریس بشه؟
قبل از هر چیز باید بگم تا حالا تحلیل به این زیبایی از حجاب ندیده بودم.
دست مریزاد:)
+و در تکمیل فرمایشاتتون باید اضافه کرد که وضعیت نامناسب اقتصادی هم کم تاثیری ندارد.
برای مثال دختری که بهتره بیشتر وقتش رو در خونه بگذرونه مجبور میشه وارد اجتماع بشه و شونه به شونه مرد کار کنه...
در اول ممکنه در حفظ حجابش بکوشه اما بعد ها کم کم حس میکنه که برای انجام بعضی کارها واسش محدودیت ایجاد میکنه! و...
پاسخ:
سلام 
خوش اومدید
نظر لطف شماست...

دردهای در این باب الی ما شا الله داریم...
خیلی برام جالب شد میشه این مساله رو با پست های بعدی باز تر کنید؟
پاسخ:
اگر ابهامی دارید بپرسید تا بدونم چیش واضح نیست
خب در مورد حکم عقل به حجاب من هم همینها رو گفتم. که حکم عقل در همین حدیه که شما گفتید نه در حد وجه و کفین! در نتیجه نمیشه از وحی مایه نذاشت.
الان در جامعه ی بی حجابهای ایران ببینید. نزدیک هفتاد هشتاد درصدشون از مو بی حجاب هستند. فقط بیست یا سی درصدشون مظاهر دیگه ی بی حجابی رو هم دارن. غالب اونها با مسئله ی پوشش "کامل" مشکل دارن که استناد ما وحیی است.
در غرب هم همینه. جامعه ی نرمال غرب هم پوشش نرمالی دارند. و بی حجابیِ بدن رو به حساب تلاش برای جاذبه ی جنسی میدونن و در عرف نمی پسندن (هرچند که فرهنگشون آزادیِ اون شخص برای  انتخاب عریانی رو بپذیره)
در مجموع منظورم اینه که این پست خیلی هم راهگشا نیست. البته در نظر بنده.
پاسخ:
راستش متوجه منظور شما نمیشم
مگه در جامعه ما مشکل بر سر حجاب چادر هست؟
یعنی مشکا این نیست که چادری کم داریم
بلکه مشکل اینه که پوشش های محرک زیاد داریم... من هیچ وقتی یه مانتویی (نه مانتوهای رایج چند سال اخیر که غالبا جذب هستن) که بخشی از موهاش هم پیداست رو تهدید بزرگی نمیدونم...
من به شخصه خانمی با کت و شلوار های راسته و غیر چسبان رو از خیلی از مانتویی های امروز با حجاب تر میدونم... 
مشکل ما در جامعه بر سر حجاب حداقلی هست... آیا برای حجاب حداقلی باید از وحی مایه گذاشت؟
ما در سطح حکومتی هرگز دغدغه حجاب چادر نداریم... اگر این دغدغه بود اخبار گوی دولتی ما مانتویی نبود...
من معتقدم حجاب چادر هم نیازی به مایه گذاشتن از وحی نداره... منتها از عقل حداقلی هم انتظار درک چادر رو نداریم...
به نظر من تلقی من از مشکل موجود با تلقی شما از مشکل موجود فرق داره...
من با شما موافقم اما به نظرم سطح نگاهمون به مشکل بی حجابی متفاوته.
الان سوال از شما می پرسم. دختری که حجاب مانتو داره و چسبان هم نیست ولی موهاش کاملا متعمدا بیرون از روسری و مقنعه ست رو باید از منکر نهی کرد یا نه؟ یا آیا من می بینم که در مسیر بازگشتم از آبشار دختری با پوشش بدنیِ کامل و پوشیده، روسریشو بالکل از سر برمیداره که از خودش و آبشار عکس بگیره باید چیزی بگم؟ اون دختر بعد از عکس گرفتن شالش انداخت رو سرش و مسیر رو ادامه داد.
یا دختری که حجاب بدنش مناسبه و فقط قدری از موهاش بیرونه و دستهاش تا نیمه ی ساق!
سوال اینه. حاشیه نرید و همین سوالات مصداقی منو پاسخ بدین که سطح نگاه و منظور شما رو بهتر دریافت کنم.
آیا کاری که میکنه به لحاظ شریعت منکره؟ یا چون حجاب حداقلیِ عقل پسند رو داره خیلی هم خوبه؟
احساس میکنم شما تاکیدتون بر پوشش بدن و حفظ حیای معقول و عقل پسندهست. خب همه ی این مثالهای من از این مقدار حیا برخوردارند و به قولی بدن نما نیستند و به دنبال ایجاد جاذبه ی جنسی هم نیستند. باید چه واکنشی در قبالشون داشته باشیم؟
من درگیر چادر نیستم. من الان سوالم در مورد حد شرعیه. شما با کت و شلوار باش ولی فقط وجه و کفینت آشکار باشه خیلی هم عالی. مثل حجاب در ترکیه و لبنان. این حد شرعیه که فراتر از حکم عقله و پایبندی به شریعت رو لازم داره.
من فکر نمیکنم معضل جامعه غیر چادریها یا حتی مو بیرون ریخته ها هستند اما فکر میکنم با از این حد بی حجابیه که به سطوح بالاتر میرسیم. یعنی شاید الان مشکلی نباشه اما اثراتش در دراز مدت معلوم میشه و به بی حجابی بدن میرسه.
نمیدونم خوب تونستم توضیح بدم یا نه.
پاسخ:
من عذر میخوام که مجبورم با شما یه مقدار بازتر صحبت کنم... چون میترسم مطلب درست منتقل نشه
سوال میپرسم:
کی (از مرد و زن) میتونه مدعی بشه که موهای زن هیچ تحریک جنسی آشکاری نداره؟
آیا برای فهم اینکه موهای زن تحریک جنسی آشکار داره عقل آنچنانی یا نزول وحی لازمه؟

صحبت از تحریک آشکار هست... موهای زن از جذابیت های انکار نشدنی جمال زن هست... تاثیر جنسیتی بالایی داره چطور میشه عقل حداقلی این رو نفهمه؟
من سخنم همینه... میگم اگر دختر جامعه من نمیفهمه آرایش کردن و عیان کردن موی سر به صورت تقریبا باز محرک جنسی هست این دختر شعورش دچار اختلال شده...
باید از این اختلال نجاتشون داد...
شما از من راهکار مصداقی میخواید... من نمی خوام وارد راهکار مصداقی بشم... چون معتقدم در هر مصداقی با توجه به شرایط زمان و مکان رفتار متفاوت خواهد بود...
سخته با نگارش صحبت کردن. منظورم رو نمیتونم برسونم.
من برداشتم اینه که شما میگید حکم حجاب تا حد پوشش کامل شرعی یعنی همه چیز به جز وجه و کفین با عقل بشر هم قابل استناده اما من مخالفم.
ان شالله عمری باشه و پستی گذاشتین باز صحبت میکنیم.
پاسخ:
این عقل حداقلی که میگم عقل تجربی رو هم شامل میشه... صرفا عقل تحلیلی هر شخص منظورم نیست...
مثلا خیلی وقت پیشا جایی خوندم که دانشمندانی گفتن در اثر نگاه مرد نامحرم بر زن امواجی تولید میشه که موجب پیری زودرس زن میشه...
یا جوامع به تجربه یافتن جلوه گری های جنسی در اجتماع شاید نفع های گذرا (جلب توجه و ..) داشته باشه اما مضرات ماندگار داره...

ما مسئله مون بر سر تجلی دادن جاذبه های جنسی هست... پیدا شدن بخش کمی از مو هر چند اثر تکوینی نا مطلوبی داره اما خیلی به عنوان جاذبه جنسی آشکار محسوب نمیشه... بحث ما بر سر فهم حداقلی هست...
اگر زنی ندونه یا نفهمه جاذبه های جنسی اش چیه که خیلی بنده خدا دچار حادثه شده شعورش...
نمیدونم شاید این مسائل رو باید از مردانی که مزاج سالمی دارن پرسید...

باشه ان شا الله در آینده به نتیجه برسیم
من با همه حرفهاتون موافق بودما. جز همون حکم عقل معمولی بشر به حد شرعی حجاب.

خواستم بگم افتراقی نداریم. همین پاسخ شما به کامنت آخرم کاملا درسته و زنان خودشون باید جاذبه ها رو بدونن و می دونن و همسرانشون هم میدونن و خوب هم میدونن. غیرت امر درونیه.
مشکل این بود که انتقال سوال و دغدغه ی ذهنیم میسر نیست.
اما جالبه یه بار آقای ازغدی گفتن اگر یه نظرسنجی از مردهای دنیا باشه که بگن حجاب آری یا خیر، نود درصدشون میگن خیر.
دلیلش هم غریزه ی مردانه ست که حق لذت بردن از نگاه رو برای خودش و همجنسش قائله (یعنی دقیقا علم به جنبه های جاذب جنسی در زن) و اونقدر به این حق معتقده و زن رو وسیله ی لذت می بینه(عدم احترام به زن) که از همسرش هم تا حدودی حاضره چشم پوشی کنه تا بگه من همچین وسیله ای دارم و احساس قدرت و برتری کنه مثل چشم و همچشمی زنانه(البته تا یه حدی دیگه) و اون ده درصد باقی مونده هم که میگن حجاب شرعی باشد به خاطر ایمانشونه و همه شون از مومنین هستند که میخوان روح و دلشون پاک باشه و به آلوده گری بی حجابی باور دارن.

ان شالله.
پاسخ:
به نظرم بهتره تمومش کنم...
واقعا ممنونم بابت حوصله و مشارکت شما
اونی که مردا میگن خیر اون حکم عقلشون نیست... حکم هوای نفسون هست...
خدا به حکم رحمت رحمانی اش به هر انسانی حداقلی از عقلانیت رو داده تا بتونه با اتکا به اون رشد کنه... عقل حجت درونی هست طبق روایات ما....
عقل منفعت گراست... هر چه عقل قویتر منفعت ماندگارتر و دورتر رو میبینه...
اینکه میگیم عقل حداقلی... یعنی نفع حداقلی و مستمر هر مردی برای لذت جنسی تمام تر اینه که زنها زیاد بر اون عرضه نشن...
وقتی مرد به جای حظ واقعی جنسی صرفا توسط قوه جنسی اش، حظ بصری ببره تمایل جنسی اش دچار اختلال میشه...
و نیاز جنسی اش دچار ضعف میشه و با تتمه اون قوه دچار تنوع خواهی جنسی میشه...
یعنی به جای اینکه قوه جنسی اش موجب آرامشش بشه موجب تشویشش میشه...

این اصلا مسئله پیچیده ای نیست و پیزوری ترین روانشناسی ها هم باید متوجه این مسئله بشن...
روانشناسی فعلی هم چون بر پایه رفتار شناسی بنا شده (تجربه) عقل حداقلی هست...

البته معقول بودن حجاب شرعی و قابل فهم بودنش حتی بدون حکم شرع نظر منه... و به نظر خودم مبرهنه... شما میتونید نپذیرید

موید باشید

معلوم نبود که صحبت آقای ازغدی رو در تایید حرفهای شما گفتم؟!! :/

بله من حجاب شرعی "تا حد وجه و کفین" رو به تنهایی با عقل قابل اثبات نمیدونم. البته عقل معمولی بشر رو عرض میکنم و نه لب. وگرنه دین و عقل در تایید هم هستند.

همچنین شما.
پاسخ:
خیلی به تایید یا ردش فکر نکردم... بیشتر خواستم تکمیلش کنم... چون فکر کردم ممکنه نظر ایشون درست منتقل نشه
من نسبت به کلمه حجاب شرعی احتیاط میکنم... چون نمیدونم روایتی در مورد حد شرعی حجاب داریم یا نه... 
آیا این وجه و کفین که شما میگید روایت و آیه هست یا اجتهاد و فتوای مجتهدین ماست؟

منظور من از حجاب، پوشاندن جاذبه های جنسی هست...
به نظرم این مسئله رو عقل حداقلی درک میکنه... عقل حداقلی صرفا شامل تحلیل فکری یک شخص نمیشه... بلکه مجموعی از تجارب اجتماعی، دانش تجربی و تجارب شخصی هست)
من فتوای مجتهدین رو عرض میکنم که اجماعشون بر این مورد، جایی برای احتیاط باقی نمیذاره.
وجود مجتهد اصولا بر همین مبناست که او آیه و روایت رو با علم دین استخراج کنه و نه من. هرچند اگر اختلاف نظر وجود میداشت قبول دارم که احتیاط پسندیده بود.
پاسخ:
آهان خب حالا بهتر شد...
بله مجتهدین وظیفه شون هست که با قوه اجتهادشون احکام رو استخراج کنن...

من برای عقل حداقلی نظرم روی همون درک جاذبه های جنسی هست و اینکه باید اونها رو پوشوند...
ربطی هم به شرع نداره... به نظر من حرف من (پوشاندن جاذبه های جنسی) با اون حجاب شرعی که شما میگید فرق داره... مثلا در برخی مناطق کشور ما (بیشتر محیط روستایی) موی سر رو کامل میپوشونن، بدن پوشیده هست اما گردنشون پیداست... این اندازه از پوشش الزاما نیاز به حکم شرع نداره...
اگر کسی میفهمه جاذبه های جنسی اش رو  و نمی پوشونه یا بد میپوشونه طوری که جلوی جلوه گری اش رو نمیگیره، دچار شده... دچار به چی؟...
به خیلی چیزا ممکنه دچار شده باشه... 
ممکنه کلا تحت تاثیر جو رسانه ای باشه... ممکنه نیازی یا خلائی مجبورش کرده باشه و ....

خب اینو که من از اول میگفتم حد "وجه و کفین" رو میگم که عقل معمولی بهش نائل نمیشه!
چند بار اینو گفتم؟ تو همه ی کامنتهام هست.
وای احساس میکنم اصلا حرفهامو نخوندین. 
بذارین بعدا ادامه میدیم من انرژیم از بین رفته!
پاسخ:
دقیقا تحلیل رفتن شما رو متوجه میشدم...
خودم ناراحت بودم از این اتفاق..
من کامل نظر شما رو خوندم...
اما وقتی سخن از حد شرع میگفتین فکر میکردم اون وجه و کف سخن معصوم هست
میدونید تفاوت حکم معصوم با حکمی که مجتهد میده چیه؟
حکم معصوم نص هست... یعنی مطابق با تکوین عالمه... علاوه بر حجت بودن اثر تکوینی هم بهش مترتبه
اما حکم مجتهد الزاما نص نیست... اجتهاد ایشونه ممکنه نص باشه ممکنه نباشه... اما برای مقلدینش حجته...  اگر نص باشه اثر تکوینی بهش مترتبه اگه نباشه اون اثر تکوینی رو نداره...

برای من این مهمه...
مجتهد حدود جزئی مشخص میکنه...
سخن من اصل کلی هست که عقل تنزل یافته باید درکش کنه (تجلی ندادن جاذبه جنسی)

ببخشید که اذیت کردم... اما نظرات شما رو با دقت خوندم...
فکر میکردم معصوم همچین حدی تعیین کرده و یه مقداری توی فضای محاسبات خودم بودم...

بعدا نوشت:
من هم چندین بار تاکید کردم که منظورم تجلی ندادن جاذبه های جنسی هست... گفتم این رو عقل حداقلی میفهمه... و مشکل حجاب در جامعه ما اینه که جاذبه های جنسی شون رو تجلی میدن... سخن از مانتو یا چادر نیست...
سلام.
من این چند روز به این پست فکر کردم.اومدم چیزی در مورد محرک پوشی بگم دیدم شما توی یکی از جوابهاتون بهش اشاره کردید.
حالا حرف خودم: مسئله الان مملکت ما بودن یا نبودن حجاب نیست. بلکه محرک پوشیه! محرک پوشی در بستر عمومی جامعه و میل بهش نشونه اختلالات روانیه. ربطی هم به جنسیت نداره. هم مرد میتونه محرک بپوشه ب هم زن.  اما این اختلال در زنان شایع تره.  اماسوال مهم اینجاست: چرا در مملکت اسلامی ما میل به محرک پوشی اینقدر گسترده شده تا جایی که حتی دامن مردان ما رو هم گرفته و کم هم نیستن؟!
چرا روی اسلامی بودن مملکت تاکید کردم؟ چون رویکردای اسلامی غالبا پیشگیرانه ست و رویکردای غربی اغلب درمانگرانه. توی مملکتی که راه های پیشگیرانه برای سلامت روح داره چرا باید یه اختلال این همه اپیدمی بشه؟!
خیلی دلایلش متعدده. راستش دیگه حوصله ندارم این جور چیزا رو خیلی بنویسم. خودتون میدونید دیگه...


http://al-shia.blog.ir/post/308/اسماء-بنت-ابی-بکر-و-پوشیدن-لباس-بدن-نما-پس-از-نزول-آیه-ی-حجاب

حالا راوی سنیه ولی بالاخره راهگشاست.نتونستم منبع شیعه شو پیدا کنم فعلا.

پاسخ:
سلام
همینطوره... محرک پوشی مشکل جامعه ما هست...
و من حرفم اینه که حجابی( پوششی) که محرک پوشی نباشه رو عقل حداقلی تشخیص میده...
برای رفع این مشکل نیازی به مایه گذاشتن از وحی نیست...

ممنون بابت اون لینک...